دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

فرمود: «شب بيا، چيزى به تو خواهم داد».

نزدش رفتم، در حالى كه يكى از فرزندانم دستم را گرفته بود. به او
گفت: «بيرون برو».

آن‏گاه به من گفت: «پيش بيا». دست دراز كردم. از شدّت گرسنگى
فكر كردم كه كيسه است. دستم را روى آهنى گداخته گذاشتم. وقتى آن
را گرفتم، رهايش كردم و فرياد كشيدم، چون گاو كه از دست قصاب،
فرياد مى‏زند. به من گفت: «مادرت به عزايت بنشيند! اين سوز از آهنى
است كه با آتش دنيا آن را داغ كرده‏ام. حالِ من و تو، فردا كه با زنجيرى
از جهنّم كشيده شويم، چگونه خواهد بود؟».

آن‏گاه اين آيه را خواند: «إِذِ الاْءَغْلالُ فِىآ أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ
يُسْحَبُونَ؛ 1 هنگامى كه غُل‏ها در گردن‏هايشان افتاده
و با زنجيرها كشانيده مى‏شوند».

آن‏گاه افزود: «پيش من، جز آن مقدار حقّى كه خداوند براى تو
واجب كرده، چيزى جز آنچه كه ديدى، نيست. پس نزد خانواده‏ات
برگرد».

معاويه شگفت‏زده شد و گفت: هيهات، هيهات! زنان از اين كه چون
او بزايند، ناتوان‏اند. 2

3918 .تاريخ دمشق ـ به نقل از جابر ـ: روزى نزد معاوية بن
ابى سفيان بوديم. بر تخت خود نشسته بود و عمامه‏اى بر سر نهاده بود
و لباس بلندى پوشيده بود و چشم‏هايش را به راست و چپ
مى‏چرخانْد و سران قريش و رؤساى عربِ قحطانى در پايين تخت،
نشسته بودند و همراه او، دو تن بر تخت او نشسته بودند: عقيل بن ابى
طالب و حسن بن على عليهما السلام ؛ و زنى پشت پرده بود كه با آستينش به چپ
و راست، اشاره مى‏كرد.


1 -  غافر، آيه 71 .

2 -  شرح نهج البلاغة: 11/253، بحارالأنوار: 42/118 .

/ 458