دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

نسبت به بزرگى او بيشتر از من مى‏دانى، ولى تو
مخفى نگه مى‏دارى و من آشكار مى‏كنم؛ و امّا رسوا شدن من، كسى كه
با ابو الحسن رو به رو شود، رسوا نمى‏شود. 1

3931 .الأمالى ـ به نقل از محمّد بن اسحاق حَضْرَمى ـ: عمرو
بن عاص از معاويه اذن ورود خواست. وقتى وارد شد، معاويه، شروع
به خنديدن كرد. عمرو گفت: اى امير مؤمنان! چرا مى‏خندى؟ خداوند،
تو را همواره شادمان بدارد!

گفت: ياد على بن ابى طالب افتادم كه با شمشيرش بر سرِ تو آمد و
خود را از او پاس داشتى و فرار كردى.

عمرو گفت: اى معاويه! آيا مرا سرزنش مى‏كنى؟ شگفت‏تر از اين،
روزى است كه تو را براى هماوردى خواست و رنگ تو پريد، دلت به
تاپ تاپ افتاد و سوراخ بينى‏ات گشاد شد. سوگند به خدا، اگر
هماوردى مى‏كردى، گردنت به درد مى‏آمد، كسانت يتيم مى‏شدند و
حكومتت بر باد مى‏رفت.

و عمرو، شروع به خواندن اين شعر كرد:

*معاويه! جنگجوى شجاع را به اين خاطر، سرزنش مكن

*
كه با جنگجويى كه جنگجويان بر او برترى نمى‏يابند، روبه‏رو شده
است.

*معاويه! اگر ابو الحسن را رو در رو در جنگ ببينى

*
وسوسه‏ها، زيركى‏ات را سست خواهند كرد.

*و يقين مى‏كنى كه مرگ، حقّ است

*
و اگر نگريزى، چنگ در جانت مى‏افكند.

*تو را مى‏خوانَد و در چند قدمى او گوش، كَر مى‏شود

*
و درخشش شمشير، نَفَستْ را به تنگنا مى‏اندازد.

*آيا مرا سرزنش مى‏كنى، به هنگامى كه نوك نيزه‏اش به من
رسيد

*
و مِنقار جنگ، مرا در خود گرفت؟


وقعة صفّين: 470 ـ 472، شرح
نهج البلاغة: 15/122 ـ

124 .

/ 458