دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و در حالى كه بوى حنوط از من
مى‏آمد، شروع به صحبت كردم.

گفت: اى سليمان! اين چه بويى است؟ سوگند به خدا يا راستش را
بگو و يا تو را خواهم كشت.

گفتم: اى امير مؤمنان! فرستاده شما در دلِ شب به دنبالم آمد. پيش
خود فكر كردم كه امير مؤمنان، در اين وقت، جز براى اين كه از فضايل
على بپرسد، به دنبال من نفرستاده است و اگر من به او از فضايل على
خبر بدهم، مرا خواهد كشت. بنا بر اين، وصيّتم را نوشتم، كفنم را
پوشيدم و حنوط كردم.

منصور، راست نشست و گفت: «لا حول ولا قوّة إلاّ باللّه‏ العلى
العظيم؛ هيچ توان و نيرويى جز به سبب خداوند والامرتبه با عظمت
نيست و آن‏گاه افزود: اى سليمان! مى‏دانى نام من چيست؟

گفتم: آرى اى امير مؤمنان!

گفت: نامم چيست؟

گفتم: عبد اللّه‏ طويل، پسر محمّد، پسر على، پسر عبد اللّه‏، پسر
عباس، پسر عبدالمطّلب.

گفت: درست گفتى. سوگند به خدا و به خويشاوندى من با پيامبر
خدا، به من بگو چه مقدار روايت از همه دين‏شناسان درباره فضايل
على نقل كرده‏اى و چه‏قدر است.

گفتم: اى اميرمؤمنان! كم.

گفت: چه‏قدر؟

گفتم: ده هزار حديث و يا بيشتر.

گفت: اى سليمان! در فضايل على، دو حديث برايت نقل مى‏كنم كه
همه حديث‏هايى را كه از دين‏شناسان روايت كرده‏اى، مى‏خورَد. اگر
سوگند بخورى كه

/ 458