دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مأمون گفت: اين حديث، ناشدنى است؛ چون در بهشت،
كهن‏سال وجود ندارد. روايت شده است كه زنى از قبيله اشجع، نزد
پيامبر صلي الله عليه و آله بود. پيامبر فرمود: «پيران، وارد بهشت نمى‏شوند». آن زن
گريست. پيامبر صلي الله عليه و آله به وى فرمود: «خداوند متعال مى‏فرمايد: "إِنَّـآ
أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَآءً* فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا* عُرُبًا أَتْرَابًا؛ 1
ما آنان را پديد آورديم، پديد آوردنى؛ و ايشان را دوشيزه گردانيديم؛
شوىْ دوست و هم سال"؛ و اگر مى‏پنداريد كه ابو بكر، هنگام ورود به
بهشت، جوان مى‏گردد، بدانيد كه روايت كرده‏ايد كه پيامبر صلي الله عليه و آله درباره
حسن و حسين فرموده است: «اين دو تن، سرورِ جوانان بهشت از
پيشينيان و پسينيان‏اند و پدرشان، بهتر از آن دو است».

ديگرى گفت: نقل شده است كه پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: «اگر من به
پيامبرى برانگيخته نمى‏شدم، عمر بر انگيخته مى‏شد».

مأمون گفت: اين، ناممكن است؛ چون خداوند متعال مى‏فرمايد:
«إِنَّـآ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ كَمَآ أَوْحَيْنَآ إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِن بَعْدِهِ؛ 2 ما همچنان كه به نوح و پيامبرانِ بعد از او وحى كرديم، به تو
نيز وحى كرديم» و مى‏فرمايد: «وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ
وَمِنكَ وَمِن نُّوحٍ وَإِبْرَهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ؛ 3 و ياد كن هنگامى را كه از پيامبران، پيمان گرفتيم، و از تو و از
نوح و ابراهيم و موسى و عيسى بن مريم». آيا رواست كسى كه از
وى، پيمان براى پيامبرى گرفته نشده، پيامبر شود، و آن كه از وى پيمان
گرفته شده است، كنار گذاشته شود؟

ديگرى گفت: پيامبر صلي الله عليه و آله در روز عرفه به عمر نگاه كرد و لبخند زد و
فرمود: «خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به همه بندگانش مباهات كرد و به
عمر، به طور ويژه».

مأمون گفت: اين، ناشدنى است؛ چون شدنى نيست كه خداوند، به
عمر مباهات


1 - واقعه، آيه 35 ـ 37 .

2 -  نساء، آيه
163 .

3 - احزاب، آيه
7 .

/ 458