دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

همه آنان دستور داده
بود كه كسى را انتخاب كنند و يا به بعضى چنين دستورى داده بود. اگر
به همه دستور داده بود كه انتخاب كنند، پس منتخب، چه كسى بود؟ و
اگر به بعضى از ما دستور داده است و نه همه، چاره‏اى نيست جز اين كه
براى اين بعض، نشانى وجود داشته باشد. اگر بگويى اين بعض،
دين‏شناسان‏اند، بايستى «دين‏شناس» مشخّص مى‏شد و نشانه‏هاى او
بيان مى‏شد.

ديگرى گفت: روايت شده كه پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: «هر آنچه را كه
مسلمانان نيك شمارند، آن چيز، نزد خداوند متعال هم نيكوست، و
آنچه را كه آنان بد مى‏شمارند، آن چيز، نزد خدا هم بد است».

مأمون گفت: مراد در اين كلام، يا همه مؤمنان است و يا بعضى از
آنان. اگر منظور، همه است كه چنين چيزى وجود ندارد؛ چون اتّفاق
نظر همه امّت، ممكن نيست، و اگر مراد، بعضى از آنان است، هر
گروهى نسبت به پيشواى خود، نيكى گزارش مى‏كنند، مثل روايت
شيعه درباره على و روايت حشويان درباره ديگرى. با اين وضع، كى
نظر شما درباره امامت به كرسى خواهد نشست؟

ديگرى گفت: آيا درست است كه بپندارى اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله ، اشتباه
كرده‏اند؟

گفت: چه‏طور بپنداريم كه آنان اشتباه كرده و بر گم‏راهى اتّفاق
كردند، در حالى كه واجب و سنّتى را سراغ نداشتند؛ چون تو مى‏پندارى
كه امامت، نه واجب از سوى خداست و نه سنّت از سوى پيامبر خدا؟
بنا بر اين، در چيزى كه به نظرت فريضه و سنّتى نيست، اشتباه چه معنا
دارد؟

ديگرى گفت: اگر تو امامت را براى على مى‏دانى و نه ديگرى، دليل
خود را بر اين ادّعا بيان كن.

مأمون گفت: من مدّعى نيستم؛ بلكه اقرار كننده‏ام و بيّنه (دليل) بر
مُقر، لازم نيست. مدّعى كسى است كه مى‏پندارد دادن ولايت و عزل از
آن به دست اوست و

/ 458