دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

آن‏گاه، اشك، گلوگيرش شد و مدّتى گريست ومويه‏اش بلند شد
و سپس گفت: و من، سومينِ اين قوم شدم و كسانى كه بر من خشم
دارند، بيشتر از كسانى اند كه از من خشنودند و من نمى‏توانم گناهان
شما را به دوش بكشم و خداوند جليل، نبيند كه من، گناهان شما را به
گردن گرفته‏ام و با پيامد كارهاى شما او را ملاقات كنم. اختيار
حكومتتان با خودتان! آن را بگيريد و هر كس را كه مى‏خواهيد بر شما
حكومت كند، به حكومت برسانيد. من بيعت خود را از گردن شما
برداشتم....


سوگند به خدا، اگر خلافتْ، سودى داشت، پدرم گرفتار زيان و گناه
آن شد، و اگر بد بود، به همان مقدار كه به او رسيد، بس است.


آن‏گاه از منبر فرود آمد. نزديكان و مادرش به وى وارد شدند و
ديدند كه مى‏گِريد. مادرش به او گفت: اى كاش تو لكّه حيض بودى و
[اين] ماجراى تو را نمى‏شنيدم!


گفت: سوگند به خدا، من همين را دوست مى‏داشتم، و افزود: واى
بر من اگر خداوند به من رحم نكند!


بنى اميّه به معلم او (عمر مقصوص) گفتند: تو اينها را به او آموزش
داده‏اى و اينها را به وى املا كردى و او را از خلافت، باز داشتى و
دوستى على و اولادش را برايش آراستى و او را بر نسبت دادن ظلم به
ما وادار ساختى و بدعت‏ها را براى وى نيكو ساختى تا آن كه اين
سخنان را به زبان آورد و گفت، آنچه را كه گفت.


وى گفت: سوگند به خدا، من چنين نكردم؛ بلكه سرشت و طينت او
بر دوستى على بود.


اين سخن را از او نپذيرفتند و وى را گرفتند و زنده به گور كردند تا
مُرد. 1




حياة الحيوان الكبرى: 1/57.

/ 458