دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 8

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 8

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

3986.تاريخ اليعقوبى: آن‏گاه، معاوية بن يزيد بن معاويه كه
مادرش امّ هاشم دختر ابى هاشم بن عتبة بن ربيعه بود، به مدّت چهل
روز به پادشاهى رسيد و گفته شده است به مدّت چهار ماه. وى داراى
روشى نيكو بود. براى مردم سخنرانى كرد و گفت:


حمد و ثنا بر خداوند باد! اى مردم! شما گرفتار ما شديد و ما هم
گرفتار شما شديم. ما از ناخشنودى شما از ما و بدگويى بر ما نا آگاه
نيستيم. همانا جدّم معاوية بن ابى سفيان، با كسى كه به خاطر نزديكى با
پيامبر خدا بر او سزاوارتر بود، در كارِ حكومت، درگير شد؛ با كسى كه
سزاوارتر از او در اسلام، پيشى گيرنده بر مسلمانان، اوّل مؤمنان، پسر
عموى پيامبر خداى جهانيان، و پدرِ بازماندگانِ خاتم پيامبران بود.


رفتارى كه با شما كرد، مى‏دانيد، و آنچه كه شما با او كرديد، برايتان
نامعلوم نيست، تا آن كه مرگش فرا رسيد و گرفتار اعمالش شد. آن‏گاه،
پدرم زمام امور را به دست گرفت، در حالى كه اهل كارِ نيك نبود، طبق
هواى نفسش عمل كرد، اشتباهاتش را نيكو شمرد و آرزوهايش بزرگ
شد. پس آرزو او را به جاى نهاد و مرگ، عمرش را كوتاه كرد.
برخوردارى‏اش كم و دورانش بُريده شد و به گور رفت و گرفتار
گناهش و اسير جُرم‏هايش شد.


آن‏گاه گريست و گفت: سخت‏ترين كار بر ما، آگاهى يافتن ما از بدى
فرجام و زشتى جايگاهش است. عترت پيامبر صلي الله عليه و آله را كُشت و حرمت
[آنان [را شكست و كعبه را سوزاند. من كارهاى شما را به عهده
نمى‏گيرم و پيامد كارهايتان را به دوش نمى‏كشم. حكومتتان در اختيار
خودتان! سوگند به خدا، اگر دنيا نفعى داشت، ما از آن بهره گرفتيم، و
اگر شر بود، آل ابو سفيان، به مقدار كافى از آن برخوردار شده‏اند! 1





تاريخ اليعقوبى: 2/254.

/ 458