دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 9

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 9

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید



درخشان‏ترين سرّ الهى دفن شده است.

*اى كشتى نجات! آرزوى من، جز در تو

*
كشتى‏اى براى نجات، نيافته است.

*پيشواى هدايت! از گناهانى كه ديده‏هاى ما را

*
گريان ساخته، به درِ خانه تو پناه جُسته‏ايم.

*نزد تو آمده‏ايم. شفاعتمان كن و پناهمان ده

*
در روزى كه نه مال، سودمند است و نه فرزند.

*خداوند با على براى مردم، باب خيرى گشوده

*
كه همه ما بدان روى آورده‏ايم.

*به آنان كه قصد خانه او كرده‏اند بگو:

*
به سلامت گام نهيد كه همواره در امانيد.

او درى است كه بِدان، اميد است و آن در را
[به ابجد] «باب المراد للزائرين (درِ مرادِ زائران)»، تاريخگذارى كرده‏اند. 1

10 / 62

ايرج ميرزا 2

4070.ايرج ميرزا در وصف مولا على عليه السلام مى‏گويد:




  • *برآمد بامدادان مِهر انور
    *تو پندارى كه زرّين شاهبازى
    *و يا از بهر اثبات رسالت
    *و يا گويى عروسى ماه رخسار
    *كنون برداشت از سر معجر خويش
    *و يا گويى كه در اين جشن فيروز
    *و يا تا عود سوزند اندر اين بزم
    *سپهر افروخته زرّينه مِجمر



  • *جهان را كِسوت نو كرد در بر
    *همى گسترد در صحن فلك، پَر
    *كف موسى همى شد ز آستين در
    *شب دوشينه بر سر داشت مِعجَر
    *جهان از طلعت او شد منوّر
    *فلك افروختستى مشعل زر
    *سپهر افروخته زرّينه مِجمر
    *سپهر افروخته زرّينه مِجمر



*

1 - أعيان الشيعة: 8
* 41.


2 -  ايرج ميرزا فرزند غلامحسين ميرزا، نواده فتحعلى‏شاه، در سال 1253ش، به دنيا آمد.
تحصيلات فارسى و عربى را در تبريز گذراند و زبان فرانسه را نيز آموخت. در نوزده سالگى وارد خدمات دولتى شد و مدّتى وزير
معارف بود. وى سفرى به اروپا كرد و در بازگشت، در تهران به سكته قلبى در سال 1304ش، درگذشت. اشعار وى ساده و روان است
و هجو در آن بسيار است.

/ 488