دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 9

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 9

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید



مؤمن، به من
اقتدا كند و من به دوستانم ملحق شوم». 1

4579.الغارات ـ به نقل از عقبة بن علقمه ـ: وارد خانه على عليه السلام
شدم. در پيش رويش ماست ترشى ـ كه ترشى آن مرا آزار مى‏داد ـ و نان خشكى قرار داشت. گفتم: اى
اميرمؤمنان! اين را مى‏خورى؟

فرمود: «اى ابوالجنوب! پيامبر خدا را ديدم كه خشك‏تر از اين را مى‏خورد و خشن‏تر از اين را
مى‏پوشيد (و به لباسش اشاره كرد) و من اگر روشى را كه او در پيش داشت، در پيش نگيرم، مى‏ترسم
كه به او نپيوندم». 2

4580.مسند ابن حنبل ـ به نقل از عبد اللّه‏ بن زرير ـ: در
روز عيد قربان، وارد خانه على بن ابى طالب عليه السلام شدم. شوربايى را جلوى من گذاشت.

گفتم: خداوند، خيرت دهد! اى كاش اين مرغابى را [براى ما آماده مى‏كردى و [جلوى ما
مى‏گذاشتى! خداوند بركت را فراوان ساخته است.

فرمود: «اى پسر زرير! از پيامبر خدا شنيدم كه مى‏فرمود: "براى خليفه، از مال خدا جز دو
ظرف غذا حلال نيست: ظرف غذايى كه خود و خانواده‏اش آن را مى‏خورند و ظرف غذايى كه در
پيش مردم مى‏گذارد"». 3

4581.المناقب ـ به نقل از سويد بن غفله ـ: در دار الحكومه، بر
على عليه السلام وارد شدم و ديدم كه نشسته بود و در پيشش كاسه بزرگى بود كه در آن، ماستى ترش بود ـ
كه از شدّت ترشى، بوى ترشى‏اش به دماغم مى‏خورد ـ و در دستش تكّه نانى بود كه سبوس جو را در
آن مى‏ديدم .

فرمود: «پيش بيا و از اين غذاى ما بخور».

گفتم: من روزه‏ام.


1 -  ربيع الأبرار: 2/693، تنبيه الخواطر:
1/48.

2 -  الغارات: 1/84، مكارم الأخلاق: 1/345/1115 ، مناقب
آل أبى طالب: 2/98.

3 -  مسند ابن حنبل: 1/169/578، فضائل الصحابة،
ابن حنبل: 2/724/1241.

/ 488