دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 9

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 9

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید



آن‏گاه به مسجد آمد و از ريگ‏ها كُپّه‏اى ساخت و روى آن، دراز كشيد. پدر نوجوان آمد
و گفت: پسرم شما را نشناخت. اين دو درهم، سود [من از] آن است. اينها را بگير.

فرمود: «آن را قبول نمى‏كنم. او با من چانه زد و من هم چانه زدم و با هم از روى رضا توافق
كرديم». 1

4624.دعائم الإسلام ـ درباره امام على عليه السلام ـ
[على عليه السلام ] از مسجد خارج شد و به منطقه دار فرات ـكه آن روزها بازار كرباس‏فروش‏ها بود آمد.
ديد پيرمردى لباس مى‏فروشد. فرمود: «اى پيرمرد! لباسى به سه درهم به من مى‏فروشى؟».

مرد سر پا ايستاد و گفت: آرى، اى امير مؤمنان!

وقتى فهميد كه او وى را شناخته است، فرمود: «بنشين».

آن‏گاه، نزد ديگرى آمد. او هم چنين كرد.

فرمود: «بنشين».

آن‏گاه، پيش نوجوانى آمد. نوجوان از وى روى برگردانْد و به وى توجّه نكرد. از او لباسى به
سه درهم خريد و آن را پوشيد. لباس، بين نوك ساق تا روى پا[يش [مى‏رسيد. آن‏گاه به آستين آن
نگاه كرد. ديد كه از دستش بيرون زده است. قسمت زيادىِ آن (از مقدار انگشتانش) را قطع كرد و
آن‏گاه گفت: «سپاس، خدايى را كه از لباس چيزى به من ارزانى داشت كه با آن در بين مردم، خود را
مى‏آرايم، عيوب خود را مى‏پوشانم و شرمگاهم را پوشيده مى‏دارم. سپاس، خداى جهان
راست».

مردى به وى گفت: اى امير مؤمنان! اين، سخنى است كه از پيش خود گفتى يا حديثى است كه
از پيامبر خدا شنيدى؟

فرمود: «پيامبر خدا، هرگاه لباس مى‏پوشيد، اين را مى‏گفت». 2


1 -  روضة الواعظين: 121، مكارم الأخلاق: 1/246/730،
بحارالأنوار: 79/309/14.

2 -  دعائم الإسلام:
2/156/556. نيز، ر. ك: مسند ابن حنبل: 1/331/1352 و 1354.

/ 488