دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 9

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 9

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید



على عليه السلام همچنين در يَنبُع، بُغَيبغات را هم آباد كرد كه چندين چشمه بود از جمله آنها
چشمه‏اى بود كه به آن، «خيف 1 اَراك» مى‏گفتند و چشمه ديگرى كه به آن «خيف ليلى»
مى‏گفتند و چشمه ديگرى كه از آن به «خيف بسطاس» ياد مى‏شد كه در آن، راسته‏اى از نخل
بود.

[آبادىِ] بغيبغات، از جمله آثارى بود كه على عليه السلام خود شخصا آن را ايجاد كرد و وقف نمود و
همواره جزو موقوفات بود تا آن كه حسين بن على عليهما السلام آن را به عبد اللّه‏ بن جعفر بن ابى طالب داد
كه از محصول آن استفاده كند و از آن براى اداى قرض‏ها و مخارجش سود بجويد و نيز براى آن كه
دخترش را به يزيد بن معاوية بن ابى سفيان ندهد. عبداللّه‏، اين چشمه‏ها را به معاويه فروخت و به
تصرف [آنان] درآمد تا آن كه بنى هاشم، خالصه‏ها را تملّك كردند.

در اين زمان، عبد اللّه‏ بن حسن بن حسن، با ابوالعباس [سفّاح] ـ كه خليفه وقت بود ـ، وارد
گفتگو شد و وى آن را به موقوفات على عليه السلام برگردانْد و اين چشمه‏ها، همچنان جزو موقوفات على
عليه السلام بود تا آن كه ابوجعفر [منصور] در زمان خلافتش آنها را تصرّف كرد.

هنگامى كه مهدى عباسى به خلافت رسيد، حسن بن زيد با وى گفتگو كرد و جريان آنها را به
وى گزارش كرد و مهدى، نامه‏اى به زفر بن عاصم هلالى ـ كه فرماندار وقت مدينه بود ـ نوشت و آنها
را به موقوفات على عليه السلام برگرداند.

على عليه السلام از چشمه‏اى به نام «حدث» در ينبع، سهم آب داشت و در آباد كردن چشمه‏اى
مَوات در ينبع به نام «عصبيّه» نيز مشاركت داشت.


خَيف، در زبان عربى به پايينْ دستِ كوه
(كوه‏پايه) اطلاق مى‏شود كه نه درشتى و سنگلاخى كوه را دارد و نه نرمى و
يكْ دستى دشت را. (م)

/ 488