دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ جلد 9

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دانش نامه امیر المؤمنین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ - جلد 9

مؤلفان: محمد محمدی ری شهری، محمدکاظم طباطبایی، محمود طباطبائی نژاد؛ مترجمان: عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی، ابوالقاسم حسینی، جواد محدثی، محمدعلی سلطانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید



براى او
حافظ و نگهبانى است و با او دو فرشته است كه او را از سقوط از بالاى كوه و يا افتادن در چاه، باز
مى‏دارند و آن‏گاه كه تقدير آيد، بين او و هر خطرى را خالى مى‏كنند». 1
4761.الإرشاد ـ درباره على عليه السلام ـ: و نيز از نشانه‏هاى روشن
خداوند متعال در وى ـ با وجود طول مشاركت وى در جنگ‏ها و حضور در ميدان‏هاى جنگ و شمارِ
زياد دشمنان شجاع و قهرمانان آنها كه قصد وى كردند و عليه او گِرد آمدند و [با وجود[
حيله‏هايشان در ترور وى و تلاشى كه در اين باره انجام دادند ـ اين است كه ، هيچ‏گاه به هيچ‏يك از
آنها پشت نكرد و از برابر هيچ كدام، فرار نكرد و از جايش تكان نخورد و از هيچ كدام از همگنانش
نهراسيد و جز او، هر كس در جنگ با دشمنى روبه‏رو شد، لحظه‏اى پايدارى كرد و لحظه‏اى از او روى
برگردانْد و زمانى عليه او اقدام كرد و زمانى ديگر، باز ايستاد. 2
4762.شرح نهج البلاغة: در شجاعت، باعث شد كه مردم،
ياد [دليران] پيش از او را فراموش كنند و نام كسانى را كه پس از او آمدند، محو كرد. موقعيّت‏هاى وى
در جنگ، مشهور است كه تا روز قيامت، ضرب المثل است. او دليرى است كه هرگز فرار نكرد و از
هيچ سلحشورى نهراسيد، و در برابر جنگجويى قرار نگرفت، مگر آن كه وى را كُشت، و هيچ‏گاه
ضربه‏اى نزد كه ضربه اوّل وى به ضربه ديگرى نيازمند باشد، و در حديث است كه ضربه‏هاى وى،
تك بود.

هنگامى كه معاويه را به مبارزه طلبيد ـ تا مردم با كشته شدن يكى از آن دو آرامش يابند ـ،
عمرو به او (معاويه) گفت: با تو رفتارى منصفانه دارد.

معاويه در پاسخ عمرو گفت: از زمانى كه مرا خيرخواهى كرده‏اى، جز اين بار،


1 -  الكافى: 2/59/8،
مناقب آل أبى طالب: 3/297، بحارالأنوار: 42/58/1.

2 -  الإرشاد:
1/308.

/ 488