آواي درون - از خاموشی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

از خاموشی - نسخه متنی

فریدون مشیری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید














آواي درون

کسي باور نخواهد کرد

اما من به چم خويش مي بينم

کهمردي پيش چشم خلق بي فرياد مي ميرد

نه بيمار است

نه بردار است

نه درقلبش فروتابيده شمشيري

نه تا پر در ميان سينه اش تيري

کسي را نيست بر اين مرگ بي فرياد تدبيري

لبش خندان و دستش گرم

نگاهش شاد

تو پنداري که دارد خاطري از هر چه غم آزاد

اما من به چشم خويش مي بينم

به آن تندي که آتش مي دواند شعله در نيزار

به آن تلخي که مي سوزد تن آيينه در زنگار

دارد از درون خويش مي پوسد

بسان قلعه اي فرسوده کز طاق و رواقش خشت م يبارد

فرو مي ريزد از هم

در سکوت مرگ بي فرياد

چنين مرگي که دارد ياد ؟

کسي آيا نشان از آن تواند داد ؟

نمي دانم

که اين پيچيده با سرسام اين آوار

چه مي بيند درين جانهاي تنگ و تار

چه ميبيند درين دلهاي ناهموار

چه ميبيند درين شبهاي وحشت بار

نمي دانم

ببينيدش

لبش خندان و دستش گرم

نگاهش شاد

نمي بيند کسي اما ملالش را

چو شمع تندسوز اشک تا گردن زوالش را

فرو پژمردن باغ دلاويز خيالش را

صداي خشک سر بر خاک سودن هاي بالش
را

کسي باور نخواهد کرد


/ 49