بيان وادى عشق - منطق الطیر نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

منطق الطیر - نسخه متنی

محمد بن ابراهیم عطار نیشابوری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

بيان وادى عشق





  • بعد ازين وادى عشق آيد پديد
    كس درين وادى بجز آتش مباد
    عاشق آن باشد كه چون آتش بود
    عاقبت انديش نبود يك زمان
    لحظه اى نه كافرى داند نه دين
    نيك و بد در راه او يكسان بود
    اى مباحى اين سخن آن تونيست
    هرچ دارد، پاك دربازد به نقد
    ديگران را وعده ى فردا بود
    تا نسوزد خويش را يك بارگى
    تا به ريشم در وجود خود نسوخت
    مي طپد پيوسته در سوز و گداز
    ماهى از دريا چو بر صحرا فتد
    عشق اينجا آتشست و عقل دود
    عقل در سوداى عشق استاد نيست
    گر ز غيبت ديده اى بخشند راست
    هست يك يك برگ از هستى عشق
    گر ترا آن چشم غيبى باز شد
    ور به چشم عقل بگشايى نظر مرد كارافتاده بايد عشق را
    مرد كارافتاده بايد عشق را



  • غرق آتش شد كسى كانجا رسيد
    وانك آتش نيست عيشش خوش مباد
    گرم رو سوزنده و سركش بود
    در كشد خوش خوش بر آتش صد جهان
    ذره اى نه شك شناسد نه يقين
    خود چو عشق آمد نه اين نه آن بود
    مرتدى تو، اين به دندان تو نيست
    وز وصال دوست مي نازد به نقد
    ليك او را نقد هم اينجا بود
    كى تواند رست از غم خوارگى
    در مفرح كى تواند دل فروخت
    تا بجاى خود رسد ناگاه باز
    مي طپد تا بوك در دريا فتد
    عشق كامد در گريزد عقل زود
    عشق كار عقل مادر زاد نيست
    اصل عشق اينجا ببينى كز كجاست
    سر ببر افكنده از مستى عشق
    با تو ذرات جهان هم راز شد
    عشق را هرگز نبينى پا و سر مردم آزاده بايد عشق را
    مردم آزاده بايد عشق را


/ 333