بيان وادى معرفت - منطق الطیر نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

منطق الطیر - نسخه متنی

محمد بن ابراهیم عطار نیشابوری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

بيان وادى معرفت





  • بعد از آن بنمايدت پيش نظر
    هيچ كس نبود كه او اين جايگاه
    هيچ ره دروى نه هم آن ديگرست
    باز جان و تن ز نقصان و كمال
    لاجرم بس ره كه پيش آمد پديد
    كى تواند شد درين راه خليل
    سير هر كس تا كمال وى بود
    گر بپرد پشه چندانى كه هست
    لاجرم چون مختلف افتاد سير
    معرفت زينجا تفاوت يافتست
    چون بتابد آفتاب معرفت
    هر يكى بينا شود بر قدر خويش
    سر ذراتش همه روشن شود
    مغز بيند از درون نه پوست او
    هرچ بيند روى او بيند مدام
    صد هزار اسرار از زير نقاب
    صد هزاران مرد گم گردد مدام
    كاملى بايد درو جانى شگرف
    گر ز اسرارت شود ذوقى پديد تشنگى بر كمال اينجا بود
    تشنگى بر كمال اينجا بود



  • معرفت را واديى بى پا و سر
    مختلف گردد ز بسيارى راه
    سالك تن، سالك جان، ديگرست
    هست دايم در ترقى و زوال
    هر يكى بر حد خويش آمد پديد
    عنكبوت مبتلا هم سير پيل
    قرب هر كس حسب حال وى بود
    كى كمال صرصرش آيد بدست
    هم روش هرگز نيفتد هيچ طير
    اين يكى محراب و آن بت يافتست
    از سپهر اين ره عالى صفت
    بازيابد در حقيقت صدر خويش
    گلخن دنيا برو گلشن شود
    خود نبيند ذره اى جز دوست او
    ذره ذره كوى او بيند مدام
    روز مي بنمايدت چون آفتاب
    تا يكى اسرار بين گردد تمام
    تا كند غواصى اين بحر ژرف
    هر زمانت نو شود شوقى پديد صد هزاران خون حلال اينجا بود
    صد هزاران خون حلال اينجا بود


/ 333