وداع - حج عارفان نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حج عارفان - نسخه متنی

رحیم کارگر محمدیاری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

وداع




  • جانب دوست مىكشد،عشق مراكه همچنين
    هر كه زقبله پرسدم، روى كنم به روى دوست
    از تو بپرسد اركسى، قبله عاشقان كجاست
    هر كه زدوست پرسدم، محو شوم زخويشتن
    از من و ما برون روم، بى من و ما كه همچنين



  • جذبه اوست سوى او، راهنما كه همچنين
    سوى جمال او شدم،قبلهنماكه همچنين
    جانب كوى يار من، ره بنما كه همچنين
    ازمن ومابرون روم،بى من وماكه همچنين
    از من و ما برون روم، بى من و ما كه همچنين



سرور عارفان، پيشواى مسلمانان، حضرت صادق(عليه السلام) فرمودهاند:

«واسْتَقِمْ عَلى شَرْطِ حُجَّتِكَ هذِهِ و وَفاءِ عَهْدِكَ الّذي عاهَدْتَ بِهِ مَعَ رَبِّكَ وَأوْجَبْتهُ لَهُ إلى يَوْمِ القِيامَةِ;(193) و چون اعمالت به پايان رسيد بر شرطى كه با خدا بستى تا قيامت پايدار بمان و به عهدى كه با او بستهاى و آن را تا رستاخيز بر خويشتن واجب دانستهاى، استقامتكن».

ديگر اعمال و مناسك تو تمام شده است و آمدهاى حرم خدا را وداعكنى.

تو ديگر آن شخص پيشين نيستى; بلكه شخصيت و هويّت تازهاى يافتهاى; هويّتى كه نشأت گرفته از اقيانوس بىكران لطف و عنايت حضرت بارى تعالى است. پس وقتى وداع مىكنى، فقط با گذشته ناپسند خود وداع كن. عارف ربّانى مرحوم بهارى همدانى(رحمه الله)گويد:

«چون از عرفات كوچ كند، رو به حرم آيد، از اين اذن ثانوى به دخول حرم تَفأّل زند به قبول حجّش و قربش به خداى خود و مأمون بودن او از عذابالهى. چون بهمنارسد، رَمىجمار كند. ملتفت باشد كه روح اين عمل در باطن دور كردن شيطان است، فَاِنْ كانَ كالخليل فكالخليلِ والاّ فَلا.

بارى چون حرم را وداع كند، بايد در كمال تضرّع و مشوّش الحال باشد كه هر كس او را ببيند، ملتفت شود كه اين شخص عزيزى را گذاشته و مىرود; مثل گذاشتن ابراهيم، اسماعيل(عليهما السلام) و هاجر را. بناى او بر اين باشد كه اوّل زمان تمكّن باز عود به اين مكان شريف بنمايد و بايد ملتفت ميزبان باشد در همه حال; مبادا به بىادبى او را وداع نمايد كه ديگر او خوش نداشته باشد، اين ميهمان ابدالآباد به خانه او قدم گذارد; اگر چه اين ميزبانجلّ جلالهـ سريع الرضاست; ليكن مراعات ادب مهما امكن بايد از اين طرف بشود.

اگر بتواند حتّىالمقدور آن بقعههايى كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله)عبادت كرده، در آنها مثل كوههاى مكه معظّمه، به قصد تشرّف از محلاقدام مباركه ـ نه به قصد تماشا و تفرّج ـ حاضر گردد و بلكه به قصد قربت مطلقه، دو ركعت در آن جاها نماز بخواند; بلكه اگر ممكن باشد، قدرى درآن جاها زياده از متعارف توقّف كند و اگر حج اوّلى اوست، البته داخل خانه كعبهشدن را ترك نكند، با آن آداب مأثوره در شرع مطهّر كه در كتب مسطور است.»

نايبالصّدر شيرازى نيز گويد

الطَيِّباتِ}(197) مفتخر و سرافراز شوى كه حجّ اكبر را مردانه نمودى و حلال است امروز بر تو آنچه از طيّبات بر خود حرام نموده بودى كه:




  • گر بگيرد خون، جهان را مال مال
    هر چه گيرد علّتى، علّت شود
    الوداع اى كعبه! كاينك وقت هجران آمده
    الوداع اى كعبه! كاينك مست راوق گشته
    الوداع اى كعبه!كاينك كالبد باحال بدرفته
    از پيش تو و جان وقف هجران آمده



  • مال كى خورد مرد خدا الاّ حلال
    كفر گيرد كاملى، ملّت شود
    دل تنورى گشته و زو ديده طوفان آمده
    خاك زانكه چشم ازاشك ميگون راوق افشان آمده
    از پيش تو و جان وقف هجران آمده
    از پيش تو و جان وقف هجران آمده



(خاقانى)

در آخرين لحظات سخت و غمناك جدايى، سر بر آستان پر مهر آن محبوب حقيقى دلها بگذار و با تمام وجود، او را سپاس بگو و از الطاف و انعام بىشمارش قدردانى بكن. همچنين از آن خالق كائنات، عاجزانه تقاضا كن كه تو را به حال خود رها نكند و همان طور كه پاك از آنجا بر مىگردى، پاك نگه دارد و پاك بميراند.

از او بخواه كه يك لحظه تو را به حال خود وانگذارد و تو را در راه خير و سعادت، پابرجا و استوار نگه دارد و زمينههاى غفلت و دنياگرايى را از وجود تو ريشهكن سازد....

زيارت عارفان

معرفت و شناخت پيامبر(صلى الله عليه وآله)




  • يارب اين ماييم واين صدررفيع مصطفى است
    خوابگاه مصطفى و كعبه مان از پيش و پس
    سلّموا يا قوم بل صلّوا على الصدر الأمين
    مصطفى ماجاءَ الاّ رحمةً للعالمين



  • يارب اين ماييم واين فرق عزيزمجتبى است
    بارگاه و منبر حنّانهمان از چپ و راست...
    مصطفى ماجاءَ الاّ رحمةً للعالمين
    مصطفى ماجاءَ الاّ رحمةً للعالمين



رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمودهاند: «مَنْ زارَ قبري بَعدَ مَوتي، كانَ كَمَنْ هاجَرَ اليّ في حياتي، فَاِنْ لَم تَستطيعُوا، فابعَثُوا اليّ بالسّلام، فَاِنَّهُ يَبْلُغَني; كسى كه مرقد مرا پس از وفاتم زيارت كند، مانند آن است كه در زمان زندگىام به سوى من هجرت كرده است و اگر نتوانستيد به زيارت من مشرّف شويد، از هر كجا كه هستيد به من سلام كنيد كه سلام شما به من مىرسد...».

بارى اى عزيز! اينك وقت آن فرا رسيده است كه به زيارت فخر كائنات، اشرف مخلوقات و برگزيده حضرت ربّالارباب، محمد بن عبدالله(صلى الله عليه وآله) نائل آيى. قبل از هر چيز، بايد شناخت و معرفت خود را نسبت به آن حضرت افزون كنى و به حقّى كه به گردن تو دارد معترف شوى.

عالم ربّانى مولى احمد نراقى(رحمه الله) گويد:

«بدان كه نفوس قدسيه، خصوصاً نفوس مقدّسه انبيا و ائمه(عليهم السلام)، هرگاه از ابدان شريفه خود رحلت نمودند و دست از بدن برداشتند و صعود به عالم بالا نمودند، نهايت احاطه و غايت استيلا، بر اين عالم از براى ايشان حاصل مىشود و تمامى امور اين عالم در نزد ايشان منكشف و ظاهر مىگردد و تمكّن از تصرّف و تأثير در اين عالم، از براى ايشان حاصل مىشود. پس هر كه به قبور مطهره ايشان حاضر شد، به جهت زيارت ايشان، بر او مطّلع مىگردند و از احوال زوّار مرقد مطهّرشان، استحضار تمام دارند
و سؤالات و تضرّعات و توسّلات ايشان را مىشنوند و نظر به رأفت و مهربانى ايشان نسبت به مخلصان، نسيم الطاف ايشان بر آنان مىوزد. پس دامن شفاعت به ميان مىزنند و از خدا طلب حوائج ايشان را مىكنند و از درگاه الهى مسألت برآمدن مطالب و آمرزش گناهان ايشان را مىنمايند و همين سرّ است در ترغيب به زيارت پيامبر(صلى الله عليه وآله)و ائمه(عليهم السلام). علاوه بر اينكه در زيارت ايشان، اظهار اخلاص و تجديد عهد ولايت است و باعث سرور ايشان و رواج امرشان و غمناكى دشمنان ايشان است...».

عارف كامل، حاج ميرزا جواد ملكى تبريزى(رحمه الله) گويد:

«آنچه را كه عقيده اسلام بر آن است، آنكه پيغمبر ما صلوات الله و سلامه عليه وآلهـ اشرف خلق خداست كافةً و او آقاى خلق خدا و حبيب خداست. در روايت معتبر از آن حضرت رسيده است كه: او اوّل خلق خداست و او در معراجش به پروردگار خود به حدّى نزديك شد كه جبرئيل نتوانست او را مصاحبت و همراهى كند و آن حضرت نزديك خدا شد، مانند رسيدن دو قوس كمان به يكديگر، بلكه نزديكتر(201)، به مقام عالى اعلى گرديد و اسم اعظم خدا و صاحب وسيله و حوض و شفاعت كبرى و او مثل اعلى است و او واسطه بين خداى تعالى و تمام ممكنات است و او نزديكترين حجاب و طرف ممكن است و بالجمله بداندكه مكانت او در دربار خداى تعالى، به حدّى است كه انبيا و مرسلين از اولين و آخرينـ و ملائكه مقرّبين، به آن غبطه مىبرند و ما را ممكن نيست كه به كنه معرفت او برسيم.

و اما معرفت حق او در اين باب حديث «لولاك»(202) كافى است كه او علت غايى تمام آفريدگان رحمت عالميان است.

اين بالنسبة به عامه ممكنات است و اما خصوص امت او، حقوق خاصه هدايت او بر آن افزوده مىشود و تحمّل آزارى كه به آن حضرت در اين راه وارد گشته است، بر آن اضافه مىگردد كه فرمود: «هيچ پيامبرى به مانند من آزار نكشيد.» و او به تصديق كتاب خدا، از هوا سخن نمىراند و چون جلالت و حق او را شناختى و دانستى كه او زنده و در نزد پروردگارخود به زائر خويش نظر دارد و سلام آنها را مىشنود و از ضمير آنها آگاه است، براى گناهان آنان طلب آمرزش مىكند و در نيازمندىهاى آنان، شفاعت مىنمايد.

در اين صورت او را چنان زيارت كن، چنان كه او زنده است و تو را مىبيند و با تو روبه روست و چيزى تو را از توجّه به او مشغول نمىسازد و سراسر وجود تو به حضرت او با محبّت و هيبت او... متوجّه خواهد بود و تو از طول مناجات با او و عرض حوائج خود به آن حضرت، خسته نخواهى گشت و در حرم آن حضرت، با كسى تكلّم نخواهى كرد; بلكه به چيزى كه تو را از مراقبت باز دارد، نظر خواهى كرد، چون مىدانى كه او به حال تو داناست و به تو نظر دارد.

براى تمام بيمارىهاى خود، از او طلب درمان مىكنى و به جلب عطوفت او و طلب باران از ابر جود و رأفت او، حوائج خود را مىخواهى. و به يقين كه او كريمترين تمام خلايق است و بخشندهتر از هر جواد و كريم است. عطوف شفيق و رفيق ودود و رئوف است و خداوند او را در كتاب عزيزش، به «خُلق عظيم» توصيف فرموده و در طلب رحمت و سؤال و تضرّع و ابتهال نبايد تسامح كنى; زيرا شخص كريم، حرمت واردين را ضايع نمىسازد و در تقصيرات و لغزشهاى وارد، مسامحه روا مىدارد و از كردار «خطاى» او در مىگذرد.

و به ياد آور معامله آن حضرت را با كشنده عموى خود حمزه(عليه السلام)موقعى كه توبه او را پذيرفت و در آنچه جفا و آزار به آن حضرت از جانب تو رسيده است، تفكّر كن. زمانى كه اعمال تو را بر او عرضه كنند و نافرمانىها و گناهان تو را ببيند و از اين ملاحظه متأذّى گردد و چه بسيار آزار و مكروهى كه از بدى كردار تو، به قلب شريف او رسيده و سينه عزيز او را به زشتى اعمال خودت به درد آوردهاى. پس بايستى موقع زيارتِ او، شرمسار باشى و به ساحت كريم و جناب عظيم او، اعتذار جويى و پوزش طلبى و لامحاله از اين كار دريغ مكن و از اعتذار به قدر جنايت خودت مضايقه منما; زيرا براى هر جنايتى، پوزشى سزاوار و مناسب آن بايد
و در شكر و ثناى او به قدر نعمتهاى او بر خودت دريغ مدار; چه به جانم سوگند! كه تو حق پوزش جنايت خود را، اگر به تمام جوارح خود در تمام طول عمر خود اعتذار بجويى، قادر نخواهى بود و ادا نتوانى كرد. و اگر به قدر تمام اعمار و اعصار، او را سپاسگزارى كنى، حقّ شكر او را به جاى نياوردهاى; زيرا گناه هر چند حقير و كوچك باشد، اما به نسبت به عظمت كسى كه به او جنايت شده است، عظيم خواهد بود و به لحاظ احسان او نسبت به جانى، بزرگ خواهد بود...

و چون اين امور را شنيدى، بر تو است كه با تمام جدّ و جهد خود و آنچه در توان دارى، در زيارت آن حضرت كوشش كنى; زيرا تو مبانى شناسايى آن بزرگوار و معرفت حقوق و مراحم او را محكم ساختى و بر آن يقين كردى. پس به ناچار اين معرفت در قلب تو، شوقى به زيارت او(صلى الله عليه وآله)برخواهد انگيخت، بويژه به لحاظ آنچه كه در فضيلت زيارت آن حضرت وارد گشته است... پس در طريق زيارت آن حضرت به سر رود نه با پا راه بپيمايد; چنان كه از بسطامى و رابعه عدويه حكايت كردهاند كه آنان در طريق مكّه مشرّفه در هر قدمى، دو ركعت نماز گزاردهاند».

آرى او محمد(صلى الله عليه وآله) است و برگزيده حضرت صمد و تو الان آمادهاى تا به زيارت آن حضرت نائل آيى. هميشه و در همه حال، اين را به ياد داشته باش كه اگر وجود پاك و مقدّس آن جناب نبود،تو الان در وادى ديگرى بودى و در اوهام جاهليت غوطه مىخوردى. او بود كه تو را از حضيض ذلّت به اوج عزّت كشاند و تو و آبا و اجداد تو و ساير مسلمانان را، به دين مقدّس اسلام رهنمون ساخت و بدين ترتيب تو در جمع سعادتمندان قرار گرفتى.

كليمى كه چرخ فلك طور اوست همه نورها، پرتو نور اوست
امام رسل پيشواى سبيل امين خدا مهبط جبرئيل
با هدايتهاى اوست كه تو نماز مىخوانى، روزه مىگيرى، عبادت مىكنى، صدقه و زكات مىدهى، جهاد مىنمايى و.... او تو را به سوى نور و پاكىها دعوت كرده و از زشتىها و رذايل دور نموده است. او شفيع تو در روز قيامت خواهد بود و بادستان پرمهر خود، تو را دستگيرى خواهد نمود. پس شايسته است آداب و دستورات عرفانى و اخلاقى زيارت آن حضرت را به خوبى فرا گيرى و به آنها عمل كنى.

/ 22