صفاى نيّت - حج عارفان نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حج عارفان - نسخه متنی

رحیم کارگر محمدیاری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید




  • دردم نه ز كعبه بود كز روى تو بود
    مستى نه ز باده بود، كز بوى تو بود



  • مستى نه ز باده بود، كز بوى تو بود
    مستى نه ز باده بود، كز بوى تو بود



عوام به نفس رفتند، در و ديوار ديدند; خواص به جان رفتند، گفتار و ديدار يافتند. روش خاصگيان در اين ره، چنان است كه آن جوانمرد گفته:




  • خون صدّيقان بپالودند و زان ره ساختند
    جز به جان رفتن در اين ره يك قدم را بار نيست



  • جز به جان رفتن در اين ره يك قدم را بار نيست
    جز به جان رفتن در اين ره يك قدم را بار نيست



او كه به نفس رود، رنج يابد و بار كشد، تا گرد كعبه برآيد و اينكه به جان رود، بيارامد و بياسايد و كعبه خود گرد سرايش برآيد».




  • باز پيك روضه رضوان عشق
    كاى همايون طائر عرش آشيان
    مرحبا اى پيك فرّخ فام دوست
    گر چه مهمانى است در آغاز كار
    عاقبت بايد شدن قربان عشق



  • خواند ما را جانب سلطان عشق
    وقت آن شد تا شوى مهمان عشق
    اى يگانه محرم ديوان عشق
    عاقبت بايد شدن قربان عشق
    عاقبت بايد شدن قربان عشق



(حسن زاده آملى(22))

صفاى نيّت




  • لبّيك بزن بر نيّت من شو مُحْرِم
    كارى مكن از حج به ريا بازآيى به مُحَرَّم



  • كارى مكن از حج به ريا بازآيى به مُحَرَّم
    كارى مكن از حج به ريا بازآيى به مُحَرَّم



مهمترين بخش سفر روحانى حج، دقّت در نيّت و به وجود آوردن حالت «اخلاص» در اعمال و مناسك آن است.

در رساله سير و سلوك منسوب به بحرالعلوم آمده است:

«نيت عبارت است از خالص ساختن قصد در سير و حركت و جميع اعمال از براى خداى تعالى و قطع طمع از اغراض دنيويه، بلكه اخرويه; بلكه از جميع آنچه به خود راجع شود; بلكه در اواخر حال، امر به انتفاى نيّت منتهى گردد; چنان كه از بزرگى سؤال كردند: «ما تُريد؟ قال: اُريد اَن لا اُريد»(23) چه مىخواهى؟ گفت: مىخواهم كه خواستهاى نداشته باشم.

پس انسان حج را به جاى مىآورد، به خاطر خدا و با قصد قربت و نزديكى به او و اگر غير از اين باشد، زحمات خود را به هدر داده است.

عالم ربّانى مرحوم ملا احمد نراقى(رحمه الله)(24) گويد:

«حجگزار بايد بداند كه اين سفر مثل ساير سفرهاى دنيا نيست و متذكّر گردد كه چه امرى را اراده كرده و رو به چه جايى آورده است و قصد زيارت كه را دارد و بداند كه او متوجّه است به زيارت آستانه حضرت مالكالملك و از جمله كسانى است كه منادى پروردگار، او را صلاى دعوت داده و او به جان و دل قبول نموده; پس قطع علايق و ترك خلايق كرده، رو به خانه رفيعالقدر عظيمالشأن آورده تا دل خود را فىالجمله به ملاقات خانه تسلّى دهد و آن را وسيله وصول به غايت آمال ـ كه لقاى جمال جميل ايزد متعال باشد ـ سازد(25)».

مولى محسن فيض كاشانى(رحمه الله) در حقايق فرموده است:

«كسى كه به قصد خانه خدا حركت كند، چنان است كه به قصد خدا و زيارت او مىرود. بنابراين مناسب است كارى كند كه در ميعاد معيّن، به فيض لقاى خدا فائز شود و ثابت است كه كاميابى از لقاى رحمت او، منوط به اخلاص در عمل ـ كه بهترين راه ملاقات حضرت كردگارى اوست ـ مىباشد.»(26) پس دستورالعمل عرفانى در اين مرحله، دقّت و توجّه در نيّت و خالص كردن آن است.

سالك عارف محمد بهارى همدانى(رحمه الله) گويد:

«هر عبادتى از عبادات، بايد به نيّت صادقه باشد و به قصد امتثال امر شارع به جا آورده شود... كسى كه اراده حج دارد، اولا بايد قدرى تأمل در نيّت خود بنمايد. هواى نفس را كنار گذارد، ببيند غرضش از اين سفر،امتثال امر الهى و رسيدن به ثواب و فرار از عقاب اوست يا نه؟ نستجير بالله غرضش تحصيل اعتبار يا خوف از مذمّت مردم يا تفسيق آنها يا از ترس فقير شدن ـ بنابر اينكه معروف است هر كه ترك حج كند، او مبتلا به فقر خواهد شد ـ يا امور ديگرى از قبيل تجارت و تكيّف(27) و سير در بلاد و غير ذلك نباشد.

اگر درست تأمل كند، خودش مىفهمد كه قصدش چطور است و لو به آثار. اگر معلوم گرديد كه غرض خدا نيست، بايد سعى در اصلاح قصد خود نمايد. لااقل ملتفت باشد به قباحت اين عمل كه قصد حريم ملكالملوك را كرده، براى اينگونه مطالب بىفايده لااقل به نحو خجالت وارد شود،نه به طرز غرور و عُجب».

شيخ بهايى سروده است




  • هر در كه زنم صاحب آن خانه تويى تو
    در ميكده و دير كه جانانه تويى تو
    مقصود من از كعبه و بتخانه تويى



  • هر جا كه روم پرتو كاشانه تويى تو
    مقصود من از كعبه و بتخانه تويى
    مقصود من از كعبه و بتخانه تويى



مقصود تويى كعبه و بتخانه بهانه

خيالى بخارايى نيز گفته است




  • اى تير غمت را دل عشاق نشانه
    گه معتكف ديرم و گه ساكن مسجد
    هر كس به زبانى سخن از عشق تو راند
    عاشق به سرود غم و مطرب به ترانه



  • خلقى به تو مشغول و تو غايب ز ميانه
    يعنى كه تو را مىطلبم خانه به خانه
    عاشق به سرود غم و مطرب به ترانه
    عاشق به سرود غم و مطرب به ترانه



«عمل خالصانه در حج»، آن چيزى است كه حجگزار را به قلّه شرف و سرافرازى رهنمون مىسازد و «نيت خدايى»، به او كمك مىكند كه در همه جا و در همه حال به فكر خالق و آفرينندهاش باشد و بداند كه در اين خانه عزيز، ميهمان چهكسى است وبر سفره دعوت چه كسى نشسته است.

در اين زمينه مرحوم سيد عبدالله شبر(رحمه الله)(29) گفته است:

«سزاوار است كسى كه آهنگ حج مىكند، بداند كه تصميم بر امرى گرفته كه شأنى رفيع و خطير دارد. پس بايد عجله كند و تصميم بر عملى خالصانه براى خدا و به دور از ريا و سمعه گيرد; وگر نه مال خود تلف كرده و نفس خود، به رنج سفر گرفتار نموده و كسب گناه كرده است و زيانبار دنيا و آخرت شده و همين است زيان آشكار».




  • آنجا ز غير حق، دل و جان پاك كردى؟
    شرك و نفاق و شيد را در خاك كردى؟
    درد تو را كرد آن طبيب عشق درمان؟



  • اخلاص خاص عاشقان ادراك كردى؟
    درد تو را كرد آن طبيب عشق درمان؟
    درد تو را كرد آن طبيب عشق درمان؟



(الهى قمشهاى) «حج» فقط بايد براى خدا باشد و بس و جدّ و جهد حاجى بر اين باشد كه به خدا تقرّب جويد و هواى بهشت و دوزخ را از سر بيرون كند; چه خوش گفته است رابعه عدويّه كه: «الهى! اگر تو را از خوف دوزخ مىپرستم، در دوزخم بسوز و اگر به اميد بهشت مىپرستم، بر من حرام گردان و اگر از براى تو،تو را مىپرستم، جمال باقى از من دريغ مدار(31)».

حجگزار بايد از كارها و اعمال مخالف با شؤون حج دورى كند و تارو پود وجود خود را با عشق الهى، گره بزند و...

عالم ربّانى علاّمه مولى مهدى نراقى(رحمه الله)(32) در جامع السعادات گويد:

«حجگزار بايد نيّت خود را براى خدا خالص گرداند، به نحوى كه هيچ يك از اغراض دنيوى آن را آلوده نسازد و انگيزه او بر توجّه به حج، جز امتثال امر خدا و رسيدن به ثواب او و رهايى از عذاب او نباشد. پس بايد بسيار احتياط و حذر كند از اينكه در پنهانىهاى دل او، نيّت وانگيزهاى ديگر باشد; از خود نمايى و احتراز از مذمّت مردم و فاسق انگاشتن ايشان او را به سبب نرفتن به حج يا ترس از فقر و تلف شدن اموال اگر حج را ترك كند; زيرا مشهور است كه: «هر كه حج نكند، به فقر و ادبار گرفتار مىشود.» يا قصد تجارت يا كارى داشته باشد كه همه اينها عمل را از اخلاص و قصد قربت بيرون مىبرد و مانع از فايده و ثوابى ـ كه وعده داده شده ـ مىگردد و چه احمق است كسى كه اين همه اعمال دشوار را ـ كه به واسطه آنها مىتوان تحصيل سعادت جاودانى كردتحمّل كند; ولى به سبب خيالات فاسد، جز زيان و خسران سودى نبرد. پس بايد بكوشد كه عزم و نيّت خود را براى خدا خالص سازد و از شائبه ريا و سمعه دور گردد و به يقين بداند كه از قصد و عمل او چيزى قبول نمىشود، مگر آنچه خالص باشد و از بدترين زشتىها آن است كه قصد خانه پادشاه و حرم او نمايد و مقصود غير او باشد. بايد عزم را در نفس خويش تصحيح كند و تصحيح آن، به «اخلاص» است و اخلاص به اجتناب از ريا و سمعه(33)».




  • سحر ز هاتف غيبم رسيد مژده به گوش
    چو قرب او طلبى در صفاى نيّت كوش



  • چو قرب او طلبى در صفاى نيّت كوش
    چو قرب او طلبى در صفاى نيّت كوش



ابونصرسرّاج مىگويد«ازابن سالم شنودم كه گفت:نيّت به خداست وازخداست وبراى خداست وآفاتى كه درنماز وحج افتد،ازنيّت افتدواگرچه بسيار بود،آن راموازنه نتوان كرد با نيّتى كه خدا را بود و به خداى بود(34)».

نيتجه اخلاص، چيزى جز نور و پاكى و تقرّب به خدا نمىتواند باشد; چنان كه ابوالحسن خرقانى گفته است:

«شيخ گفت: دست در عمل زن تا اخلاص ظاهر شود.دست در اخلاص زن تا نور ظاهر شود(35)».

كمالالدين حسين كاشفى بيهقى صاحب كتاب الرسالة العليّه نوشته است:

«اى عزيز! حج عوام ديگر است و حج خواصّ ديگر. حج عوام قصد كوى دوست است و حج خواص روى دوست. آن رفتن است به سراى او و اين رفتن است براى او.




  • اليكَ حَجّى لا بالبِيتِ و الحَجَر
    للنّاس كُلّهم حجٌّ و معتمرٌ
    لبّيك عاشقان به از احرام حاجيان كانست
    كعبه كجا بِرَم؟ چو بُرَم راه باديه
    كعبه است كوى دلبر و قبله است روى دوست.»



  • وَ فيكَ طوُفى لا فِى الرّكن و الأَثر
    و انت يا سيدى، حجّى و مُعتمرى
    سوى كعبه و اين است سوى دوست
    كعبه است كوى دلبر و قبله است روى دوست.»
    كعبه است كوى دلبر و قبله است روى دوست.»



وصول به كعبه مثال و شهودى را بر طبق آن آداب و شرايطى مقرّر است «أدّبوا النفس أيّها الأصحاب / طُرُقُ العِشقِ كُلَّها آدابٌ.» = همه راههاى عشق ادب بندگى در راه حق است. در اين زمينه بهارىهمدانى(رحمه الله)گويد:

«حجگزار نه تنها قصد حج مىكند و بس; بلكه در اين ضمن بايد چندين عبادت را قاصد باشد كه يكى از آنها حج است; از قبيل زيارت قبور مطهّره شهدا و اوليا و سعى در حوائج مؤمنين و تعليم و تعلّم احكام دينيّه و ترويج مذهب اثنا عشريه و تعظيم شعائرالله و امر به معروف و نهى از منكر و غير ذلك(37)».




  • يا املى و بغيتى، ليس هواى فى سواك
    يار گرفته ام كسى، چون تو نديده ام كسى
    غير تو نيست مونسى، ليس هواى فى سواك



  • ليس سواك منيتى، ليس هواى فى سواك
    غير تو نيست مونسى، ليس هواى فى سواك
    غير تو نيست مونسى، ليس هواى فى سواك



(فيض كاشانى) زينتبخش سطرهاى پايانى اين بخش، سخنانى است از عارف كامل مرحوم ميرزا جواد ملكى تبريزى(رحمه الله) كه فرموده است:

«نخستين چيزى كه بر هر مكلّفى در هر عبادتى واجب است، درست كردن نيت و اخلاص صادقانه است و اجمال آن در اين مقام اين است كه با سفر حج، مهيّا براى برداشتن پردهها بين او و بين پروردگارش و رساننده او به زيارت خدايش باشد. و بايد در قصد خود، ملاحظات ديگرى را داخل نسازد(38)».

حال كه حجگزار قصد و نيت خود را خالص كرده و متوجّه حضرت بارى تعالى شده است، بايد قدم در وادى شوق و محبت الهى بگذارد و شهود و لقاى او را در سر بپروراند و خود را مهيّاى حضور بكند.

/ 22