شكسته شدن همت ها "نقض الهمم" - الهیات در نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

الهیات در نهج البلاغه - نسخه متنی

لطف الله صافی گلپایگانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

شكسته شدن همت ها "نقض الهمم"

هم و همت اگر چه معانى متعدد دارد چنانكه در كتابهاى لغت و تفسير آيه ى شريفه: 'و لقد همت به و هم بها' [ سوره ى يوسف، آيه ى 24. ]

متعرض شده اند و يكى از معانى آن تصميم و عزم است كه بنابراين معنى مضمون جمله سوم همان مضمون جمله اولى: 'عرفت الله سبحانه بفسخ العزائم' است ولى معناى ديگر آن نيست و قصد كارى مى نمايد نيت ديگر برايش حادث مى شود و خداوند در قلب او صارفى از آن نيت مى اندازد كه از آن نيت برمى گردد و آن را دنبال نمى نمايد و اين همان بيان شارحان نهج البلاغه است در تفسير تمام اين حكمت كه بقدر فهم خود آن را شرح كرديم.

و در پايان براى مزيد فايده، صدر روايتى را كه صدوق- عليه الرحمه- از هشام بن سالم از حضرت صادق- عليه السلام- از پدر بزرگوارش امام محمد باقر- عليه السلام- روايت نموده است در اينجا نقل مى نماييم:

مردى از حضرت اميرالمومنين- عليه السلام- سوال كرد 'يا اميرالمومنين بما عرفت ربك؟، يا اميرالمومنين! به چه چيز "و چه راه" پروردگارت را شناختى؟'

'قال: بفسخ العزم و نقض الهم لما ان هممت فحال بينى و بين همى و عزمت فخالف القضاء عزمى فعلمت ان المدبر غيرى'. [ خصال، ج 1، ب 2، ح 1، ص 33. ]

'فرمود: به فسخ عزم و شكسته شدن هم و نيت "پروردگار را شناختم" چون قصد و نيت كردم، ميان من و ميان هم و نيت من حايل شد و چون عزم كردم قضا "و حكم الهى" با عزم من مخالفت كرد پس دانستم كه تدبيركننده، غير من است "يعنى خداوند متعال است"'.

چنانكه ملاحظه مى فرماييد اين حديث نيز نظر ما را در شرح حديث نهج البلاغه تاييد مى نمايد. و چه نيكو گفته است انورى ابيوردى:




  • اگر محول حال جهانيان نه قضا است
    كسى ز چون و چرا دم همى نيارد زد
    بلى قضا است بهر نيك و بد عنانكش خلق
    هزار نقش برآرد زمانه و نبود
    يكى چنانكه در آئينه ى تصور ماست



  • چرا مجارى احوال بر خلاف رضا است
    كه نقش بند حوادث وراى چون و چرا است
    بدان دليل كه تدبيرها جمله خطا است
    يكى چنانكه در آئينه ى تصور ماست
    يكى چنانكه در آئينه ى تصور ماست



بنابراين موضوع بخودى خود جالب نظر و حائز اهميت است و به خصائص اختصاصى هر نوع كه در نوع ديگر نيست اشاره فرموده و خلاصه در خداشناسى و دلالت بر وجود خدا به صورت نوعى اشيا تكيه فرموده است. انواع اشياى مركبه مثل: گل، پرنده، دام و دد، ميوه، درخت، شكوفه، كوه و معدن بيشتر از مواد، جالب است آنقدر كه به صورت انسان توجه مى شود به موادى كه پيكر انسان از آن تركيب يافته و تصوير شده است توجه نمى شود لذا در نهج البلاغه خصوص همين صورت انسان را ضمن چندين خطبه بيان فرموده است.







بايد توجه داشته باشيم كه مساله آفرينش صور از بزرگترين مسائل جهان شناسى و انديشه در آن از مهمترين كلاسهاى معرفت اندوزى و خداشناسى است كه هم در قرآن مجيد و هم در نهج البلاغه و هم احاديث شريفه ى ديگر به آن توجه كامل شده است.

/ 80