الهیات در نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

الهیات در نهج البلاغه - نسخه متنی

لطف الله صافی گلپایگانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

تعلمون سيقولون لله قل افلا تذكرون، قل من رب السموات السبع و رب العرش العظيم سيقولون لله قل افلا تتقون، قل من بيده ملكوت كل شى ء و هو يجير و لا يجار عليه ان كنتم تعلمون سيقولون لله قل فانى تسحرون. [ سوره ى مومنون، آيات 86 تا 89. ] قل من يرزقكم من السماء و الارض امن يملك السمع و الابصار و من يخرج الحى من الميت و يخرج الميت من الحى و من يدبر الامر فسيقولون الله فقل افلا تتقون'. [ سوره ى يونس، آيه ى 31. ]

و آيات كريمه متعدد ديگر كه دلالت بر توحيد صفات و افعال دارند و گوياى گواهى فطرت بر آن مى باشند.

تذكر يك مطلب مهم: مطلبى كه تذكرش در اين جا لازم است اين است كه افعال و كارهاى خدا مثل خلق و رزق و اماته و احياء و يا ساير افعالى كه اسماء الحسنى بر آنها دلالت دارند گاهى به واسطه يا وسائطى انجام مى گيرد و در اين صورت به خود آن واسطه نيز مستند مى شود و منافى با توحيد نيست خواه واسطه عاقل و ذى شعور نباشد يا آنكه عاقل و صاحب شعور باشد.

مثال اول اين آيه است: 'و اخذ الذين ظلموا الصيحه'. [ سوره ى هود، آيه ى 67. ]

و اين آيه 'و الق ما فى يمينك تلقف ما صنعوا'. [ سوره ى طه، آيه ى 69. ]

و مثل اين كلام است: 'انبت الربيع البقل' وقتى كه موحد و خداشناس آن را بگويد.

و مثال دوم، آيات بسيارى است مثل اين آيات در مورد ملائكه: 'الذين تتوفيهم الملائكه طيبين'. [ سوره ى نحل، آيه ى 32. ]

و 'الذين تتوفيهم الملائكه ظالمى انفسهم'. [ سوره ى نحل، آيه ى 28. ]

'و لو ترى اذ يتوفى الذين كفروا الملائكه'. [ سوره ى انفال، آيه ى 50. ]

و 'يدبر الامر من السماء الى الارض'. [ سوره ى سجده، آيه ى 5. ]

و 'فالمدبرات' [ سوره ى نازعات، آيه ى 5. ] و 'لاهب لك غلاما زكيا' [ سوره ى مريم، آيه ى 19. ] و 'لنرسل عليهم حجاره من طين'. [ سوره ى ذاريات، آيه ى 33. ]

و مانند آن بنده اى كه شرح ديدار موسى از او در سوره ى كهف مذكور است كه ماموريتهاى غيبى نظير ماموريت ملائكه داشت و گاهى افعال را به خود نسبت مى داد و مى گفت: 'فاردت ان اعيبها' [ سوره ى كهف، آيه ى 79. ] و 'فاردنا' و گاهى به خدا: 'و اراد ربك' و در پايان هم گفت: 'و ما فعلته عن امرى'.

و در مورد عيسى بن مريم در سوره ى مائده مى فرمايد: 'و اذ تخلق من الطين كهيئه الطير باذنى فتنفخ فيها فتكون طيرا باذنى و تبرى الاكمه و الابرص بادنى و اذ تخرج الموتى باذنى'. [ سوره ى مائده، آيه ى 110. ]

و در سوره آل عمران آيه ى 49 نيز مى فرمايد: 'انى اخلق لكم من الطين...'. [ سوره ى آل عمران، آيه ى 49. ]

و گاهى هم اين وسايط و تاثير آنها چون استقلال ندارند و به مشيت الهى است هر چند واسطه بالاختيار باشند الغاء مى شود و فعلى كه فعل عبد است به خدا نسبت داده مى شود چنانكه مى فرمايد: 'و ما رميت اذ رميت ولكن الله رمى' [ سوره ى انفال، آيه ى 17. ] و از توجه به اين نكته اعضال و اشكالى كه بعضى در فهم بعض آيات دارند مثل: 'و يضل الله الظالمين' [ سوره ى ابراهيم، آيه ى 27. ]، 'انك لا تهدى من احببت و لكن الله يهدى من يشاء' [ سوره ى قصص آيه ى 56. ] مرتفع مى گردد.

بنابراين، اطلاق اين اسماء بر غير خدا در هر مورد كه منع شرعى نداشته باشد و يا اذن شرعى باشد مانعى ندارد و بر حسب لغت هم صحيح است و استناد اين افعال به وسائط و عوامل نيز شرك نمى باشد و گفتن اينكه نبى يا ولى يا ملك او را شفا داد يا او را زنده گردانيد به اين ملاحظات اشكال ندارد. چنانكه شفا و بهبودى بيمار به واسطه دوا يا در هنگام استعمال آن حاصل مى شود به پزشك و دوا نسبت مى دهيم شفايى را هم كه بدون وسايط طبيعى و در اثر توسل به نبى يا ولى حاصل
مى شود و عامل و واسطه آن نبى يا ولى باشد به آن عامل مثل عيسى بن مريم يا موسى بن جعفر- عليهم السلام- نسبت مى دهند و بلكه به قرآن و سوره حمد و دعا نيز مستند مى سازند هر چند شافى حقيقى و كسى كه اين كلمه بر او بدون هيچ گونه مسامحه و تجوز اطلاق مى شود خداست.

و اين مساله كه ملائكه يا افرادى از بشر يا چيزهاى ديگر با علم و اختيار و توجه خودشان يا با عدم علم در مسير اجراى مشيت الهى قرار مى گيرند و به آنها قدرت اماته و احيا و خلق اعطا مى شود، تفويض نمى باشد و منافات با بطلان آن ندارد، زيرا تفويض به دو معنى گفته مى شود يكى تفويضى است كه در مبحث جبر و تفويض نفى شده و قانون 'لا جبر و لا تفويض' قلم بطلان بر آن كشيده است و آن عبارت است از: نفى مشيت خدا در افعال عبد و استقلال تام عباد در افعال و اين عقيده خلاف توحيد در افعال و شرك است. و ديگر تفويضى كه نسبت به حجج و ائمه- عليهم السلام- در روايات نفى شده است و آن اين است كه بطور كلى امر خلق و رزق و ساير امور از جانب خدا به ائمه- عليهم السلام- واگذار شده و خدا را در آن مشيت و تصرف و دخالت و تدبيرى نيست و اين عقيده نيز شرك و منافى با توحيد در افعال و دوام فيض و افاضه و آيات كثيره ى صريحه ى قرآن مجيد و روايات بسيار است.

اما واسطه بودن در انفاذ مشيت الهى و امر خلق و رزق و شفاى بيماران شرك نيست و توجه و مسالت از آن وسائط هم كه در حدود همين انفاذ مشيت الهى و به نحوى كه خارج از حدود مشيت نشود كارى را انجام دهند نيز شرك نيست و با عدم منع شرع و يا به شرط اذن شرع جايز است و تاثير اين توجه و مسالت و درخواست شفاعت نظير صدقه دادن و دعا و مسالت مستقيم از خداوند متعال است كه با اينكه امور را بر وفق حكمت و مصلحت جريان مى دهد مع ذلك دعا و صدقه دادن مامور به است و موثر مى شود و توسل به اين وسائط هم بر حسب مشيت الهى موثر و موجب دفع بلا يا شفاء يا زيادى رزق مى شود، زيرا وقتى كسى از آنها درخواستى كرد آنان به مشيت الهى و به اذن الله تعالى آن درخواست را انجام مى دهند. و بسا كه
موظف باشند انجام دهند چنانكه مادر، واسطه تغذيه و استفاده طفل از خزائن ارزاق الهى است به مشيت الهى شير در پستان او آفريده شده است ولى اگر طفل گريه كند و مادر بخواهد و پستان او را بمكد شير مى نوشد اين امور اسرارى است كه عقول عادى به پايان آن نمى رسد و از درك تفاصيل آن عاجز مى شود.

و اين نكته هم ناگفته نماند كه غرض از اين تحقيق، اين نيست كه تمام افعال و كارهاى الهى به وسيله وسائط انجام مى گيرد و وسائط صاحب اختيار به اختيار و به امر خدا آنها را انجام مى دهند بلكه غرض اين است كه با وسائط هم خداوند افعالى را انجام مى دهد كه خود عالم به مصالح و موارد آن است و حاصل اين است كه توسل به ملائكه مثل: 'ملائكه ربى ارفقوا بى' و به ائمه- عليهم السلام- در اين نظامى كه اجمالى از آن بيان شد شرك نيست و هر شانى از اين شوون كه بر حسب دليل معتبر براى انسان ثابت شود معقول و در مسير اين عقايد توحيدى مقبول است.

آنچه شرك است اين است كه كسى يا چيزى بالذات و در عرض خدا و فاعل افعال خدا و خالق و يا مستقل در افعال و اداره خود يا خلق شمرده شود به نحوى كه مشيت الهى موثر نباشد اين معنى شرك است هر چند گفته شود خداوند خود اين قدرت را به عبد داده است و خود كناره گيرى كرده است. اما اگر كسى به اذن الله عامل اراده الله و بحول و قوه و مشيت او فعلى را كه به او مستند مى شود انجام دهد فعلى را كه ممكن است بلاواسطه از خدا صادر شود به واسطه آن كس به اذن و امر خدا صدور يابد مثل شفاء مرضى به اذن الله يا احياء اموات يا خبر از غيوب يا قبض ارواح، اين منافات با توحيد ندارد و عين سريان مشيت الله و جريان و نفوذ اراده الله است كه بهر نحو بخواهد امر خود را اجرا مى كند و كسى نمى تواند مانع از اراده ى او شود كه:

'لا يسئل عما يفعل و لا يمنع عما يريد بل هو فعال لما يريد و على ما يشاء و على كل شى ء قدير'.

و غير از اين اگر بگوييم كه خدا فقط قادر به احياء و اماته بدون واسطه است اثبات عجز مى شود بلكه چنانكه خدا مى تواند كارى را بلاواسطه انجام دهد با
واسطه و وسائط هم مى تواند انجام دهد و همان طور كه آدم را بدون واسطه ى پدر و مادر و عيسى را بدون پدر مى آفريند ديگران را با واسطه ى پدر و مادر آفريده تفاوت نمى كند كه واسطه ى فاعل عاقل مختار باشد يا غير آن و آنچه گفته شد با مثل آيه ى كريمه:

'ان الذين تدعون من دون الله لن يخلقوا ذبابا و لو اجتمعوا له و ان يسلبهم الذباب شيئا لا يستنقذوه منه'. [ سوره ى حج، آيه ى 73. ]

منافى نيست زيرا به قرينه ى آياتى مثل: 'انى اخلق لكم من الطين...' [ سوره ى آل عمران، آيه ى 49. ] معلوم مى شود كه مفاد آن اثبات عجز معبودهاى غير حق است و مورد نفى استقلال آنها در خلقت و خارج از اراده و مشيت و اذن خداست.

/ 80