بساطت ذات بارى تعالى و نفى تركيب - الهیات در نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

الهیات در نهج البلاغه - نسخه متنی

لطف الله صافی گلپایگانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

بساطت ذات بارى تعالى و نفى تركيب

اين بحث نيز از مباحث مهم توحيدى است. خداوند يگانه و بى جزء و منزه از تركيب است و هيچ گونه تركيبى در او راه ندارد و برهان بر نفى تركيب اين است كه خدا و آن وجودى كه با ادله ى عقلى وجودش ثابت است "و بعضى از ادله وجود او را در اين كتاب از نظر خواننده گرامى مى گذرانيم" محتاج به غير نيست و سلسله ممكنات منتهى به وجود بى نياز قائم بالذات او مى شود و تركيب از دو جهت موجب احتياج است يكى از ناحيه اجزاء كه هر موجود مركب در وجود محتاج به اجزاى خود است چون تا آنها نباشند مركب وجود پيدا نمى كند. و ديگر احتياج به علتى كه آن اجزاء را با هم مركب سازد. بعلاوه اشكال تعدد واجب و قديم و تركيب هر جزء از ما به الامتياز و ما به الاشتراك پيش مى آيد.

بحث توحيد در عبادت

مساله توحيد در عبادت و نفى شريك براى خدا در استحقاق پرستش و عبادت، از مسائل مهم توحيدى و از پايه هاى مهم و با عظمتى است كه بايد به آن معتقد بود و هم بايد در عمل آن را نشان داد و دعوت انبياء و مخصوصا دعوت اسلام بر آن استوار است [ رجوع شود به آياتى مثل آيات: 85 و72 و70 و65 و59 سوره ى اعراف و آيه ى 36 نحل و آيه 64 سوره آل عمران. در اين آيات اين جهت كه فقط بايد خدا پرستش شود به صراحت بيان شده است و در بعض آنها پس از امر به پرستش خدا اين جمله: 'ما لكم من اله غيره'- كه بيان دليل از آن استفاده مى شود- دلالت بر اين دارد كه پرستش مخصوص خداست و چون غير 'الله' خدائى نداريد بايد فقط او را بپرستيد. و احتمال اينكه مراد اين باشد كه 'الله' به معناى معبود مى باشد و مفاد اين است كه 'الله' را بپرستيد چون معبودى غير از او براى شما نيست ضعيف است اولا: از اين جهت كه سابقا گفتيم 'الله' اسم جنس خالق، صاحب، مدبر، مالك و خداى عالم است و معنى مطابقى آن معبود نيست. و ثانيا: اين جمله بدون اضمار و تقدير يا مجاز ادعائى سكاكى اگر 'اله' به معناى معبود باشد خلاف واقع است چون مشركين معبودهاى غير خدا داشتند. و اما اگر 'الله' به معنايى باشد كه گفتيم محتاج به اضمار و تقدير و مجاز ادعائى نيست و جمله به ظاهر خود مورد استفاده است. ] و در كلمه بزرگ و بسيار سنگين و با قدر و ارج 'توحيد' همه ى اين معانى
توحيدى از توحيد ذاتى، صفاتى، افعالى و عبادتى درج است. كلمه اى كه شعار مسلمانان و نقطه ى اساسى و هسته ى مركزى رسالت حضرت خاتم الانبياء- صلى الله عليه و آله- و محور و مدار تمام تعاليم اعتقادى و عملى اسلام است و معانى عالى و ارزنده و نجاتبخش و آزادساز آن در رستگارى و سعادت انسانها موثرترين وسيله است.

و اگر گفتن اين كلمه كلاس اول مكتب توحيد و مقدمه ى درك و بينش توحيدى است كلاس هاى عملى و علمى ديگر مكتب اسلام نيز همه درس و شرح اين كلمه و وارد كردن آن در حيات بشر است، كلمه اى است كه بر زبان آسان و در ميزان بسيار سنگين و عمل به آن متضمن تمام خيرات دنيا و آخرت است.

جمله اى است كه فقط از چهار كلمه تركيب يافته است اما معجزاتى از آن صادر مى شود كه از هيچ كلمه ى ديگر صادر نمى شود و تاريخى به وجود آورد كه از آن پرافتخارتر و درخشانتر در صفحات تاريخ وجود ندارد و جامعه و ملتى ساخت كه انسانى تر از آن جامعه اى در عالم بوجود نيامده است و مكتب و مدرسه اى باز كرد كه الى الابد يگانه الهام بخش و راهنماى بشر و توده ها به سوى آزادى و مفاهيم ارجمند و بلند انسانى است و بزرگترين مردان الهى و آزاديخواهان و رجال اصلاح طلب
و مجاهد و شهداى راه حقيقت و فضيلت را به دنيا تحويل داد.

كلمه اى كه شفاى امراض و درمان بيماريهاى روحى و جسمى و سياسى و اقتصادى و اجتماعى است.

كلمه اى كه هميشه پناهگاه افراد و جوامع مظلوم و استضعاف شده و ملهم انقلاب عليه اهل باطل و استبداد و طغيان است.

كلمه اى كه وسيله اى خطرناكتر و مخربتر از آن براى ويران ساختن كاخهاى ظلم و بيداد و استكبار و استعمار نيست.

كلمه على، حسن، حسين و ساير امامان و مردانى مانند حمزه، جعفر طيار، زيد بن حارثه، سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، ميثم تمار، حجر بن عدى و شهداى ميدان جهاد كربلا و موحدان نامى ديگر و بانوانى مانند فاطمه زهرا- عليهاالسلام- و زينب، صديقه صغرى و خديجه ام المومنين.

هيچ كلمه ى ديگر جامع اين همه ارزش و اين همه فايده و رستگارى نيست و هيچ انقلاب چون انقلابى كه اين كلمه در عالم به وجود آورده با مايه و جاودان و مستمر و عظيم و به نفع انسانها نبوده و نخواهد بود، انقلابى كه هيچ وقت واقف و آرام نخواهد شد و همواره نو و در تجدد و گسترش و توسعه است ملت و جامعه مسلمان به هر عزت و پيشرفت و ترقى و هر افتخار و توفيق و سربلندى و آزادى و عدالت اجتماعى و رستگارى رسيد از بركت اين كلمه و درك مفاهيم عالى آن بود و به هر ذلت و شكست و نفاق و اختلاف و پراكندگى و تقسيم و تجزيه به اسمهاى ناميمون و نامبارك جغرافيايى و منطقه اى و وطنهاى جعلى و رژيمهاى غير اسلامى و خسارت و زيان كه گرفتار شده است در اثر فاصله گرفتن از اين كلمه و اكتفا به لفظ آن و جهل به حقايق و مقاصد توحيدى آن است.

اين كلمه تضمين كننده حقوق انسانها و اعلاميه هاى واقعى حقوق بشر و آزادى و برابرى و برادرى و الغاى امتيازات و تبعيضات و فرمان حكومت واحد الهى و جامعه جهانى اسلامى است. رژيمهاى استكبارى و شرك و منطقه اى و جغرافيايى كه براى حفظ منافع اشخاص و سلسله ها يا ملتهاى قوى و متجاوز در طول تاريخ بر پا
بود از شوكت و صولت اين كلمه در هم شكسته و بى قدر و اعتبار شد.

اين كلمه است كه امروز هم مثل ديروز و هميشه و در همه ى ازمنه و در هر مكان درمان دردها و مرهم التيام بخش تمام زخمها و جراحات است و مقصود واقعى همه ملتها و انسانهاست.

اين كلمه اعلان نظام اعتقادى، فكرى، سياسى و اجتماعى اسلام و منبع و اساس ايمان به رسالت، امامت و معاد است و اگر چه اعلان عقيده و ايمان است اعلان برنامه و عمل و اخلاص و عبادت نيز مى باشد. [ با دلالت التزام. ]

/ 80