عبادت از سياست و نظام حكومت جدا نيست - الهیات در نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

الهیات در نهج البلاغه - نسخه متنی

لطف الله صافی گلپایگانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

عبادت از سياست و نظام حكومت جدا نيست

با وجود اين مفاهيم ارزنده و آزاديبخش توحيد، بعد از رحلت پيغمبر حضرت محمد- صلى الله عليه و آله- افراد جاه پرست و رياست طلب نظام حكم و سياست و زمامدارى و اداره ى امور و شوون مالى و قضايى و دفاعى جامعه را از منطقه ى توحيد در عبادت اسلام خارج كردند و حكومتهايى كه عملا نظام مشركانه ى حكومتهاى قبل از اسلام مثل ساسانى و قياصره ى روم را تجديد و احيا كردند روى كار آوردند و به تدريج توحيد عبادت را به مسجد و عبادت و نماز و روزه و حج و ادعيه و اذكار و مراسم و كارهايى كه با حريم مداخلات مستبدانه حكام و زمامداران و خودكامگى هاى آنها برخورد و تلاقى مستقيم پيدا نمى كرد، انحصار داده و مردم را از درك و توجه به اين بعد توحيدى كه نظام حكم و اداره و وجوب اطاعت حكام عدل در اسلام بر آن استوار است غافل ساخته و فردپرستى را در جوامع اسلامى رواج دادند و اگر ظاهرا خود را معبود نمى گفتند و دعوايى را كه فرعون و نمرود مى كردند به زبان نمى آوردند عملا خود را معبود و مطاع على الاطلاق قرار مى دادند و هر چه از عهد رسالت دورتر مى شدند بيشتر مى توانستند استعباد را گسترش دهند بطورى كه در عصر معاويه و يزيد ديگر نظام توحيدى اسلام از ميان رفت و كوششهاى على- عليه السلام- در دوران پنجساله حكومت ظاهريش هر چند روح نظام توحيدى و نقش حساس حكومت توحيدى را در اجراى عدالت اجتماعى و آزادى جامعه و آشنا كردن افراد با مفاهيم و مسائل اصولى و اساس اسلام به مردم نشان داد ولى به
واسطه موانع زياد برچيدن بساطى كه بعد از پيغمبر اسلام به دست جاه طلبان گسترده شده بود فراهم نشد و معاويه كه با پدرش تا قبل از فتح مكه با دعوت اسلام مخالفتها كردند و جنگها و فتنه ها برپا داشته بودند از آغاز ظهور حكومت توحيدى على- عليه السلام- با تمام قوايى كه حكومت مشركانه، او را يارى مى داد از ورود توحيد عبادت و اطاعت در جلوه ى چهره ى نظام حكومتى آن خوددارى كرد و اعلان مخالفت نمود.

اينان اگر چه خود را خليفه ى پيغمبر قلمداد مى كردند و مردم را با قدرت پول و زور و اشتباه كارى وادار كرده بودند به آنها 'اميرالمومنين' خطاب كنند و خود را اولوا الامر و واجب الاطاعه و رئيس حكومت اسلام مى خواندند اما در علم همان طواغيتى بودند كه اسلام و تمام انبياء با آنها به مبارزه برخاسته و براى محو رژيم آنها و برانداختن تسلط آنها ماموريت داشتند. اينان با قدرت و تسلطى كه پيدا كردند و علما و محدثينى كه ساختند مفاهيم اسلامى را عوضى و خلاف واقع تفسير كرده و مردم را به اطاعت آنها خواندند و روشنفكرانى كه حقايق توحيدى را درك مى نمودند و سنگينى آن نوع حكومتها را بر دوش خود احساس و آن را مخالف با اصول توحيدى مى ديدند مخالف حكومتهاى اسلامى معرفى مى كردند و خلاصه عوام و توده را در بى اطلاعى نگاه داشتند و نتيجه ى آن حكومتها و بى اطلاعى امت از اين بعد توحيدى، وقوف و سكون دعوت اسلام و توسعه ظلم و ستم و استثمار و استبداد و ضعف و اختلاف و تسلط اجانب شد.

تا اينكه در اين اواخر كه زمزمه به اصطلاح تجدد و گرايش به غرب و رژيمهاى فرنگ آغاز گرديد و گروههايى از مسلمانها به واسطه جهل به ذخاير فكرى و تربيتى و وسايل رشد و ترقى و آزادى، از خود و جامعه و از دين خود مايوس شده و به هر صدايى جواب مى دادند و دور هر كسى كه خود را رهبر و منجى و مصلح مى شمرد جمع مى شدند و بيگانگان و دشمنان اسلام كه براى نابودى مكتب اسلام نقشه مى كشيدند و توطئه مى كردند امثال: مصطفى كمال پاشاها را به عنوان مصلح و منجى به مردم نشان دادند! و گرگهايى را در لباس چوپان درآوردند، زمزمه ى ديگرى
آغاز و اساس توحيد عبادت را در نظام حكم و اداره جامعه انكار كردند و سخن شوم و خطرناك و ضد موجوديت اسلام يعنى انفصال دين از دنيا و اسلام از حكومت و روحانيت از سياست را با بوق و كرنا به عنوان يكى از طرق پيشرفت بلند كردند و آيات قرآن را در اين موضوع يكباره كنار گذاردند و بدترين شركها را كه اسلام با آن مبارزه داشت در جوامع اسلامى وارد ساختند.

آرى كارگردانان استعمار چون ديدند اسم اسلامى بودن حكومت و التزام صورى حاكم به مراعات احكام اسلام و قوانين قرآن هم مانع از تحقق هدفهاى اسلام برانداز آنها و تسلط بى قيد و شرطشان بر فرهنگ و اقتصاد و سياست جوامع اسلامى است و هم تا حدودى با اين نام موجوديت جامعه ى اسلامى و ارتباط آنها با يكديگر محفوظ است، نقاب از قيافه ى زشت و پليد غير انسانى خود برداشته و با اعلان جدايى دين از دنيا و روحانيت از سياست ضربت بزرگ خود را بر پيكر جوامع اسلامى وارد آوردند. آنها ديدند بر اساس حكومت شرعى يعنى حكومت توحيدى اسلام يك نفر سيد پيرمرد به عنوان مجتهد و فقيه در سامره مى تواند بينى حكومت انگلستان را با يك فتوا به خاك بمالد و مانع از نفوذ آن حكومت جبار مشرك گردد و از راه انفصال دين از دنيا و سياست از روحانيت به آيات قرآن و هدف مكتب انبيا و دعوت پيامبران حمله كردند و حكومتهايى را بر اساس عدم التزام به احكام اسلام و طرد دين از سياست و قضاء و جزاء و امور مالى و اقتصادى و حتى آموزشى و پرورشى و بهداشتى و درمانى روى كار آوردند و سعى كردند در تمام رشته ها حكومت دينى را از جوامع اسلامى بيرون برانند كه شرح آن مناسب اين كتاب نيست فقط مى خواهيم تذكر دهيم كه مسلمانان بايد توحيد عبادت را در همه رشته در نظر بگيرند. [ از جمله آياتى كه مى توان گفت اشعار يا دلالت بر اين معنى دارد كه دين و عبادت و پرستش معنى عام و گسترده و همه جانبه اى دارد كه شامل تمام مسائل زندگى مى شود و توحيد در عبادت را در همه جا وارد و حاكم مى سازد آيه ى 172 سوره ى بقره است: 'يا ايها الذين امنوا كلوا من طيبات ما رزقناكم و اشكروالله ان كنتم اياه تعبدون' كه نه فقط از آن استفاده مى شود كه شكر خدا عبادت و پرستش اوست بلكه طريقه پوشاك و خوراك و گرفتن برنامه ى آن از خدا و عمل به آن نيز پرستش خدا و در عبادت و توحيد در عبادت مندرج است. ] و وقتى عملا تمام عيار مى شوند كه علاوه بر امور عبادى اطاعت
آنها از قوانين و از حكام حتى يك نفر كدخداى ده و پاسبان كوچه بر اساس توحيد عبادت و آيه ى: 'الا لله الذين الخالص' شود. به اميد آن روز و به انتظار آن عصر طلايى.

سومين معنى عبادت: معنى ديگر عبادت پيروى از ديگرى است بدون اينكه او را واجب الاطاعه يا لازم الاحترام بشناسد مثل پيروى از شيطان و قبول اغواى او و پيروى از هواى نفس. و در معانى ديگر نيز استعمال شده است مثل: تمكين و خضوع اجبارى و پيروى ضعيف از قوى و مسخر بودن تكوينى اشيا در برابر خدا و علاوه در بعض موارد عبادت به ملاحظه تمام اين معانى و گاهى به ملاحظه بعض آنها اطلاق شده است.

/ 80