الهیات در نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

الهیات در نهج البلاغه - نسخه متنی

لطف الله صافی گلپایگانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

نظامات جنگ در راه طاغوت و تامين منافع اشخاص و سلسله ها و منطقه ها و احزاب و گروهها پرستش و عبادت آنهاست چون حكم قانونگذارى و عبادت و اطاعت فقط به خدا اختصاص دارد و از حريم عبادت و اطاعت خدا هر عبادت و اطاعتى بيرون باشد شرك است و از جمله آيات كه اگر دقت و تامل در مفاد آن شود همين معنى را از عبادت و پرستش افاده مى كند، اين دو آيه است در سوره ى فرقان:

'و يوم يحشرهم و ما يعبدون من دون الله فيقول ءانتم اضللتم عبادى هولاء ام هم ضلوا السبيل'. [ سوره ى فرقان، آيه ى 17. ]

'قالوا سبحانك ما كان ينبغى لنا ان نتخذ من دونك من اولياء و لكن متعتهم و آباءهم حتى نسوا الذكر و كانوا قوما بورا'. [ سوره ى فرقان، آيه ى 18. ]

كه از اين دو آيه استفاده مى شود كه عبادت و پرستش مشركين مذكور در اين دو آيه اين است كه غير خدا را ولى و متصرف در امر خود، صاحب اختيار و مسلط بر رتق و فتق امور و تشريع و جعل احكام و مالك امر و نهى و مستبد و مستقل در امور ديگران پذيرفته اند و لذا اوليا و صاحب اختيارهاى اتخاذى كه به موجب اين دو آيه مسوول مى شوند "كه ظاهرا مراد انبيا و اوليا و ملائكه از معبودهاى مقرب در درگاه الهى مى باشند كه از دعواى معبوديت و استبداد در امر و نهى و حق تشريع منزه هستند" در جواب عرضه مى دارند: 'سزاوار نبود براى ما كه غير تو را ولى اتخاذ كنيم' كه اين جمله: 'ما كان ينبغى لنا ان نتخذ من دونك من اولياء' عبادت در آيه: 'و ما يعبدون من دون الله' را شرح و تفسير مى نمايد و اگر فرموده بود: 'ما كان ينبغى لنا ان نتخذ الها من دونك او ان نعبد غيرك' در معناى اول كه براى عبادت ذكر شد ظاهرتر به نظر مى رسيد.

آيات در معانى سوم و معانى ديگر: عبادت در معنى پيروى و اطاعت بدون اينكه اطاعت كنند مطاع را واجب الاطاعه بداند در قرآن مجيد آمده است مثل اين آيه:

'يا ابت لا تعبد الشيطان ان الشيطان كان للرحمان عصيا'. [ سوره ى مريم، آيه ى 44. ]

و اين آيه: 'الم اعهد اليكم يا بنى آدم ان لا تعبدوا الشيطان'. [ سوره ى يس، آيه ى 60. ]

و بر مطاع و پيروى شده به اين معنا اطلاق 'اله' شده است چنانكه مى فرمايد: 'افرايت من اتخذ الهه هوايه' [ سوره ى جاثيه، آيه ى 23. ] و همچنين بر اطاعت پدر و مادر در معصيت و مخالفت خدا اطلاق شرك شده است چنانكه مى فرمايد: 'و ان جاهداك على ان تشرك بى ما ليس لك به علم فلا تطعهما' [ سوره ى لقمان، آيه ى 15. ] بنابراين اطاعت و پيروى از هر كس كه اطاعت او شرعا مامور به يا مرخص فيه نباشد عبادت است يا لااقل در صورت نهى از اطاعت، عبادت و پرستش اوست مثل اطاعت شيطان و اطاعت پدر و مادر و شوهر در معصيت خدا و اطاعت هر كسى در معصيت خدا.

معانى ديگر عبادت كه تسليم و تسخير تكوينى و خضوع قهرى و استعباد و اجبار بر اطاعت را مى رساند، در اين آيات است:

- 'ان كل من فى السموات و الارض الا اتى الرحمان عبدا'. [ سوره ى مريم، آيه ى 93. ]

- 'فقالوا انومن لبشرين مثلنا و قومهما لنا عابدون'. [ سوره ى مومنون، آيه ى 47. ]

- 'و تلك نعمه تمنها على ان عبدت بنى اسرائيل'. [ سوره ى شعراء، آيه ى 22. ]

دسته ديگر از آيات راجع به توحيد عبادت:

از يك دسته از آيات معنى اول و دوم هر دو استفاده مى شود مانند اين آيات:

- 'اننى انا الله لا اله الا انا فاعبدنى'. [ سوره ى طه، آيه ى 14. ]

- 'انما الهكم اله واحد فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرك بعباده ربه احدا'. [ سوره ى كهف، آيه ى 110. ]

- 'ان هذه امتكم امه واحده و انا ربكم فاعبدون'. [ سوره ى انبياء، آيه ى 92. ]

- 'قل انى امرت ان اعبد الله مخلصا له الدين و امرت لان اكون اول المسلمين'. [ سوره ى زمر، آيات 12 -11. ]

- 'قل الله اعبد مخلصا له دينى'. [ سوره ى زمر، آيه ى 14. ]

- 'فاعبد الله مخلصا له الدين الا لله الدين الخالص'. [ سوره ى زمر، آيات 3 -2. ]

- 'و ما امروا الا ليعبدوا الله مخلصين له الدين حنفاء'. [ سوره ى بينه، آيه ى 5. ]

- 'قل يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمه سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله و لا نشرك به شيئا و لا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله'. [ سوره ى آل عمران، آيه ى 64. ]

در اين آيات عبادت اطلاق دارد و از آن هر دو معنى استفاده مى شود مراد از دين شريعت و برنامه اعتقاد و عمل و اخلاق باشد يا مراد اطاعت باشد بعضى از اين آيات در آن ظاهر است، مستفاد از اين آيات توحيد به هر دو معنى و مخصوصا انحصار اطاعت از براى خداست و دين خالص و عبادت خالص همان اطاعت خالص و بى قيد و شرط است كه اختصاص به خدا دارد و اخلاص در دين نيز به همين معنى است كه در دين خالص و بى شرط باشد و اطاعت آن را بر خود واجب بداند و از اين جهت است كه به اين اطاعت بدون قيد و شرط كه احدى جز خدا شايسته آن نيست و اختصاص به او دارد عبادت اطلاق شده است و در آيات متعدد اخلاص در دين و دين خالص پيشنهاد شده است، لذا اين نحو اطاعت بى قيد و شرط از هر كس غير از خدا بشود شرك و خلاف توحيد است و ظاهر اين است كه اين معانى و برنامه هاى توحيدى منشعب از هر دو معنى مراد باشد در اين آيه شريفه:

'شرع لكم من الدين ما وصى به نوحا و الذى اوحينا اليك و ما وصينا به ابراهيم و موسى و عيسى ان اقيموا الدين و لا تتفرقوا فيه كبر على المشركين ما تدعوهم اليه'. [ سوره ى شورى، آيه ى 13. ]

و مراد از شرك و مشركينى كه اقامه دين و عدم تفرق در آن بر آنها بزرگ مى آمده اعم باشد از مشركين جزيره العرب و مشركين ايران و روم و آنانكه بتها را مى پرستيدند يا زمامداران و روساى قبايل را پرستش كرده و به صاحب اختيارى و استبداد در امور ديگران پذيرفته بودند.

آيات ديگر: آيات ديگر در قرآن مجيد است كه از آنها استفاده مى شود كه خواندن غير خدا به عنوان معبود و شريك خدا در خلق و رزق و افعال ديگر شرك است و هم اينكه از بعض مشركين الهه و معبودهاى خود را به همان اوصاف مختصه به خداى يگانه موصوف مى دانستند و بسا كه خداى يگانه را هم نمى شناختند يا اگر مى شناختند الهه و معبودهاى اتخاذى خود را عبادت مى كردند و آنها را يا وجود تنزيلى الهه متعدد مى شمردند و يا خود آنها را الهه مى دانستند. از جمله اين آيات:

'ما اتخذ الله من ولد و ما كان معه من اله اذا لذهب كل اله بما خلق و لعلا بعضهم على بعض'. [ سوره ى مومنون، آيه ى 91. ]

از اين آيه استفاده مى شود كه اله و معبودهاى اختراعى را خالق مى دانستند و آنها را عبادت مى كردند چون مستحق نهايت خضوع مى دانستند بلكه استفاده مى شود كه از اله به حسب لغت يا عرف، خالق فهميده مى شده است و آنچه كه 'وهابين' مى گويند انبيا به توحيد ربوبيت دعوت نمى كردند و فقط به توحيد الوهيت، مردم را مى خواندند چون توحيد ربوبيت را همه قائل بودند و كلمه توحيد را هم بر اين اساس تفسير كرده اند، صحيح نيست.

'لو كان فيهما الهه الا الله لفسدتا'. [ سوره ى انبياء، آيه ى 22. ]

از اين آيه هم استفاده مى شود كه الهه را قادر بر تصرف و مداخله در امور آسمان و زمين در عرض يكديگر مى دانستند و الا با فرض عدم قدرت الهه ى اتخاذى و عجز آنها فسادى در آسمان و زمين حاصل نمى شود و به عبارت ديگر الهه را متصف به صفات الله غير از صفت وحدت مى دانستند و منكر توحيد و وحدت ذات جامع
صفات كماليه بوده اند كه در حقيقت هم 'الله' يعنى ذات مستجمع صفات كمال از تفرد و وحدانيت و صفات ديگر را انكار مى كردند و هم به الهه متعدد معتقد بودند و اين شرك و انكار توحيد است.

آيه ى ديگر: 'قل انى نهيت ان اعبد الذين تدعون من دون الله'. [ سوره ى انعام، آيه ى 56. ]

از مثل اين آيه استفاده مى شود كه آنچه را غير از خدا مى خواندند، مى پرستيدند و آنچه نهى شده است پرستش غير خداست و به عبارت ديگر: چنين استفاده مى شود كه آنچه را به جاى خدا طبق عقايد فاسد خود مى خواندند پرستش مى كردند چنانكه از آيات بسيار ديگرى نيز، مانند:

'و ما يتبع الذين يدعون من دون الله شركاء'. [ سوره ى يونس، آيه ى 66. ]

'فما اغنت عنهم آلهتهم التى يدعون من دون الله من شى ء'. [ سوره ى هود، آيه ى 101. ]

'و لا تدع مع الله الها اخر لا اله الا هو'. [ سوره ى قصص، آيه ى 88. ]

كاملا استفاده مى شود كه خواندن غير خدا فقط به عنوان اله و معبود و شريك خدا شرك است. و ممكن است مراد از اين آيات نه خصوص خواندن و ندا كردن اين اشيا باشد بلكه مقصود اين باشد كه: آنچه را غير خدا مى پرستيد، من پرستش نمى كنم و غرض نه خطاب و نداى آنهاست تا گفته شود هر خطاب يا ندا كردن مثلا اموات شرك است بلكه مراد بيان عقيده آنها و قول و راى آنها است هر چند بنابراين نوع عقيده، نداى آنها غير را اظهار شرك بوده است.

/ 80