الهیات در نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

الهیات در نهج البلاغه - نسخه متنی

لطف الله صافی گلپایگانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مى شود و هم توحيد ذاتى زيرا وقتى شريك بارى وجود نداشته باشد و بلكه ممتنع الوجود باشد توحيد ذاتى واقع و حق خواهد بود.

رفع يك توهم: اگر كسى توهم كند كه با اين وجوه و براهين نفى شرك به قول مطلق و بر تمام فروض نمى شود زيرا ممكن است شرك به اين معنى فرض شود كه دو عالم و دو سازمان غير مرتبط بهم باشد كه براى هر يك صانع و خالق مستقل باشد هر چند برهان بر اين موضوع يعنى تعدد دو عالم غير مرتبط بهم نداريم و كوچكترين نشان و شاهدى بر آن نيست و اصولا شرك به اين معنى مطرح نشده و احتمال عقلانى نداشته و ندارد اما طارد احتمال آنهم در بين نيست.

جواب: جواب اين توهم علاوه بر آنچه در بيانات گذشته معلوم شد اين است كه اين دو عالم مفروض غير مرتبط هم يا از جميع جهات مثل يكديگرند كه هيچ امتيازى از هيچ جهت در آنها نيست در اين صورت فرض تعدد باطل است چون اگر از هيچ جهت حتى از جهت زمان و مكان با هم دوئيتى نداشته باشند و هر يك در همانجا و همانحال و همان وضع كه ديگرى قرار دارد واقع باشد تعدد محال مى شود و اگر امتياز داشته باشند اين سوال پيش مى آيد كه چه خصوصيتى موجب شد كه عالمى با امتياز معين را يكى از دو خالق مفروض خلق كند و عالم مشخص ديگر را خالق ديگر و چه مرجحى سبب شد كه هر يك عالم مخلوق خود را ترجيح دهند و چون ترجيح بلامرجح و ترجح بلا مرجح هر دو جايز نيست پس ناچار بايد اين اختصاص راجع به خصوصيتى در ذات شريكين باشد و بنابراين لازم مى شود تركيب در ذات و خلف و امكان شريكين چنانكه در ادله توحيد شرح داده شد. و از جمله بيانات نهج البلاغه در مساله ى توحيد ذات و بى شبيه و نظير بودن الله با بيانى سرشار از عرفان خواننده و شنونده را محو تفرد ذات الوهيت به تمام كمالات مى نمايد اين جمله هاست از خطبه 109 صفحه 158:

'كل شى ء خاشع له و كل شى ء قائم به، غنى كل فقير و عز كل ذليل و قوه كل ضعيف و مفزع كل ملهوف، من تكلم سمع نطقه و من سكت علم سره و
من عاش فعليه رزقه و من مات فاليه منقلبه'. [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 108، ص 326. ]

يعنى: 'هر چيزى براى او فروتن و خاضع است و هر چيزى به او برپاست، بى نيازى و توانگرى هر فقير و نيازمند است و عزت هر ذليل و قوت هر ضعيف و پناهگاه هر مضطر اندوهگين است هر كس سخن بگويد سخنش را مى شنود و هر كس ساكت گردد از سر و رازش آگاه است و هر كس زندگانى نمايد روزيش بر او و هر كس بميرد بازگشتش به سوى اوست'.

اگر در اين بيانات شريف نيك توجه بشود مساله ى توحيد و عدم شريك كاملا استفاده مى شود زيرا كسى كه همه ى اشيا براى او خاضع و به او برپا باشند واحد و يكتا مى باشد و شريك بارى اگر شى ء است به مقتضاى اين كلام خاضع براى او و به او برپاست بنابراين شريك نمى باشد و اگر شى ء نيست كه پس چيزى نيست عدم است و نظير اين دو جمله است: 'له الاحاطه بكل شى ء و الغلبه لكل شى ء و القوه على كل شى ء' [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 85، ص 205. ] و همچنين جمله هاى: 'غنى كل فقير...' و امثال آن كه در قرآن مجيد و نهج البلاغه و ادعيه و احاديث بسيار است، همه دلالت بر توحيد و عدم شريك مى نمايند: مثلا اين آيه: 'الله يعلم ما تحمل كل انثى و ما تغيض الارحام و ما تزداد و كل شى ء عنده بمقدار عالم الغيب و الشهاده الكبير المتعال'. [ سوره ى رعد، آيه ى 8. ]

و ساير آياتى كه دلالت بر صفات ذات و صفات فعل مى نمايد. جمله هايى از نهج البلاغه مثل: 'لا يحصى نعمائه العادون، الذى ليس لصفته حد محدود [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 1، ص 22. ]، قد علم السرائر [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 85، ص 205. ] المعروف من غير رويه و الخالق من غير رويه [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 89، ص 224. ] هو المنان بفوائد النعم [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 90، ص 230. ]،

الاول فلا شى ء قبله و الاخر فلا شى ء بعده و الظاهر فلا شى ء فوقه و الباطن فلا شى ء دونه'. [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 95، ص 282. ]

و صدها بيشتر از اين گونه جمله هاى مشحون از توحيد همه دلالت دارند بر اينكه فقط متصف به اين صفات ذات بى زوال حضرت احديت است و شريك و نظيرى براى او نيست والا اگر كلام فقط اثبات باشد و در مقام اثبات اختصاص و نفى شريك نباشد در مثل اين مقامات خلاف بلاغت و بلكه منافى مقصود و موهم خلاف مطلوب است و بنابراين جمله هاى دال بر توحيد و نفى شريك در نهج البلاغه بسيار است.

/ 80