توحيد به معنى بساطت ذات بارى و نفى تركيب در نهج البلاغه - الهیات در نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

الهیات در نهج البلاغه - نسخه متنی

لطف الله صافی گلپایگانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

توحيد به معنى بساطت ذات بارى و نفى تركيب در نهج البلاغه

چنانكه گفته شد يكى از معانى توحيد بسيط بودن و يگانگى ذات و نفى تركيب است كه در نهج البلاغه در موارد متعدد به آن تصريح شده است از جمله در خطبه نخستين كه نفى صفات را مطرح و شرح فرموده است در اين جمله: 'و كمال توحيده الاخلاص له' [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 1، ص 23. ] كمال توحيد را خالص قرار دادن او از جزء و هر گونه تركيب شمرده و بر اساس آن مساله نفى صفات را بيان و تقرير فرموده است.

در خطبه 85 مى فرمايد: 'و لا تناله التجزئه و التبعيض [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 84، ص 202. ]، يعنى: تجزيه و تبعيض به او نمى رسد'.

و در خطبه ى 186 مى فرمايد:

'لا يجرى عليه السكون و الحركه و كيف يجرى عليه ما هو اجراه و يعود فيه ما هو ابداه و يحدث فيه ما هو احدثه اذا لتفاوتت ذاته و لتجزا كنهه'. [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 228، ص 742. ]

يعنى: 'سكون و حركت بر او جارى نيست و چگونه جارى باشد بر او چيزى كه او، خود آن را جارى كرده و چگونه بازگردد به او، چيزى كه او خود آن را اظهار فرموده و چگونه حادث شود در او چيزى كه او خود آن را احداث كرده است، هرگاه خدا به چنين اوصافى متصف گردد. همانا ذات او تفاوت مى پذيرد و حقيقت او متجزى مى گردد. در اين بيان امام- عليه السلام- سرانجام جريان دادن سكون و حركت بر ذات مقدس خداوند- جل اسمه- را تفاوت در ذات و تجزيه كنه و حقيقت باريتعالى مى شمارد و از بطلان آن خود را آسوده و فارغ مى بيند'.

و باز هم در همين خطبه است كه مى فرمايد: 'و لا يوصف بشى ء من الاجزاء و لا بالجوارح و الاعضاء و لا بعرض من الاعراض و لا بالغيريه و الابعاض'. [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 228، ص 746. ]

يعنى: 'وصف نمى شود به چيزى از اجزاء و نه به جوارح و اعضاء و نه به عرضى از اعراض و نه به غيريت و ابعاض يعنى خدا از اينكه ابعاض داشته باشد يعنى بعض آن غير بعض ديگر باشد منزه است'.

در اين بيانات تركيب و جزء را نفى فرموده و سپس صفات سلبى ديگر را متعرض شده است كه عدم سلب آنها موجب اثبات تركيب مى شود.

حاصل اينكه اين مساله نيز در نهج البلاغه استدلالا و برهانا مطرح و وحدانيت ذات و بساطت محض و عدم تركيب آن اثبات شده است.

/ 80