الهیات در نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

الهیات در نهج البلاغه - نسخه متنی

لطف الله صافی گلپایگانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

كه معلم شديدالقواى الهى حضرت خاتم الانبياء- صلى الله عليه و آله- را تعليم مى داد على نيز حضور داشت و آن تعليمات را مى شنيد و وحى بر او منكشف مى گشت با اين تفاوت كه پيغمبر- صلى الله عليه و آله- مخاطب و مامور به تبليغ و رسالت بود و على مستمع و پيغمبر على را از آنچه بدون واسطه جبرئيل تلقى مى كرد آگاه مى فرمود تا على نسخه اى مطابق اصل شد. در خطبه قاصعه مى فرمايد:

'و قد علمتم موضعى من رسول الله- صلى الله عليه و آله- بالقرابه القريبه و المنزله الخصيصه و ضعنى فى حجره و انا ولد يضمنى الى صدره و يكنفنى فى فراشه و يمسنى جسده و يشمنى عرفه. و كان يمضغ الشى ء ثم يلقمنيه و ما وجدلى كذبه فى قول و لا خطله فى فعل و لقد قرن الله به- صلى الله عليه و آله- من لدن ان كان فطيما اعظم ملك من ملائكته، يسلك به طريق المكارم و محاسن اخلاق العالم ليله و نهاره و لقد كنت اتبعه اتباع الفصيل اثر امه يرفع لى فى كل يوم من اخلاقه علما و يامرنى بالاقتداء به و لقد كان يجاور فى كل سنه بحراء فاراه و لا يراه غيرى و لم يجمع بيت واحد يومئذ فى الاسلام غير رسول الله- صلى الله عليه و آله- و خديجه و انا ثالثهما ارى نور الوحى و الرساله و اشم ريح النبوه.

و لقد سمعت رنه الشيطان حين نزل الوحى عليه- صلى الله عليه و آله- فقلت: يا رسول الله ما هذه الرنه؟ فقال: هذا الشيطان قدايس من عبادته انك تسمع ما اسمع و ترى ما ارى الا انك لست بنبى و لكنك لوزير و انك لعلى خير'. [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 234 "قاصعه" ص 811. ]

پس با اين سوابق و با اين اتصال به پيغمبر بزرگ خدا و آشنايى به نور وحى، عجيب نيست اگر الهيات قرآن را چنان بازگو و تفسير كند كه از هيچيك از صحابه ، آن شرح و تفسير و بسط و توضيح شنيده نشده باشد.

و عجيب نيست اگر على در الهيات داراى مرتبه اى باشد كه مافوق آن براى بشر متصور نباشد و هر كس به هر مقام از خداشناسى برسد بيشتر از آنچه على او را
شناخته و توصيف كرده است نخواهد رسيد تا آنجا كه مى گوييم فراسوى مرتبه اى كه على داشت و خدايش را مى ستود و مى خواند و مى شناساند، در خداشناسى نيست.

اين فلاسفه الهى هستند كه هر چه پيرامون وجود خدا و صفات او بگويند و گفته باشند كلامى قاطع تر از كلمات على نخواهند گفت و خدا را برتر و منزه تر از شناخت على نخواهند شناخت هر كلام، شعر، نثر، نيايش و ستايشى در خداشناسى كه از قرآن و كلمات على الهام گرفته و با آنها هماهنگ باشد دلچسب و دلپسند مى شود چون همان عرفان فطرى است و همان است كه بشر در اعماق وجود و نهان هستيش، احساس مى كند كه خدا همان است و غير از آن نيست.

اينجا مقامى است كه هر چه بشر جلوتر برود بر تحيرش افزوده مى شود و به عجز و ناتوانى و فقر و نياز خود بيشتر آگاه مى گردد و هر قدر به فقر امكانى و نواقص ذاتى ممكنات واقف شود، به بى نيازى و به علم و قدرت ذات بارى آشناتر مى شود و على- عليه السلام- آنقدر كه ممكن بوده در اين ميدان جلو رفته است.

اگر كسى بخواهد على را بشناسد از همين بيانات اعجازآميز در الهيات مى تواند بشناسد كه على در معرفت به كجا رسيده و پايه ى قدرش تا چه حد رفيع و بلند است.

/ 80