الهیات در نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

الهیات در نهج البلاغه - نسخه متنی

لطف الله صافی گلپایگانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و لا تحجزه هبه عن سلب و لا يشغله غضب عن رحمه و لا تولهه رحمه عن عقاب و لا يجنه البطون عن الظهور و لا يقطعه الظهور عن البطون قرب فناى و علا فدنا و ظهر فبطن و بطن فعلن و دان و لم يدن لم يذرا الخلق باحتيال و لا استعان بهم لكلال'. [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 186، ص 628. ]

يعنى: 'صدمه نمى زند و خلل وارد نمى كند به او بخشش و عطا و كم نمى گرداند "خزانه انعام و احسان او را" كرم و حبا، تمام نمى گرداند "درياى عطا و جود" او را هيچ سوال كننده اى و به نهايت نمى رساند نعمتهاى او را هيچ عطيه اى پيچيده و مشغول نمى كند او را شخصى از شخص ديگر و بازنمى دارد او را آوازى از آوازى و مانع نمى گذارد او را بخششى از گرفتن و ربودنى و مشغول نمى سازد او را غضبى از رحمتى و حيران نمى سازد او را رافتى از عذابى و پنهان نمى دارد او را پنهانى از ظهور و قطع نمى كند او را ظهور و آشكار بودن از بطون و نهان بودن نزديك شد "به همه به علم و دانايى و قيوميت" پس دور شد "از همه به حسب ذات و صفات مختصه كماليه" علو و بلندى يافت "بر همه چيز به قدرت و استيلا" پس نزديك شد "به ايشان به علم و انعام و احسان" و ظاهر شد پس "از كثرت ظهور" پنهان گشت و پنهان گشت پس "در عين خفا" آشكار شد "مقصود اين است كه تمام اين صفات كه اجتماعشان به مفاهيم و معانى متعارفشان در مخلوقات امكان پذير نيست و با هم در ضديت هستند در وجود خدا كه تنزه از صفات مخلوقين و امكان و عوارض امكانيت دارد اجتماع مى يابند و در عين تناسب با يكديگرند" و جزا و پاداش داد و پاداش داده نشد. خلق را نيافريد با جولان انديشه و فكر و استعانت و كمك نخواست از جهت ناتوانى و ضعف'.

و در خطبه 213 مى فرمايد: 'الحمدلله العلى عن شبه المخلوقين الغالب لمقال الواصفين الظاهر بعجائب تدبيره للناظرين و الباطن بجلال عزته عن فكر المتوهمين العالم بلا اكتساب و لا ازدياد و لا علم مستفاد المقدر لجميع الامور بلا رويه و
لا ضمير'. [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 204، ص 673. ]

يعنى: 'حمد مختص خدايى است كه بلند است "منزه است" از شباهت به مخلوقات خدايى كه بر مقال و گفتار وصف كنندگان غالب است "يعنى فوق وصف واصفين است و وصف كنندگان در وصف او مغلوب و عاجزند" او كسى است كه به عجايب تدبيرش "در امور خلق" براى نظركنندگان "به امور تدبير او" ظاهر و آشكار است و به جلالت عزت خود از فكر توهم كنندگان و انديشمندان باطن و نهان است "كه هيچ انديشه اى به كنه ذات حقيقت او نمى رسد" آنكه عالم است بدون كسب و تحصيل و بدون اينكه بر علمش افزوده شود "كه لازمه اش جهل است" و مستفاد و گرفته شده از غير باشد خدايى كه تقديركننده همه امور است بدون انديشه اى و ضميرى'.

و در همين خطبه است: 'ليس ادراكه بالابصار و لا علمه بالاخبار [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 204، ص 674. ]، يعنى ادراك او به وسيله چشمها نيست و علم او به وسيله خبرها نيست اگر "ابصار و اخبار" به فتح همزه خوانده شود و اگر به كسر خوانده شود معنى اين است كه: ادراك او به ديدن "و رويت مادى" نيست و علم او به خبر دادن "به او" نيست'.

در حكمت 404 است كه وقتى از آن حضرت سوال شد از معناى: 'لا حول و لا قوه الا بالله' فرمود: 'انا لا نملك مع الله شيئا و لا نملك الا ما ملكنا فمتى ملكنا ما هو املك به منا كلفنا و متى اخذه منا وضع تكليفه عنا'. [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، حكمت 396، ص 1276. ]

يعنى: 'ما با خدا چيزى را مالك نيستيم و مالك نمى گرديم مگر آنچه را خدا ملك ما گرداند پس هرگاه ما را مالك چيزى گرداند كه او از ما مالكتر است ما را مكلف مى نمايد "يعنى تكاليف او در حدود همان چيزهايى است كه به ما عطا كرده" و هر وقت از ما بگيرد آن را تكليف خود را از ما برمى دارد'.

و در حكمت 470 است كه: 'و سئل عليه السلام عن التوحيد و العدل فقال التوحيد ان لا تتوهمه و العدل ان لا تتهمه'. [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، حكمت 462، ص 1301. ]

يعنى: 'از آن حضرت سوال شد از توحيد و عدل فرمود: توحيد اين است كه او را توهم نكنى "يعنى چيزى را در انديشه و وهم درآورى و گمان كنى كه آن چيز او است" عدل اين است كه او را "به ظلم و خلاف عدالت" متهم نسازى'.

اينها بود بعض موارد معنى و شرح و تفسير اسما و صفات الهى در نهج البلاغه و در ضمن فصلهاى گذشته و آينده نيز موارد ديگر كه مربوط به اين مبحث است مذكور شده است و استقصاء تمام موارد محتاج به فحص و بررسى كامل و مجال واسع است و از همين مواردى كه در اين فصل يادداشت كرديم اهميت داده شود و الحق امام- عليه السلام- حق كلام و بيان حقايق و معارف را ادا فرموده است و مجالى براى اختلاف و جدال در اسما و صفات و معانى آن باقى نگذاشته است.

/ 80