قرآن مجيد و نهج البلاغه - الهیات در نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

الهیات در نهج البلاغه - نسخه متنی

لطف الله صافی گلپایگانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

قرآن مجيد و نهج البلاغه

در اين مسائل استناد به دليل سمعى به ملاحظه اينكه با صحت نبوات ارتباط دارد صحيح نيست يعنى اگر در محيط حكم عقل اثبات نشود ادله ى سمعيه در اثبات آن كافى نيست چون دور و مصادره به مطلوب مى شود ولى در برابر اشاعره كه حجيت ادله سمعيه را قبول دارند استدلال به آن جايز و منطقى است.

بنابراين عمده استناد در اين بحث به قرآن مجيد و نهج البلاغه استشهاد و ارشاد به حكم عقل و تاييد منطق عقلا و فطرت بشر در اين مساله است.

آيات قرآن مجيد: بطور نمونه اين آيات را از قرآن مجيد تلاوت نماييد:

- 'و ما خلقنا السماء و الارض و ما بينهما باطلا ذلك ظن الذين كفروا فويل للذين كفروا من
النار'. [ سوره ى ص، آيه ى 27. ]

- 'ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانك فقنا عذاب النار'. [ سوره ى آل عمران، آيه ى 191. ]

- 'و تمت كلمه ربك صدقا و عدلا'. [ سوره ى انعام، آيه ى 115. ]

- 'ذلك جزينا هم ببغيهم و انا لصادقون'. [ سوره ى انعام، آيه ى 146. ]

- 'و من اصدق من الله قيلا'. [ سوره ى نساء، آيه ى 122. ]

- 'و من اصدق من الله حديثا'. [ سوره ى نساء، آيه ى 87. ]

- 'و ما الله يريد ظلما للعالمين'. [ سوره ى آل عمران، آيه ى 108. ]

- 'فما كان الله ليظلمهم و لكن كانوا انفسهم يظلمون'. [ سوره ى توبه، آيه ى 70. ]

- 'ان الله لا يظلم الناس شيئا'. [ سوره ى يونس، آيه ى 44. ]

- 'اليه مرجعكم جميعا وعد الله حقا'. [ سوره ى يونس، آيه ى 4. ]

- 'الا ان وعد الله حق و لكن اكثرهم لا يعلمون'. [ سوره ى يونس، آيه ى 55. ]

- 'وعد الله لا يخلف الله وعده'. [ سوره ى روم، آيه ى 6. ]

- 'ان وعد الله حق'. [ سوره ى كهف، آيه ى 21. ]

- 'فلا تحسبن الله مخلف وعده رسله'. [ سوره ى ابراهيم، آيه ى 47. ]

- 'و لن يخلف الله وعده'. [ سوره ى حج، آيه ى 47. ]

- 'ان الله لا يخلف الميعاد'. [ سوره ى آل عمران، آيه ى 9. ]

و اما در نهج البلاغه: در خطبه ى 185 مى فرمايد: 'الذى صدق فى ميعاده و ارتفع
عن ظلم عباده و قام بالقسط فى خلقه و عدل عليهم فى حكمه'. [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 227، ص 733. ]

يعنى: 'آن خدايى كه در وعده هايش صادق است "زيرا خلف وعده قبيح است و صدق در وعده حسن و پسنديده و كمال است و خداوند از هر كار قبيح و زشتى منزه و مبراست و هر صفت كمال را داراست" و مرتفع و برتر است "و منزه است" از ستم به بندگانش و قائم به قسط است در خلق خود كه همه چيز را به تقسيم مناسب و طبق حكمت تقسيم كرده و به هر چيز و هر كس آنچه را بايد و به مقدارى كه بايد عطا كرده و توزيع فرموده است هر كسى را آنچه لايق بود داد و به عدل حكم فرمود بر ايشان'.

و در ضمن خطبه ى 178 استدلال به عدل الهى فرموده است: 'و ايم الله، ما كان قوم قط فى غض نعمه من عيش فزال عنهم الا بذنوب اجترحوها، لان الله ليس بظلام للعبيد'. [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 177، ص 579. ]

يعنى: 'قسم به خدا! هيچ قومى در طراوت نعمت زندگى نبودند كه سپس از آنها زايل شد مگر به سبب گناهانى كه كسب كردند براى اينكه خداوند به بندگان خود ستمكار نيست'.

و در خطبه 191 مى فرمايد: 'و عدل فى كل ما قضى [ نهج البلاغه، فيض الاسلام، خطبه ى 233، ص 769. ]، يعنى و عدالت نمود در هر چه حكم فرمود'.

و در خطبه 223 فلم يجز فى عدله و قسطه يومئذ خرق بصر فى الهواء و لا همس قدم فى الارض الا بحقه، فكم حجه يوم ذاك داحضه و علائق عذر منقطعه'. [ نهج البلاغه، فيض الاسلام، خطبه ى 214، ص 709. ]

و در خطبه 110 مى فرمايد: 'و ارغبوا فيما و عد المتقين فان وعده اصدق الوعد' [ نهج البلاغه ى، فيض الاسلام، خطبه ى 109، ص 338. ]

يعنى: رغبت كنيد در آنچه وعده داده است خدا پرهيزكاران را پس بدرستى كه وعده خدا صادقترين وعده هاست'.

و در حكمت 77 مى فرمايد: 'و لم يرسل الانبياء لعبا و لم ينزل الكتاب للعباد عبثا و لا خلق السماوات و الارض و ما بينهما باطلا ذلك ظن الذين كفروا فويل للذين كفروا من النار'. [ نهج البلاغه ى، فيض الاسلام، حكمت 75، ص 1120. ]

يعنى: 'و نفرستاد خدا پيامبران را به بازى "بلكه براى بشارت و انذار و تربيت و تكميل عباد" و نازل نكرد كتاب را براى بندگان بيهوده "بلكه براى هدايت و اينكه در آيات آن تامل كنند" و خلق نفرمود آسمانها و زمين و آنچه را مابين آنهاست از روى باطل و اين "كه خدا جهان را به باطل آفريده باشد" گمان آنچنان كسانى است كه كافر گرديدند پس واى از براى كافران از آتش!'.

و در كتاب 53 مى فرمايد: 'و من ظلم عبادالله كان الله خصمه دون عباده، "الى ان قال" و هو للظالمين بالمرصاد'. [ نهج البلاغه ى، فيض الاسلام، كتاب 53، ص 995. ]

يعنى: 'هر كس به بندگان خدا ستم كند خدا دشمن اوست "تا اينكه فرمود" و خدا براى ستمگران در كمينگاه است'.

مخفى نماند در نهج البلاغه در ضمن وعد و وعيد و تحذير از عصيان و مواعظ و غيرها بيانات بسيارى از امام- عليه السلام- است كه همه دلالت بر عدل خدا و تنزه او از ظلم و قبيح و خلف وعده و ساير قبايح دارند.

و در پايان تذكر اين نكته نيز لازم است كه يكى از معانى 'عدل الهى' اين است كه جهان را بر حق و عدالت آفريده و همه چيز را متناسب و متعادل قرار داده و به هر چيز آنچه را لازم بوده و نياز به آن داشته است به مقدار لازم نه بيشتر و نه كمتر سهم هر يك را از هر چيز عطا فرموده است چنانكه هر چه بشر بيشتر كاوشگرى مى كند به توازن و تعادلى كه در عالم برقرار است بيشتر آگاه مى شود و آگاهيهاى
او از تناسب و تعادل و روابط معتدل كاينات با يكديگر و نظامات حاكم بر آن رشته هاى مهمى از علوم را تشكيل داده است هم در قرآن مجيد و هم در نهج البلاغه و هم در احاديث اين معناى عدل موارد بسيار بيان شده است و شايد يكى از معانى آفرينش انسان در احسن تقويم كه در قرآن مجيد مى فرمايد: 'لقد خلقنا الانسان فى احسن تقويم' [ سوره ى تين، آيه ى 4. ] همين باشد چنانكه يكى از وجوه: 'احسن الخالقين' [ سوره ى مومنون، آيه ى 14. ] بودن خداوند متعال نيز همين است كه به انسان كه آن را از سلاله طين و ماء مهين آفريد هر چه را لازم داشت عطا فرمود.

اين موضوع بسيار دامنه دار است و بحث از آن اگر چه در ضمن چند مجلد كتاب هم باشد سزاوار است و موجب قوه ى معرفت و بينش مى شود اما به ملاحظه ى اينكه حق بيان آن در مثل اين كتاب ادا نخواهد شد و با علوم و دانشهاى مختلف ارتباط دارد سخن را در آن به همين اجمال و اختصار بسنده مى نماييم و به چند بيت شعر از اهل ذوق پذيرايى مى نماييم.




  • چنان داده نگارش اين جهان را
    از او عالم شده آنسان منظم
    نموده خلق هر چيزى كه بايد
    آنكه هفت اقليم عالم را نهاد
    جهان چون خط و خال و چشم و ابروست
    كه هر چيزش بجاى خويش نيكوست



  • كز آن بهتر نمى آيد گمان را
    كه نه در آن زياد و نه در آن كم
    جهان آراسته آنسان كه شايد
    هر كسى را آنچه لايق بود داد
    كه هر چيزش بجاى خويش نيكوست
    كه هر چيزش بجاى خويش نيكوست



[ [ سه بيت اول از مرحوم پدرم در گنجينه ى گهر است خدا روان او و مادرم را شاد و آنها را غريق رحمت بى پايان خود فرمايد و آنها را از من كه در حيات و بعد از وفاتشان از عهده حقوق بسيار عالى كه بر من دارند برنيامده ام راضى و خوشنود سازد و چه شايسته است در اينجا اين دو شعر:




  • لا عذب الله امى انها شربت
    و كان لى والد يهوى اباحسن
    فصرت من ذى و ذا اهوى اباحسن



  • حسب الوصى و غذتنيه باللبن
    فصرت من ذى و ذا اهوى اباحسن
    فصرت من ذى و ذا اهوى اباحسن



] ]

/ 80