الهیات در نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

الهیات در نهج البلاغه - نسخه متنی

لطف الله صافی گلپایگانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و وحوش الارضين لفعل و لو فعل لسقط البلاء و بطل الجزاء و اضمحلت الانباء و لما وجب للقابلين اجور المبتلين و لا استحق المومنون ثواب المحسنين و لا لزمت الاسماء معانيها. و لكن الله سبحانه جعل رسله اولى قوه فى عزائمهم و ضعفه فيما ترى الاعين من حالاتهم، مع قناعه تملا القلوب و العيون غنى و خصاصه تملا الابصار و الاسماع اذى'. [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 234، ص 791. ]

يعنى: 'اگر مى خواست براى پيغمبران خود وقتى كه ايشان را مبعوث كرد كه بگشايد برايشان خزانه هاى طلا و معدنهاى در خالص و محلهاى غرس باغها را و اينكه فراهم كند و محشور سازد با ايشان پرنده ى آسمان و درهاى زمين را هر آينه مى نمود و اگر اينكار را مى نمود هر آينه آزمايش ساقط مى شد و جزاء و ثواب باطل مى گرديد و محو و بى اثر مى شد خبرهاى "پيغمبران" و هر آينه واجب نمى گرديد از براى قبول كنندگان "دعوت انبيا" اجر و پاداش امتحان شدگان و مستحق نمى گرديدند مومنين ثواب نيكوكاران را و اسمها معانى خود را لازم نمى داشتند و لكن قرارداد خداوند سبحان پيغمبران خود را در قوت عزم و تصميم نيرومند و در آنچه چشمها از حالاتشان مى بيند ضعيف با قناعتى كه چشمها و دلها را پر مى كند از جهت بى نيازى و با گرسنگى كه چشمها و گوشها را پر كند اذيت آن'.

سپس مى فرمايد: 'و لو كانت الانبياء اهل قوه لا ترام و عزه لا تضام و ملك تمد نحوه اعناق الرجال و تشد اليه عقد الرحال، لكان ذلك اهون على الخلق فى الاعتبار و ابعد لهم فى الاستكبار و آمنوا عن رهبه قاهره لهم، او رغبه مائله بهم، فكانت النيات مشتركه و الحسنات مقتسمه و لكن الله سبحانه اراد ان يكون الاتباع لرسله و التصديق بكتبه و الخشوع لوجهه و الاستكانه لامره و الاستسلام لطاعته امورا له خاصه لا تشوبها من غيرها شائبه و كلما كانت البلوى و الاختبار اعظم كانت المثوبه و الجزاء اجزل'. [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 234، ص 792. ]

يعنى: 'و اگر بودند پيمبران اهل نيرو و قوتى كه قصد تعرض به آن نشود و اهل عزتى كه مغلوب و مظلوم نگردند و ملك و سلطنتى كه به جانب آن گردنهاى مردمان كشيده شود و بسته شود به سوى آنها گره هاى راحله ها "كه مردم از راه دور به سوى آنها بشتابند" هر آينه اين آسانتر مى شد بر خلق در عبرت گرفتن از ايشان و دورتر از براى ايشان در استكبار و تكبر نمودن بر پيمبران و هر آينه ايمان مى آوردند از ترس و بيمى كه قاهر بر آنها باشد يا از رغبتى كه ميل كننده به انبيا باشد پس نيات مشترك بود "و مشوب به خوف و طمع" و كارها قسمت شده "و آلوده به ريا و سمعه" و لكن خداى سبحان اراده فرمود كه متابعت پيامبران او و تصديق كتابهاى او و فروتنى براى ذات او و تمكين كردن براى فرمان او و گردن نهادن و تسليم بودن براى اطاعت او امورى باشند كه اختصاص به او داشته باشند و از غير او "و دواعى غير او" به هيچ گونه شائبه مشوب نگردد و هر چه بلا و آزمايش بزرگتر باشد ثواب و جزا زيادتر مى باشد'.

و در حكمت 147 مى فرمايد: 'اللهم بلى لا تخلو الارض من قائم لله بحجه اما ظاهرا مشهورا و اما خائفا مغمورا لئلا تبطل حجج الله و بيناته'. [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، حكمت 139، ص 1158. ]

از اين بيانات شريفه راجع به اوصاف انبيا و علل و اهداف بعث آنها و نصب و تعيين حجج مطالب مهمه اى استفاده مى شود كه از جمله آنها موارد ذيل است:

1- علت بعث انبيا احتياج بشر به هدايت و راهنما از جانب خداست و ديگر قطع عذر خلق و اينكه مردم را بر خدا حجتى نباشد بلكه حجت خدا بر خلق اتمام گردد .

2- هيچ عصر و زمانى را خدا از وجود حجت نبى يا ولى و به عبارت ديگر: پيغمبر يا جانشين او خالى نمى گذارد تا حجتها و نشانيهاى خدا از ميان نرود و هميشه اعلام هدايت منصوب و خورشيدهاى نوربخش تابان در لمعان باشد.

3- پيغمبران همه پرورش يافتگان دامنهاى پاك و ودائع الهيه هستند كه
پاكترين ارحام و اصلاب محل آن ودائع بوده است.

4- پيغمبران و امامان حجتهاى خدا مى باشند.

5- پيغمبران پرده ها را از جلوى حقايق برمى دارند و به مردم نور و معرفت و هدايت و آگاهى مى دهند و آنان را از عيوب دنياپرستى و زيانهاى آن و حقايق ديگر آگاه مى سازند و هشدار مى دهند.

6- خدا آنان را به وحى خود مخصوص گردانيد و پيمان از آنها گرفت.

7- پيغمبران از مردم خواستار مى شوند كه ميثاق فطرى خود را ادا كنند و نعمتهاى فراموش شده را به ياد آنها مى آورند و به مواعظ و عبرتها و امثال آنها را بصيرت و بينش مى دهند.

8- امامان زمامداران الهى امور خلق مى باشند و كسى داخل بهشت نمى شود مگر آن كس كه امامان و حكام الهى را بشناسد و امامان او را بشناسند "يعنى به ايمان و ولايت ولات الهى" و كسى داخل آتش نگردد مگر آن كس كه امامان را انكار كند و امامان او را انكار نمايند و مثل امامان مثل ستاره هاى آسمان است هر زمان ستاره اى غروب كند ستاره ديگر طالع مى گردد.

/ 80