الهیات در نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

الهیات در نهج البلاغه - نسخه متنی

لطف الله صافی گلپایگانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اطاعت شيطان و آشنا كردن مردم به معارف حقيقى و مبارزه با جهل و نادانى و ضلالت و گمراهى و آسان كردن دشواريها و هموار كردن ناهمواريها و امر به معروف و نهى از منكر و تلافى و جبران خسارتهاى ناشى از جهل و شرك و ظلم و هدايت به راه راست و رشد و رستگارى و ميانه روى و اخلاق حسنه و صفات پسنديده و عمل صالح و حكومت عادل است.

8- كتاب اسلام كه خدا براى مردم فرستاده است براى هر چيزى بيان است و حجت خداست بر خلق او كه بر طبق آن و عمل به آن را از آنان ميثاق گرفته است و دين خود را به آن اكمال و نور خود را به آن اتمام فرمود كتابى است كه بندگان خدا را به خدا عالم كرد بعد از آن كه جاهل بودند و به اقرار به او و اثبات او دعوت كرد بعد از آنكه جاحد و منكر بودند در اين كتاب خداى براى بندگانش تجلى كرد و نمايان شده است.

9- خدا به رسالت پيغمبر اتمام حجت فرمود و به واسطه او بر خلق حجت گرفت و راه عذر را بست چون همه چيز در اين دين به مرحله كمال رسيد و از هيچ چيزى كه در نيكبختى انسانها و جامعه ها مداخله داشته باشد فروگذار نشده از قانون و شريعت، معارف، برنامه هاى اساسى، اجتماعى، نظامات مالى، اقتصادى، سياسى و تعاليم اخلاقى.

10- كردار و رفتار و اخلاق رسول بزرگ اسلام عاليترين اخلاق بود. سيره و سلوك حضرت ميانه روى و قصد بود سنتش رشد و سخنش جداكننده و حكمش عدل و خاموشى و سكوتش با معنى بود مردم را به سوى نجاتگاه سوق داد و ناتوان را به مقصد رسانيد و بشارت و اندرز فرمود، از هر بخشنده اى بخشنده تر بود، پزشك سيارى بود كه مرهم ها و داروها براى علاج و درمان بيماريهاى كورى و كرى دلها و لالى زبانها آماده كرده بود و غافلان و حيرت زدگان و كسانى را كه از روشنايى حكمت و حلم و بصيرت محروم و مانند چهارپايان علف خوار و سنگهاى سخت بودند جستجو مى كرد و به علاجشان مى پرداخت بدون درنگ رسالت خدا را رساند و با دشمنان خدا بدون سستى جهاد كرد پرهيزكاران را پيشوا و هدايت يافتگان را
ديده بود اعلام و نشانه هاى راهنمايى و منار روشنايى را بر پا كرد. ريسمانهاى اسلام را محكم و دستگيره هاى ايمان را استوار قرار داد، دنيا را حقير و كوچك و خوار شمرد و به دل از آن روگردان شد و ياد آن را در نفس خود ميراند و دوست مى داشت كه زينت دنيا از نظرش پنهان گردد و آن را نبيند مبادا كه از آن لباسى بگيرد و به اقامت در آن مايل شود از كمال تواضع و فروتنى روى زمين غذا مى خورد و مانند غلامان مى نشست و با دست خود نعلينش را مى دوخت و جامه اش را وصله مى زد و سوار الاغ برهنه مى شد و يكنفر را نيز رديف خود سوار مى نمود'. [ كرامت و اعجاز و قدرت نفس در اينجاست كه شخص با اين منظر خارجى و وضع لباس و معاشرت با مردم و تواضع منشا اين همه كارهاى بزرگ گردد و در دل مردم اين همه نفوذ و احترام و هيبت از او باشد، كه همه با افتخار خود را فرمانبر و مطيع او بشمارند. ]

11- آتش دشمنى، كينه، فتنه، قتل، غارت و تجاوز را كه جزيره العرب يكى از كانونهاى بزرگ آن بود خاموش كرد و برادرى اسلامى را كه در سراسر جهان بدون ملاحظه هيچ امتياز و رنگ و نژادى بايد گسترش يابد و آسيائى، آفريقايى، اروپائى، آمريكايى، سياه و سفيد، جاهل و عالم، امير و مامور را با هم با يكديگر برادر سازد، برقرار كرد.

12- در مدت كوتاه رسالت كه بيست و سه سال بود جامعترين برنامه ها را از جانب خدا و بشريت تبليغ كرد و دعوتى را كه تمام خسارتها و شكستگيها و ناكاميهاى بشر را جبران مى نمايد رسانيد و قوانين و نظاماتى را كه از هر جهت انقلابى و مخالف منافع اقويا و اغنيا و زورگويان و اعلان الغاى نظام جائر زورگويى و قلدرى روسا و قبايل و ملوك و امرا بود بدون خوف و بيم از كسى به مردم ابلاغ كرد.

13- قانون الهى و شريعت اسلامى را به جاى تمام آن زورگوئيها و قلدرى ها حاكم كرد و حكومت حق و قانون را در اين فرصت اندك در ملتى كه سابقه حكومت قانونى نداشت رسمى ساخت.

14- جامعه را عوض كرد و عزيزان بلاجهت را به جاى خود نشانيد و ذليلان و مستضعفان اجتماع را با ديگران در يك صف و داراى حقوق متساوى قرار داد.

15- در اين مدت كوتاه از يك ملت بى سواد درس نخوانده ملتى به وجود آورد كه عاليترين افكار اجتماعى و سياسى و آزاديخواهى را به دنيا درس داد و فرد عادى آنها خود را از شاهنشاه ايران و قيصر روم كمتر نمى ديد.

16- در اين مدت و با اين وقت كم و مشاغل گوناگون حكومتى تشكيل داد كه از آن عصر تا حال و قبل از آن نظير آن در نظم و حكومت و قدرت و برابرى افراد از نظر حاكم و اطاعت واقعى قلبى مردم از حكومت نيامده است.

/ 80