الهیات در نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

الهیات در نهج البلاغه - نسخه متنی

لطف الله صافی گلپایگانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

و ليجعل ذلك ابوابا فتحا الى فضله و اسبابا ذللا لعفوه'. [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 234، ص 794. ]

يعنى: 'آيا نمى بينند كه خداوند سبحان آزمايش فرموده است اولين و پيشينيان را از زمان آدم- صلوات الله عليه- تا آخرين و پايانيان از اين عالم را به سنگهايى كه نه ضرر مى زنند و نه نفع مى دهند و نه مى بينند و نه مى شنوند پس گردانيد آنها را بيت الحرام خود آن بيتى كه قرار داد آن را براى مردم قيام و وسيله برپايى و ايستادن امور پس نهاد آن خانه را در دشوارترين بقعه هاى زمين از جهت سنگ و كمترين شهرهاى زمين از جهت خاك و كلوخ و تنگ ترين ميانهاى واديها از حيث ناحيه و قطر در ميان كوه هاى خشن و درشت و ريگهاى نرم و چشمه هاى كم آب و دره هاى جدا و بريده شده از يكديگر كه در آنها نه شتر فربه مى شود و نه اسب و نه گاو و گوسفند پس از آن آدم و فرزندانش را امر فرمود كه به سوى آن متوجه گردند پس بيت الحرام محلى براى منفعت بخشيدن سفرها و انداختن بارهايشان گرديد ميل كند به سوى آن ميوه هاى دلها از بيابانهاى بى آب و علف دور و دراز و از بلنديهاى دره هاى عميق از جزيره هاى درياها كه از ساير قطعات زمين بريده اند تا به حركت درآورند با خضوع و فروتنى دوشهاى خود را "براى خدا در سعى و طواف" و در اطراف خانه 'لا اله الا الله' گويند و مى دوند بر قدم هاشان در حالى كه ژوليده مو و غبارآلود باشند در حالى كه انداخته اند لباسهايشان بر پشت سرشان "لباس عادى خود را درآورده و جامه احرام بر تن مى كنند" و به رها كردن موها و نگرفتن آنها تا محاسن و زيباييهاى "جسمانى" خود را به زشتى درآورند "همه اينها" ابتلاى بزرگى و آزمايش سختى و امتحان آشكارى و خالص سازى رسايى است خدا آن را سبب از براى رحمت و رسيدن به بهشت قرار داده است و اگر خداى سبحان مى خواست كه بگذارد بيت الحرام و مشاعر عظام خود را ميان باغها و نهرها و زمين نرم و هموار و درختهاى بسيار يا ميوه هاى در دسترس و نزديك و ساختمانهاى بهم پيوسته و ده هاى نزديك بهم ميان گندم مايل به سرخى و مرغزار سبز و خرم و كشتزارها مشتمل بر باغ
و بستان و عرصه هاى پر آب و زراعت هاى شاداب و تازه و راههاى آباد هر آينه بود كه قدر جزا و پاداش را كوچك مى كرد به قدر ضعف بلا و امتحان و اگر بنايى كه بر او حرم بنا شده و سنگهايى كه به آنها بلند شده ميان زمرد سبز و ياقوت سرخ و نور و روشنى بود هر آينه سبك مى نمود اين وضع ساختمان زد و خورد شك را در سينه ها و هر آينه مى گذارد مجاهده با ابليس از دلها و نفى مى كرد اضطراب و تلاطم شك را از مردم و لكن خدا آزمايش مى كند بندگان خود را با انواع شدتها و متعبد مى سازد آنها را به انواع مجاهدتها و مبتلا مى سازد ايشان را به اقسام ناخوشايندها و مكروهات براى اينكه تكبر را از دلهايشان برون كند و تواضع و فروتنى و تذلل را در نفوسشان ساكن نمايد و براى اينكه اينها را درهاى گشوده شده به سوى فضل خود و اسباب رام شده براى عفو خود قرار دهد'.

و پس از اين بيانات در اين خطبه مى فرمايد:

'فالله الله فى عاجل البغى و اجل و خامه الظلم و سوء عاقبه الكبر فانها مصيده ابليس العظمى و مكيدته الكبرى التى تساور قلوب الرجال مساوره السموم القاتله فما تكدى ابدا و لا تشوى احدا لا عالما لعلمه و لا مقلا فى طمره و عن ذلك ما حرس الله عباده المومنين بالصلوات و الزكوات و مجاهده الصيام فى الايام المفروضات تسكينا لاطرافهم و تخشيعا لابصارهم و تذليلا لنفوسهم و تخفيضا لقلوبهم و اذهابا للخيلاء عنهم و لما فى ذلك من تعفير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق كرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحوق البطون بالمتون من الصيام تذللا مع ما فى الزكاه من صرف ثمرات الارض و غير ذلك الى اهل المسكنه و الفقر، انظروا الى ما فى هذه الافعال من قمع نواجم الفخر و قدع طوالع الكبر'. [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 234، ص 797. ]

يعنى: 'پس بترسيد از خدا! بترسيد از خدا از كيفر عاجل و زود فراگير بغى "در دنيا"! و از آجل و خامت و سنگينى ظلم و سوء عاقبت كبر "در آخرت"! پس بدرستى كه اينها "يعنى ظلم و كبر" از وسايل بزرگ شكار شيطان است و كيد و
حيله بزرگتر اوست كه مى جهد و قويتر مى شود در دلهاى مردان مانند تندى و تابش سم هاى كشنده پس هرگز عاجز نمى شود و خطا نمى كند احدى را "از كسانى كه اين زمينه ها در آنها باشد و آنها را با مجاهده از ميان نبرده باشند" نه عالمى را به جهت علمش و نه فقيرى را در لباس فقيرى كه پوشيده است و از اين است "يعنى از بغى و كبر و ظلم يا شر ابليس" كه خداوند بندگان مومن خود را به وسيله نمازها و زكاتها و جهد و كوشش در روزه گرفتن در ايامى كه فرض شده حفظ مى نمايد براى آرامش اعضا و جوارح ايشان و خشوع و رام گردانيدن نفسهايشان و پست و متواضع كردن دلهايشان و بيرون بردن تكبر از ايشان و براى آنچه به اين برنامه ها و عبادتها است از ماليدن رخسارها به خاك از روى تواضع و چسباندن اعضاى كريمه به زمين "مثل پيشانى" به نشانه ى خوردن و قبول كوچكى و ملحق شد شكمها به پشتها از روزه براى تذلل و خوارى در درگاه كبريايى "و خلاصه شعور و احساس به اين حالات و دورى از اضداد آن" با آنچه كه در زكات است كه صرف ميوه هاى زمين و غير آن در مساكين و فقيران نگاه كنيد در آنچه در اين كارها و اعمال است از پست قرار دادن بزرگيها و فخرفروشيهاى آشكار و نگهدارى و جلوگيرى از طلوع كبر'.

و در همين خطبه فرموده است: 'فلو رخص الله فى الكبر لاحد من عباده لرخص فيه لخاصه انبيائه و اوليائه و لكنه سبحانه كره اليهم التكابر و رضى لهم التواضع فالصقوا بالارض خدودهم و عفروا فى التراب وجوههم و خفضوا اجنحتهم للمومنين و كانوا قوما مستضعفين قد اختبرهم الله بالمخمصه و ابتلاهم بالمجهده و امتحنهم بالمخاوف و مخضهم بالمكاره'. [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، خطبه ى 234، ص 789. ]

يعنى: 'پس اگر رخصت مى داد خدا در كبر نمودن به احدى از بندگانش هر آينه رخصت مى داد به خواص پيامبران و اولياى خود و لكن خداوند سبحان ناخوشايند كرد به سوى ايشان تكبر را و پسنديد بر ايشان تواضع و فروتنى را پس چسباندند به زمين رخساره هاى خود را و به خاك ماليدند روهاى خودشان را و
خفض جناح "و فروتنى" كردند از براى مومنين و آن پيغمبران مردمى بودند مستضعف كه خدا آنها را به گرسنگى امتحان كرد و به سختى و مشقت مبتلا نموده و آزمايش كرد آنها را به بيم ها و تخليص كرد ايشان را به مكارم'.

و در حكمت 78 مى فرمايد: 'ان الله سبحانه امر عباده تخييرا و نهاهم تحذيرا و كلف يسيرا و لم يكلف عسيرا'. [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، حكمت 75، ص 1120. ]

يعنى: 'خداوند سبحان امر فرمود بندگان خود را با اختيار "يعنى به اينكه به اختيار او را اطاعت كنند" و نهى كرد ايشان را با برحذر ساختن و تكليف كرد آسانى را و تكليف نكرد دشوارى را يعنى به كارهاى آسان فرمان داد و به كارهاى دشوار تكليف نكرد: "يريد الله بكم اليسر و لا يريد بكم العسر"'. [ سوره ى بقره، آيه ى 185. ]

و در حكمت 252 مى فرمايد: 'فرض الله الايمان تطهيرا من الشرك و الصلاه تنزيها عن الكبر و الزكاه تسبيبا للرزق و الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق و الحج تقربه للذين و الجهاد عزا للاسلام و الامر بالمعروف مصلحه للعوام و النهى عن المنكر ردعا للسفهاء و صله الرحم منماه للعدد و القصاص حقنا للدماء و اقامه الحدود اعظاما للمحارم و ترك شرب الخمر تحصينا للعقل و مجانبه السرقه ايجابا للعفه و ترك الزنا تحصينا للنسب و ترك اللواط تكثيرا للنسل و الشهادات استظهارا على المجاحدات و ترك الكذب تشريفا للصدق و السلام امانا من المخاوف و الامانه [ از تصرفات و تحريفات عجيبه در نسخه هاى چاپى نهج البلاغه كه در مصر و لبنان و اخيرا ايران چاپ شده است و حتى بعضى نويسندگان و مولفان شيعه نيز عين آن را ضبط و شرح كرده اند اين است كه: 'و الامامه نظاما للامه' را به 'والامانه' يا به 'و الامانات' تغيير داده اند با اينكه از جمله بعد معلوم مى شود كه اصل 'و الامامه' است و ابن ابى الحديد و ابن ميثم هر دو در شرح خود 'و الامامه' را شرح كرده اند. ] نظاما للامه و الطاعه تعظيما للامامه'. [ نهج البلاغه ى فيض الاسلام، حكمت 244، ص 1197. ]

يعنى: 'خدا واجب فرمود ايمان را براى پاك كردن بندگانش از شرك و نماز را براى منزه كردن آنها از كبر و زكات را واجب فرمود براى سبب سازى از براى روزى و روزه را براى آزمايش اخلاص خلق و حج را براى تقويت دين و جهاد را براى عزت اسلام و امر به معروف را براى اصلاح عوام و نهى از منكر را براى بازداشتن سفها و كم خردان از كارهاى زشت و صله رحم را براى زياد شدن عدد و قصاص را براى حفظ خونها و اقامه حدود را براى بزرگ داشتن حرامها و ترك مى نوشى را براى محفوظ ماندن عقل و دورى از دزدى را براى واجب كردن عفت و پاكدامنى و ترك زنا را "واجب كرد" براى حفظ نسب و ترك لواط را براى بسيارى نسل و شهادتها را "واجب فرمود" براى طلب ظهور انكار شده ها و ترك دروغ را براى اظهار شرافت صدق و راستى "يا براى تشريف راستى يافتن" و سلام را براى امان يافتن از مواقع ترس و امامت و پيشوايى را براى حفظ نظام امت و اطاعت از امام را براى تعظيم امامت'.

/ 80