خلاصه مطالب - الهیات در نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

الهیات در نهج البلاغه - نسخه متنی

لطف الله صافی گلپایگانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

خلاصه مطالب

1- هدف تشريع امتحان و آزمايش بشر و قرار دادن او در مسير سازندگى و ساختن انسان الهى و استخراج استعدادها و قابليتهاى اوست.

2- نفى استكبار و تحير و خوددارى از عرض وجود در برابر خدا و تسليم امر خدا بودن نيز يكى از مهمترين هدفهاى تشريع است و تا آنجا كه بشر را بالا مى برد و صعود مى دهد كه ابراهيم گونه و اسماعيل وار حكم خدا را بى چون و چرا و پرسش از فلسفه و فايده، گردن مى نهد و زبان حال و مقالش اين مى شود:




  • بنده آن باشد كه بند خويش نيست
    گر ببرد خواجه او را پا و دست
    نى ز خدمت مزد خواهد نى عوض
    نى سبب جويد ز امرش نى غرض



  • جز رضاى خواجه اش در پيش نيست
    دست ديگر آورد كاين نيز هست
    نى سبب جويد ز امرش نى غرض
    نى سبب جويد ز امرش نى غرض



3- اگر چه بسيارى از آنان كه به ظواهر مادى و اعتبارات بى حقيقت چشم دوخته صفات انسانى را در ارزش انسانها معيار نمى دانند و او را به بهاى شتر و گاو
و الاغ يا كارخانه و خانه و جمادات ديگرى كه داشته باشد ارزيابى مى نمايند و مى خواهند پيغمبران خدا از تيپ و گروه همان مترفين و خوشگذرانان و برخورداران باشند و لذا مى گفتند: 'لولا نزل هذا القران على رجل من القريتين عظيم' [ سوره ى زخرف، آيه ى 31. ] آنان نمى توانستند عظمت محمد- صلى الله عليه و آله- و على- عليه السلام- را در آن زندگى بسيار ساده و بى تجمل و آن زهد و تواضع درك كنند و عظمت را داشتن غلام و كنيز و اسب و استر مى دانستند لذا مى گفتند: 'چرا قرآن مجيد بر مرد عظيمى از دو قريه اميه و عروه نازل نشده است؟'.

از نظر آنها 'محمد' از اسباب عظمت، هيچ چيز نداشت لباسش، غذايش، بسترش، خانه اش، مركبش، نشستنش، راه رفتنش همه مانع از عظمت ظاهرى بود و همه نه فقط بيش از حد متوسط نبود بلكه به مراتب كمتر بود اما ابوجهل ها و ابوسفيانها آن چنان غرق در منجلاب تكبر و خودخواهى بودند كه نشستن با فقرا و همكلام شدن با آنها را ننگ خود مى دانستند. فكر جاهلى، آنها و ستمگران را با اعتبار مى شمرد فكر جاهلى موسى و هارون را كه بر در كاخ فرعون آمده اند حقير مى گرفت و به فرعون مصر كه بنى اسرائيل را استعباد كرده بود محترم مى خواند محمد را كه گاه ماه بر او مى گذشت و از خانه اش براى طبخ طعام دود بلند نمى شد و مى گفت مى خواهم يك روز گرسنه باشم و يك روز سير و دعا مى كرد: 'اللهم احينى مسكينا و امتنى مسكينا و احشرنى فى زمره المساكين' [ عوالى اللئالى، ج 1، فصل چهارم، حديث 37. ] كم مى شمرد و طاغوتهاى جاهليت و پادشاهانى را كه محمد به آنها نامه ى دعوت نوشت و به اسلام مى خواند قدرتمند و مستحق احترام مى دانستند اما همه ديدند كه موسى چگونه تخت و تاج فرعون را بر باد داد و بساط استكبار او را برچيد و محمد- صلى الله عليه و آله- چگونه تمام آن گردنكشان را مطيع فرمان خدا كرد و آنها را افرادى كه تا ديروز از مجالستشان پرهيز مى كردند برابر نمود بلكه آن مستكبران را تحت رياست
مستضعفان قرار داد.

آرى فكر جاهلى آن چنان و فكر اسلامى اين چنين است نهج البلاغه مى گويد: يكى از اسرار و فلسفه هاى اينكه بيشتر انبيا از مواد و مايه هاى قدرت ظاهرى دستشان تهى بود و از اينكه جهات مادى موجب جلوه ى آنها در نفوس و توجه خلايق به آنها شود محروم شدند اين بود كه ايمان مردم به آنها "خصوص در آغاز بعثت" به طمع به دنيا و جاه و مقام دنيوى يا ترس و بيم مشوب نگردد و خلوص آنانكه بدون اين حسابها ايمان مى آورند و راه راست را انتخاب مى نمايند معلوم شود و شايستگان از ديگران مشخص گردند و ثواب و عقايد الهى بر اساس استحقاق و يا حداقل تفاوت بين مخلصين و غير مخلصين جريان يابد.

4- پنهان ماندن فوايد بعضى از اعمال و برنامه هايى كه شرع دستور داده است نيز براى اين است كه تعبد و تسليم در مردم قوت بگيرد و چنان شوند كه اين آيه كريمه دستور مى دهد:

'فلا و ربك لا يومنون حتى يحكموك فيما شجر بينهم ثم لا يجدوا فى انفسهم حرجا مما قضيت و يسلموا تسليما'. [ سوره ى نساء، آيه ى 65. ]

و چنان شوند كه خدا و رسول و جهاد در راه خدا را از پدر و مادر و فرزند و همسر و مال و خانه و تجارت دوستتر بدارند چنانكه از آيه كريمه: 'قل ان كان آبائكم و ابنائكم و اخوانكم و ازواجكم [ سوره ى توبه، آيه ى 24. ]..' استفاده مى شود.

5- احكام شرع "مستحب، مكروه، واجب و حرام" بر اساس جلب و حفظ مصالح و دفع مفاسد است و هر چند ما به فلسفه و فوايد بسيارى از احكام و تشريعات نرسيم اما اين اصل محفوظ است كه احكام بر اين اساس مى باشند و در شرح حكمى كه عدم فلسفه و فايده آن ثابت شود وجود ندارد و در قسمتى از اعمال عبادى و تفصيلات آنها اگر هم فرض شود كه بالذات مصلحت ندارند اما بالعرض و
براى اينكه چنان حكمى بيشتر محقق جنبه تعبد و تسليم است كه خود آن مصلحت بزرگى است آن احكام بايد به آن صورت باشند و متعلق آنها امورى باشند كه راه بردن به فلسفه و مصلحت ذاتى آنها دشوار و بلكه به صورت تقويت منافع و تضييع مال باشد اما چون جان و روح دين تعبد است مصلحت اين احكام بسيار مهم است و اين نكات همه از نهج البلاغه و از فرازهايى كه از آن در اين فصل آورديم استفاده مى شود.

6- از جمله امورى كه از رقم از كلمات مولا على- عليه السلام- استفاده مى شود اين است كه عبادات و اطاعتها بايد مستند به بينش و معرفت باشد آنچه داعى شخص مى شود امر خدا و تقرب به درگاه خدا باشد و اين معناى بزرگى است كه اگر بشر به آن رسيد در تمام شرايط و حالات از خط بندگى و اطاعت خدا خارج نمى شود و دگرگونيهاى ظاهرى در او سستى و كم رغبتى به انجام وظيفه و اطاعت 'الله' ايجاد نمى نمايد.

/ 80