الله محور مطالب و مقاصد قرآن و نهج البلاغه - الهیات در نهج البلاغه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

الهیات در نهج البلاغه - نسخه متنی

لطف الله صافی گلپایگانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

الله محور مطالب و مقاصد قرآن و نهج البلاغه

جهان بينى اسلامى در قرآن و نهج البلاغه

در نهج البلاغه مثل قرآن مجيد اسم جلاله 'الله' بسيار آمده و محور تمام بحثهاى علم الهى اين دو كتاب اين اسم است زيرا كتاب اول يعنى قرآن مجيد اصل و وحى و كلام خداست و دوم فرع و كلام بشر و حجت خداست.

قرآن صفات كمال را براى 'الله' اثبات مى نمايد و حمد و تسبيح، تنزيه و ذكر، دعا و تقرب به او را تعليم مى دهد و افعال را به مسماى اين اسم مستند مى كند 'حمد' ويژه ى 'الله' رب العالمين "پروردگار جهانيان" است كه كتاب بر بنده اش نازل كرده و آسمانها و زمين را آفريده و هر چه در آسمانها و زمين است ملك اوست.

'الله' شكافنده دانه و هسته، مالك ملك و مجرى فلك است. زنده را از مرده و مرده را از زنده بيرون مى آورد. آنچه در آسمان و زمين است تسبيح گوى 'الله' و روزى هر جنبنده اى در روى زمين با 'الله' است. چيزى در آسمان و زمين از 'الله' پنهان نمى ماند. غير از 'الله' معبود و الهى نيست. 'الله' است كه آسمان را بى ستون برافراشته است. 'الله' است كه آسمان و زمين را نگاهداشته و از زوال و سقوط و بيرون رفتن از مسيرى كه دارند حفظ مى كند و اگر آسمان و زمين متزلزل شوند و از نظام خارج گردند كسى جز او نيست كه بتواند آنها را نگهدارد و آرام و ثابت سازد. احسن الحديث "قرآن" را نازل كرده است. آنچه در آسمان و زمين است براى 'الله' سجده مى كنند و 'الله' خالق هر چيز است. از آنچه ستمگران
مى كنند غافل نيست. روزى را بسط مى دهد و تنگ مى سازد. و براى هر چيز اندازه اى قرار داده است. سينه ى كسى را كه بخواهد هدايت كند براى اسلام باز مى كند گناهان را مى آمرزد و توبه را مى پذيرد و شديد العقاب است. و به هر چيزى دانا و به هر كارى تواناست. بى نياز، بردبار و حكيم است، ولى و صاحب اختيار مومنان است، ستم نمى كند، مهربان است. با پرهيزكاران و با نيكوكاران است، نيكوكاران را دوست مى دارد. حكم و فرمان، ويژه ى 'الله' است. انبيا را مبعوث كرده است و هر كس به غير آنچه 'الله' نازل كرده "و به قانون ديگر" حكم كند فاسق و كافر است. ابرها را مى فرستد و باران نازل مى كند و گياهان را مى روياند. همه ملك 'الله' هستيم و همه به سوى او باز مى گرديم و...

بالجمله در 2702 مورد در قرآن مجيد جهان بينى قرآنى و اسلامى مشخص شده و اسم جلاله 'الله' برده شده است و با اين اسم بزرگ و با منطقى كه محور آن 'الله' است مشركان را عاجز و به ضلالت خودشان متوجه كرده است چنان كه در اين آيه مى فرمايد:

'الله الذى خلقكم ثم رزقكم ثم يميتكم ثم يحييكم هل من شركائكم من يفعل من ذلكم من شى ء سبحانه و تعالى عما يشركون' [ سوره ى روم، آيه ى 40. ]

يا در اين دو آيه: 'خلق السموات بغير عمد ترونها و القى فى الارض رواسى ان تميد بكم و بث فيها من كل دابه و انزلنا من السماء ماء فانبتنا فيها من كل زوج كريم'.

'هذا خلق الله فارونى ماذا خلق الذين من دونه بل الظالمون فى ضلال مبين'. [ سوره ى لقمان، آيه ى 10 و 11. ]

يا اين آيه: 'قل ارايتم ما تدعون من دون الله ارونى ماذا خلقوا من الارض ام لهم شرك فى السموات ائتونى بكتاب من قبل هذا او اثاره من علم ان كنتم صادقين'. [ سوره ى احقاف، آيه ى 4. ]

بديهى است در برابر اين جهان بينى و منطق محكم جوابى نداشتند و جهت
اينكه محور كلام را با آنها 'الله' قرار داده يكى اين است كه اگر چه آنها وجود 'الله' را قائل نبودند و به زبان، انكار مى كردند و از آن محجوب شده بودند اما با مراجعه به فطرت خود در پيش خود نمى توانستند او را انكار كنند. و ديگر آنكه 'الله' و در زبان آنها مفهومش همان ذات مستجمع صفات كمال بوده است كه يك مسمى بيشتر ندارد و اين افعال و خلق و رزق و اماته و احياء را بغير او نمى توان مستند كرد.

در نهج البلاغه نيز بر حسب احصاء بعضى [ الكاشف، دكتر مصطفوى، ص 17، ستون 2، ذيل كلمه ى 'الله'. ] در 1293 مورد اسم جلاله 'الله' وارد شده است و محور بحث الهيات و حمد و ثناء تسبيحى و تمجيد و دعا و مواعظ 'الله' است. و اگر بر اين 1293 مورد كه به صراحت كلمه جلاله ذكر شده است مواردى را نيز كه به كنايه و ضمير بارز يا مستتر به 'الله' اشاره شده و محور و موضوع جمله و مطلب قرار گرفته اضافه كنيم مثل: 'لا يبلغ مدحته القائلون و لا يحصى نعمائه العادون و لا يودى حقه المجتهدون' و مثل: 'كل شى ء خاشع له و كل شى ء قائم به' و مثل: 'فطر الخلائق بقدرته و نشر الرياح برحمته' از چندين هزار مورد هم بيشتر مى شود.

محور بحث: چرا محور بحث و مطلب بيشتر اين اسم است؟ چون اين اسم و هر اسمى از هر لغت كه مرادف با آن باشد- چنانكه گفتيم- اسمى است كه در عرف عرب و اهل هر لسان يك مسمى بيشتر ندارد و آن ذات مستجمع جميع صفات كمال است، و به احدى و به كسى و چيزى غير از او صحت اطلاق ندارد و صحت سلب دارد و وقتى اين اسم را بگوييم و يا هر وصفى از اوصاف كمال را براى آن اثبات نماييم مانند: 'قضايا قياساتها معها' ثابت است و كسى نمى تواند بگويد: 'الله' اين وصف كمال را ندارد. مثلا خالق، عالم، مالك، رازق، محيى و مميت نيست و يا اين اوصاف كماليه كه در نهج البلاغه است به 'الله' مربوط نيست و صفت غير 'الله' است، زيرا كسى كه اين صفات را دارد همان 'الله' است.



/ 80