حسن و دل نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حسن و دل - نسخه متنی

جواد احمدی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

اما راوي گويد كه چون همت و دل بشهر
ديدار و گلشن رخسار رسيدند و در باغ آشنايي آرميدند هر روز يكي از امراء حسن بمقدم
دل طويي كشيدند و ضيافتها نمودند .

روز اول مهر خوان دعوت بگسترد و در طوي او گل
بادف گفت وگوي كرد، روز دوم قامت طويي بيار است و ميان نخل و ني مجادله يي خاست،
روز سيم زلف طويي كشيد و ميان بنفشه و سنبل جنگ بچنگ رسيد، روز چهارم غمزه طرح دعوت
انداخت و نرگس با كاسه چيني مناظره كرد .

چون امور عروسي با تمام رسيد و دل از
وصال حسن بكام رسيد، يكروز دل با همت و نظر بطريق گل گشت بگرد گلشن رخسار ميگشت،
چون بحوالي سرچشمه فم رسيد سبزه زاري كه آنرا «خط» خوانند بگرد چشمه بديد و در ميان
آن سبزه بكنار آب زندگاني رسيد وپيري ديد سبز پوش نوراني.

همت دلرا گفت كه بشتاب
و اين پير را كه خضر پيمبرست درياب .

دل بدستبوس پير پيوست و پيش او بحرمت و ادب
بنشست .

پس پير، از راه عرفان، پرده بيان بگشاد و دلرا از بعضي اسرار اين حكايت
آگاهي داد .

چون دل از ارشاد خضر عليه السلام راهنمايي و با طريقه فقر آشنايي
يافت با توانگر و درويش معاش پسنديده گرفت و كسب نيك نامي شعار خود ساخت و بسيار
فرزندان و آثار خير ازو در روزگار بماند و يكي از فرزندان او اين داستان دلستان است
كه نوباوة بوستان بيان و تذكرة دوستان زمانست .

والسلام

جواد احمدي-قم

/ 13