آخرين سفر - حقیقتی بر گونه تاریخ نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حقیقتی بر گونه تاریخ - نسخه متنی

رضا فرهادیان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

آخرين سفر

از هجرت پيامبر اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم به مدينه ده سال مىگذشت. (1) در سحرگاه يكى از شبهاى ماه ذى قعده، پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم پس از فراغت از نماز شب در صحن مسجد نشسته بود كه ناگهان جبرئيل فرود آمد. (2) پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم خوشحال گرديد.

جبرئيل:

اى محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم! خداوند عزوجل به تو سلام مىرساند و مىفرمايد:

من هيچ يك از رسولان خود را بسوى خويش فرانخواندم مگر اينكه دين آنان را كامل كردم و حجتم را بر مردم آن ديار تمام كردم. اكنون از رسالت تو، تنها دو وظيفه بر عهده ات باقى مانده كه بايد آنرا به امت خود ابلاغ كنى. يكى حج و ديگرى وصايت! زيرا من هيچ گاه زمين را از حجت خالى نگذاشته و نخواهم گذاشت.

اى محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم! خداوند بزرگ به تو فرمان مىدهد كه حج را بجا آور و مناسك آن را به مردم بياموز هم چنانكه نماز و روزه را آموختى.

اينك رهبر سصت وسه ساله امت اسلامى ماءموريت پيدا مىكند براى آخرين بار، به منظور بر پا داشتن مراسم حج به سوى مكه رهسپار شود.صبح همان روز پيامبر دستور داد در شهر مدينه و ساير شهرها و در بين قبايل و عشاير اعلان كنند كه: پيامبر امسال عازم خانه خدا است. جارچيان همه در مدينه و اطراف آن به راه افتادند و اعلان كردند كه: اى مردم!بدانيد كه رسول خدا براى بجا آوردن فريضه حج عازم سفر مكه است. پس همگان با وى همراه شويد تا از فراگيرى اين فريضه مقدس الهى بى بهره نمانيد.

انتشار اين خبر در فضاى مدينه و ساير شهرها غلغله اى به پا كرد و در دل گروههاى زيادى از مردم شور و شوق فراوانى برانگيخت و به دنبال آن، هزاران نفر از محلهاى خود كوچ كردند و در اطراف مدينه خيمه ها برپا كردند و همگى در انتظار حركت كاروان پيامبر لحظه شمارى مىكردند. رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم پس از غسل و نظافت كردن، جامه سفيد و بلندى به تن پوشيد و با پاى پياده در حالى كه تمام اعضاى خانواده خود را در درون هودجى بر روى شتران جاى داده بود، پيشاپيش مردم به سوى مكه به راه افتاد. (3)

در اين سفر گروههاى مهاجر و انصار و جمعيت انبوهى از مردم مدينه و قبايل اطراف آن، حضرتش را همراهى مىكردند. در بين راه در مناطق مختلف، كاروانها و گروههاى كوچك و بزرگ، منزل به منزل به تدريج به كاروان پيامبر ملحق مىشدند. هر چه به مكه نزديكتر مىشدند، جمعيت زائران خانه خدا افزايش مىيافت. منظره با شكوهى به وجود آمده بود. همه از اينكه اين توفيق نصيبشان شده بود تا در ركاب رسول خدا و همراه با ايشان عازم سفر حج بشوند، خوشحال و شادمان بودند. هر چه زمان مىگذشت، جمعيت بيشتر مىشد و شور و نشاط مردم فزونى مىيافت.

حضرت على عليه السلام كه از طرف رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم براى تبليغ اسلام به يمن رفته بود، پس از اينكه از حركت پيامبر به قصد حج و زيارت خانه خدا باخبر شد، با دوازده هزار نفر عازم مكه شد. (4)

امسال بيابان حجاز جمعيت فراوان و با شكوهى را به خود مىبيند كه همه با اشتياق تمام به سوى مكه در حركتند. وقتى كاروان به «ذى الحليفه» منطقه اى كه مسجد شجره هم در آنجا قرار دارد رسيدند، پيامبر شب را در آنجا اقامت گزيد و صبح خيلى زود به طرف مسجد شجره حركت كردند و در آنجا به همه دستور داد با دو قطعه پارچه سفيدى كه از قبل همراه داشتند احرام ببندند. هنگام بستن احرام، طنين پر شور لبيك...اللهم لبيك از بيابانهاى مكه به گوش مىرسيد. اينك زائران خانه خدا، همه با لباس سفيد و يك شكل و يكنواخت نيت حج نمودند و به سوى مكه حركت كردند در صحراى حجاز منظره شگفت آورى بوجود آورده بودند. خيل جمعيت سفيد پوش مردم، براى يك لحظه صحنه رستاخيز و صحراى محشر را در ذهن ها مجسم مىكرد.

/ 15