مردم در انتظار پيام - حقیقتی بر گونه تاریخ نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حقیقتی بر گونه تاریخ - نسخه متنی

رضا فرهادیان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مردم در انتظار پيام

از شدت گرما، مردم بخشى از رداى خود را بر سر و قسمتى ديگر را در زير پا افكنده بودند. سلمان، ابوذر، مقداد و عمار براى پيامبر با استفاده از درخت، سايبانى به وسيله چادر بر پا كردند. (13)

مردم براى نماز جماعت ظهر آماده مىشوند. طنين بانگ الله اكبر، مردم را به نماز فرا مىخواند. پيامبر نماز ظهر را با جماعت بجا مىآورد. سپس در حالى كه انبوه جمعيت پيرامون او حلقه زده بودند به سوى نقطه بلندى كه قبلا از قطعه هاى سنگ و جهاز شتر بر پا شده بود مىرود تا از آنجا به همه جمعيت مسلط باشد.

همهمه از جمعيت بلند مىشود؛ همه منتظرند ببينند پيامبر از پيك وحى چه پيامى براى آنان دارد. چشمها به او دوخته شده و نفس ها در سينه حبس گرديده، همه بى صبرانه مشتاقند تا سخنان پيامبر را بشنوند. پيامبر بر فراز منبر قرار مىگيرند. با چهره اى گشاده و سيمايى بشاش نگاهى به جمعيت مىكنند. از چشمانش رحمت و محبت و عطوفت مىبارد. چهره پر فروغش را با تمام رخ به تمام جمعيت مىگرداند. چشمها مىجوشد، دلها مىخروشد. سكوت عميقى بر صحراى غدير حكم فرما شده است.

رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم سخن آغاز مىكند: (14)

بسم الله الرحمن الرحيم

حمد و سپاس خدايى را كه در يگانگى برتر؛ در عين بى همتايى نزديك؛ در قدرت و اقتدار شكوهمند و در اركان نظام عالم بسى بزرگ است. علمش بر همه چيز احاطه دارد، در حالى كه در جايگاه خويش است و مخلوقات همگى مقهور قدرت اويند. بزرگى كه پيوسته بوده و ستوده اى كه هميشه خواهد بود پديد آورنده آسمانهاى برافراشته و فرمان رواى مطلق زمين و آسمانها است. هر ديده اى را مىبيند و هيچ ديده اى را توان ديدار او نيست. بزرگوار و بردبار، بخشنده اى كه رحمتش همه چيز و همه جا را فرا گرفته. منعمى است كه بر همه مخلوقات منت دارد.در اجراى كيفر مجرمان شتاب نمى كند و به عذابى كه مستحق كنند تعجيل روا نمى دارد. به اسرار دلها آگاه است و رازى از او پوشيده نيست و امر پنهانى او را به اشتباه نمى اندازد. بر همه چيزها محيط و بر همه موجودات غالب و بر هر نيرويى چيره و بر هر كارى تواناست. همانندى برايش نيست و حال اينكه او پديد آورنده همه موجودات از نيستى است. پروردگارى كه جز او نيست، سر افرازى كه برتر از آن است تا به ديده ها درآيد، ليك هر ديده اى را در مىيايد و بر هر چيزى دقيق و آگاه است. به ديده هيچ بيننده اى درنيامده تا وصفش كند و احدى را از چگونگى آشكار و نهانش آگاهى نيست مگر به همان مقدار كه خود از خويشتن خبر داده است.

گواهى مىدهم كه هستى در برابر قدرتش فروتن و در مقابل هيبتش سرافكنده و تسليم است.

او شكننده ستمكاران و زورگويان و نابود كننده هر شيطان پليدى است. نه او را ضدى است و نه شريكى؛ يكتاى بى نياز. او به هر چيزى دانا و به شماره هر چيزى آگاه است. مرگ و زندگى، نيازمندى و بى نيازى، خنده و گريه، منع و عطا به خواست و اراده اوست. به خواهش بندگان پاسخ مىدهد و صاحب بخشش و عطاى بزرگ است. به شماره نفس جانداران آگاه است. كارى بر او دشوار نيست. ناله فرياد خواهانه او را به كارى وادار و ناگزير نمى كند و اصرار اصرار كنندگان او را به ستوه نمى آورد. نگهدار نيكان و توفيق بخش رستگاران و سرور كائنات است. آفريدگار را شايسته است كه او را حمد و سپاس گويند.

من در دشوارى و سختى، در آرامش و راحتى ستايشگر اويم و به او و فرشتگان و كتاب و فرستادگانش ايمان دارم. فرمانش را به مىشنوم و فرمانبردارم. در هر كارى كه او را خشنود سازد شتابنده ام. به قضا و حكمش سر تسليم دارم و به اطاعت از فرمانهايش مشتاق و از عقوبت و مجازاتش سخت در هراسم. خداوندى كه از آزمايشش گريز نيست و بر بندگان ستم نمى كند. اعتراف مىكنم كه بنده اويم و گواهى مىدهم كه پرورنده من است. آنچه را كه به من وحى فرموده، به مردم ابلاغ مىكنم. مبادا كه در انجام امر او مسامحه كنم كه عذاب حق بر من فرود آيد، عذابى كه هيچ كس قدرت و توان دفعش را ندارد و چه بزرگ است آزمايش او.

آنگاه پيامبر اين چنين ادامه داد:

هان اى مردم نزديك است كه من دعوت حق را لبيك گويم و از ميان شما بروم. آگاه باشيد كه امر مهمى پيش آمده است و من مىخواهم شما را از آن مطلع سازم.

در اين حالت غلغله اى در جمعيت مىافتد و كمى بعد يك باره ساكت مىشوند، سپس پيامبر ادامه مىدهند:

پيك وحى تا به حال چندين بار پيش من آمده و از طرف پروردگار پيامى آورده است كه بايد آنرا به شما ابلاغ كنم. البته من از جبرئيل خواستم كه از خداوند متعال بخواهد كه مرا از تبليغ اين ماءموريت معاف دارد، زيرا مىدانستم كه در ميان مردم، پرهيزكاران اندك و منافقان بسيارند، مفسده جويان پر فريب و حيله گران مسخره كننده اند، كه خداوند در كتاب خود به وصف آنان پرداخته و مىفرمايد: «به زبانهاى خود چيزى را مىگويند كه در قلب آنان وجود ندارد و گمان مىكنند كه اين امر كوچكى است؛ در حالى كه در پيشگاه خدا بسيار بزرگ است». (15)

هم كنون من مىتوانم يك يك اينان را با نام و نشان، معرفى كنم؛ ليكن به خدا سوگند كه من درباره اين افراد بزرگوارانه برخورد كرده و مىكنم و رسوايشان نمى كنم، ولى اينها، خداى را از من راضى نمى سازد؛ مگر آنكه وظيفه خود را در مورد ماءموريتى كه به عهده دارم انجام دهم. خداوند متعال به من وحى فرمود كه؛ پيامبر آيه قرآن را تلاوت مىكنند:

اى رسول، آنچه را كه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به مردم ابلاغ كن، اگر چنين نكنى، رسالت خود را به انجام نرسانده اى، البته خداوند تو را از شر مردم مصون مىدارد. (16)

اى مردم! آنكه را من مىخواهم به شما معرفى كنم مرا بيش از هر كس ديگرى در دين يارى كرده و از همه بر من سزاوارتر است. از تمام مردم به من نزديكتر و از همه كس در نزد من محبوبتر و گرامى تر است. خداوند متعال و من از او راضى و خشنوديم.

اى مردم! جز شقى و نگون بخت، كس به او كينه نمى ورزد و پارساى پرهيزگار، مهر او را در دل نمى گيرد و جز اهل ايمان و مخلصان بى ربا به او ايمان نخواهند آورد.

اى مردم! بدانيد او همان كسى است كه به حلم و بردبارى و فضايل و امتيازات و قدر منزلتش در قرآن آمده است.

اى مردم هر كس از او پيروى كند و از او فرمان برد به رستگارى بزرگى دست يافته است.

اى مردم! بدانيد او وصى و جانشين من و امام پس از من است؛ كسى است كه موقعيتش نسبت به من همانند جايگاه هارون نسبت به موسى است، با اين تفاوت كه پس از من پيامبرى نيست.

او ولى شما است بعد از خدا و رسول او. خداوند درباره او اين آيه را در قرآن فرو فرستاده كه: «همانند ولى شما خداست و پيامبر او و آن كسان از مؤمنان كه نماز را بر پا مىدارند و در حال ركوع به سائل انفاق مىكنند» (17) او است كه نماز را اقامه كرد و در حال ركوع صدقه داد و در همه حال خرسندى خدا را مىجويد.

اى مردم! بدانيد كه خداوند او را صاحب اختيار شما قرار داده و او را پيشوا و امام و واجب الاطاعه قرار داده است. فرمانش را بر همه مهاجران و انصار و بر هر مسلمانى فرض و واجب نموده است. هر كس با او به مخالفت بر خيزد ملعون است و هر كس كه از او پيروى كند مشمول عنايت و رحمت الهى قرار خواهد گرفت.

اى مردم! همه حلال و حرام را كه خدا به من شناسانده است من نيز همه را به او آموخته ام، دانشى نيست كه خداوند به من تعليم كرده باشد و من در اختيار او نگذاشته باشم.

اى مردم! مبادا كه نسبت به او راه ضلالت و گمراهى پيشه گيرند واز او روى بر تابند؛ مبادا كه از ولايت و سرپرستى او و از اطاعت از فرمانش به تكبر سرباز زنيد. او هادى حق و عامل به حق و نابود كننده باطل است و از ناپسنديده ها بازتان دارد.

اى مردم! اوست كه در راه خدا از سرزنش كننده هيچ سرزنش كننده اى نمى ترسد. او نخستين كسى است كه به خدا و پيامبرش ايمان آورد و جان خويش را فداى رسول خدا كرد و در آن هنگام كه هيچ كس در كنار پيامبر باقى نمى ماند، از او حمايت مىكرد و در آن روزگار كه كسى را انديشه عبادت و ايمان به خدا نبود، در كنار پيامبر پروردگار را پرستش و عبادت مىكرد.

اى مردم! او را برتر و سزاوارتر از هر كس بدانيد كه خدايش او را از همه شايسته تر و برتر داشته. به ولايت او تمكن كنيد كه خدايش او را به پيشوايى بر شما منصوب كرده است.

اى مردم! بدانيد كه خداوند توبه منكران ولايت او را هرگز نمى پذيرد و آنانرا مشمول رحمت و مغفرت خويش، قرار نمى دهد. هر كس در سخنى از سخنان من شك كند، در حقيقت به تمام سخنان من شك كرده است و چنين كسى مستحق بلا و مستوجب آتش است.

اى مردم! آگاه باشيد كه اين سخنان را، به يقين، جبرئيل از سوى حق تعالى به من خبر داده كه: هر كس با او به دشمنى بر خيزد و ولايت و محبت او را در دل نگيرد، لعنت و خشم مرا نسبت به خود، بر انگيخته. پس شايسته است از مخالفان او سخت بر حذر باشيد و مبادا پايتان بلغزد كه خداوند به هر چه انجام مىدهد آگاه است. به هوش باشيد كه «عنوان» اميرالمؤمنين بر كسى جز او روا نيست و پس از من، براى هيچ كس جز او جايز و حلال نيست.اوست كه با دشمنان حق در پيكار و به بازندگى از معاصى سخت كوش و به اطاعت از خدا فرمانبردارست. اوست خليفه و جانشين رسول خدا، پيشوا و هادى خلق. اوست كه به امر خدا، قاتل «ناكسين» و «قاسطين» و «مارقين» است.

اى مردم! او ياور دين و حامى پيامبر خدا و پارساى پرهيزگار و طيب و طاهر و رهنما و ره يافته است.

پيامبرتان بهترين پيامبر و وصى او، بهترين وصى و فرزندانش بهترين اوصياءاند.

اى مردم! شيطان به حسادت آدم را از بهشت بيرون كرد؛ پس مبادا شما نسبت به او حسد ورزيد كه اعمالتان سراسر باطل مىشود و به لغزش و انحراف مىافتيد.

اى مردم! نور حق در من سرشته شده و بعد از من در طينت او و سپس در نسل وى قرار داده شده تا آن زمان كه نوبت امام مهدى قائم به حق و صاحب زمان برسد. و اوست كه سرانجام، حق خدا و حقوق ما را باز خواهد ستاند. خداوند عزوجل ما را بر تمام خطاكاران و دشمنان، مخالفان و خائنان، معصيت كاران و ستمكاران، حجت قرار داده است.

اى مردم! بدانيد كه چيزى نمى گذرد و پس از من سرمدارانى سركار مىآيند كه خلق را به آتش دوزخ فرا مىخوانند؛ اما اين گروه را در روز قيامت يار و مددكارى نخواهد بود. خداوند و پيامبرش از اين كسان متنفر و بيزارند.

اى مردم! من اين ولايت را به عنوان امامت و ارث تا روز قيامت در ذريه و نسل خود قرار دادم و با اين كار وظيفه اى را كه به آن ماءمورم به انجام مىرسانم تا به هر حاضر و غايب و بر هر كسى كه در اين جمع بوده و يا در اين اجتماع حضور نداشته باشد و حتى بر آنان كه هنوز از مادر متولد نشده اند، حجت تمام باشد.

ماجراى امروز را حاضران به غايبان گزارش دهند و پدران به فرزندان تا روز واپسين. گرچه مدتى نخواهد گذشت كه عده اى اين امر را غصب مىكنند و از آن خود مىسازند. خداوند غاصبان را لعن كند و از رحمت خويش محجورشان سازد.

اى مردم! صراط مستقيم خداوند منم و شما به پيمودن آن ماءمور شده ايد و پس از من او و سپس فرزندانم كه از صلب اويند امامان و پيشوايان شمايند كه خلق را به راه رايت هدايت مىكنند.

آن گاه پيامبر سوره حمد را تلاوت مىكند:

بسم اله الرحمن الرحيم* الحمد لله رب العالمين* الرحمن الرحيم* مالك يوم الدين* اياك نعبد و اياك نستعين* اهدنا الصراط المستقيم* صراط الذين انعمت عليهم غيرالمغضوب عليهم و لاالضالين* (18)

اى مردم! اين سوره در شاءن من و او و فرزندانش نازل شده و اختصاص به آنان دارد. اينان اولياء خدايند و نه بيمى در دل دارند و نه اندوهى آزارشان مىدهد. بدانيد كه اينان حزب خدايند كه حزب خدا پيروز است.

در برابر، دشمنان او گروهى ناسازگار نيرنگ باز و كينه ورزانى متجاوزند كه به منظور فريب و نيرنگ، سخنان بيهوده و آميخته به رنگ و ريا با يكديگر نجوا مىكنند.

اى مردم! آگاه باشيد كه دوستان او اهل بهشتند كه خداوند وصفشان را در قرآن اين گونه فرموده: «ايشان در امن و سلامت بوده و بى حساب وارد بهشت مىشوند». (19) و در مورد دشمنان او فرموده: «آگاه باشيد كه دشمنان او كسانى هستند كه به دوزخ در مىافتند و غريو جهنم را كه مىخروشد و صدايى كه از سوخت و سوز آنان بر مىخيزد، نمى شنوند».

اى مردم! من منذر و ترساننده ام و او هادى و اميد دهنده؛

اى! مردم! من پيامبر و او وصى من است؛

حكم او جارى است؛

گفتار او جايز است؛

دستور او نافذ است؛

و هر كه از فرمان او سر پيچد از رحمت او به دور است؛

و كسى كه از او پيروى كند مورد رحمت و عنايت خداوند قرار مىگيرد. مؤمن كسى است كه او را تصديق كند و به او ايمان بياورد.

/ 15