حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

زمامدار اسلامى نبايد هرگز از عفو و اغماضى كه كرده است پشيمان شود

و لا تندمن على عفو هرگز نبايد از عفوى كه درباره ى كسى روا داشته اى نادم و پشيمان باشى.

آيات قرآنى و احاديث معتبر كه دلالت بر اهميت عفو و اغماض مى نمايند، بسيار فراوانند، از آنجمله:

1- و جزاء سيئه سيئه مثلها، فمن عفا و اصلح فاجره على الله [ الشورى آيه ى 40. ]
و مجازات هر گناهى، كيفرى است مانند آن، پس هر كس عفو كند و اصلاح نمايد پاداش او بر خدا است.

2- و ان تعفوا اقرب للتقوى، [ البقره آيه ى 237. ]
و اگر عفو كنيد، عفو به تقوى نزديكتر است.

3- ان تبدوا خيرا او تخفوه او تعفوا عن سوء فان الله كان عفوا قديرا [ النساء آيه ى 149. ]
اگر خيرى را آشكار كنيد و يا يك بدى را عفو كنيد خداوند پاداش شما را خواهد داد، زيرا عفو و قدرت از صفات خداونديست.

4- يا ايها الذين آمنوا ان من ازواجكم و اولادكم عدوا لكم فاحذروهم و ان تعفوا و تصفحوا و تغفروا فان الله غفور رحيم [ التغابن آيه ى 14. ]
اى كسانى كه ايمان آورده ايد، براى شما از
همسران و فرزندانتان دشمنى وجود دارد، پس از آنان برحذر باشيد و اگر عفو كنيد و اغماض كنيد و ببخشيد "شايسته است" زيرا خداوند بخشاينده و مهربان است.

5- خذ العفو و امر بالعرف و اعرض عن الجاهلين [ الاعراف آيه ى 199. ]
عفو را اخلاق خود قرار بده و امر به نيكوئى كن و از نادانان روى بگردان.

6- الذين ينفقون فى السراء و الضراء و الكاظمين الغيظ و العافين عن الناس و الله يحب المحسنين [ آل عمران آيه ى 134. ]
مردان باتقوى كسانى هستند كه در وسعت و تنگدستى انفاق مى كنند و غضب را فرومى نشانند و مردم را عفو مى نمايند و خدا نيكوكاران را دوست مى دارد.

اما نمونه اى از احاديث:

1- از امام جعفر بن محمد الصادق عليه السلام نقل شده است كه فرمود: العفو عند القدره من سنن المرسلين [ سفينه البحار مرحوم محدث قمى ج 2 ص 207. ]
عفو در موقع قدرت از سنتهاى رسولان خدا است.

2- قال النبى صلى الله عليه و آله و سلم حاكيا عن ربه يامره بهذه الخصال، قال: صل من قطعك و اعف عمن ظلمك و اعط من حرمك و احسن الى من اساء عليك [ سفينه البحار مرحوم محدث قمى ج 2 ص 207. ]
پيامبر اكرم "ص" در حكايت از پروردگارش كه او را به خصلتهاى زير دستور مى دهد چنين فرمود: به پيوند "ارتباط برقرار كن" با كسى كه از تو بريده است، و عفو كن كسى را كه به تو ظلم كرده است، و عطا كن بر كسى كه ترا محروم ساخته، و احسان كن به كسى كه به تو بدى كرده است.

3- در بعضى از احاديث آمده است: و العفو سر الله فى القلوب قلوب خواصه ممن يسر له سره [ همان ماخذ ص 208. ]
و عفو راز خدائى است در دلها- دلهاى خواص درگاهش- كسانى كه خداوند راز خود را براى آنان قابل وصول فرموده است.

4- ان العفو و الغفران صفتان من صفات الله عز و جل ودعهما فى اسرار اصفيائه ليتخلقوا باخلاق خالقهم [ همان ماخذ ص 208. ]

... بخشش و مغفرت دو صفت از صفات خداوندى مى باشد كه در درون اشخاص پاك از بندگانش به وديعت نهاده است تا متخلق به اخلاق خالقشان باشند.

از مجموع منابع فوق بدين نتيجه مى رسيم كه عفو و اغماض از گناهان و پرده پوشى بر زشتيها و ناشايستها از ديدگاه اسلام بسيار بااهميت است. اين حكم انسانى مستند به يك
علت بسيار مهم است، و آن عبارتست از قرار گرفتن انسانها در معرض خطا كه معلول ناتوانى از مالكيت بر خويشتن، قدرت بسيار زيادى كه تمايلات حيوانى آدمى دارا مى باشد، حال مى پردازيم به تفسير جمله ى اميرالمومنين عليه السلام: اگر انگيزه ى عفو يك يا چند انسان در تو به وجود آمد، و آن انسان مشمول عفو شد، تا بتوانى به مقتضاى آن عمل كن، و پس از عفو بار ديگر او را مجرم تلقى مكن، مگر در جرمهاى اجتماعى كه اگر خلاف واقع بودن انگيزه ى عفو اثبات شد، بدانجهت كه ضررى بر فرد يا افراد جامعه وارد نشود، مى توان موضوع را تحت تعقيب مجدد قرار داد، و به طور كلى مى توان حالات پس از عفو را به چند صورت تقسيم كرد:

صورت يكم- هيچ مسئله ى جديدى براى زمامدار يا قاضى درباره ى شخص عفو شده به وجود نيامده است يعنى انگيزه ى عفو به قدرت خود باقى است، در اينصورت ندامت از عفو نه تنها از نظر احساسات والاى انسانى زشت و امرى است ناشايست، بلكه از نظر فقاهى هم مورد اشكال است، زيرا پس از عفو در حقيقت جرم يا جرم محتمل از بين رفته است و ندامت بر عفو لازمه اش حكم به بقائى جرم است، و اين حكم مانند مجرم شناختن يك انسان بى گناه است.

صورت دوم- حالتى جديد پيش آمده باشد. در اين صورت بايد در آن حالت جديد يا كار جديد دقت كرد كه آيا اين حالت يا كار علامت اينست كه عفو موجب افزايش جرئت آن شخص "عفو شده" به جرم گشته است يا امرى است مشكوك؟ اگر عفو موجب افزايش جرئت به جرم شده باشد، در اين فرض، مواخذه از آغاز جرئت به جرم شروع مى شود و عفو بر گذشته از بين نمى رود، و در فرض اينكه آن حالت جديد يا كار جديد امرى باشد مشكوك، قطعى است كه باز عفو بر گذشته از بين نمى رود، و آن امر مشكوك مانند ديگر امور مورد بررسى و تحقيق قرار مى گيرد.

صورت سوم- زمامدار يا قاضى احساس كند كه جرم مفروض اصلا مورد عفو نبوده است ، مانند موارد حق الناس كه جز اداى آن به صاحبانش راهى ديگر وجود ندارد. در اين صورت زمامدار يا قاضى موظف است حق مردم را استيفاء نمايد. با اينحال مى تواند ارتكاب جرم همان شخص را از آن جهت كه هر تعدى به حق الناس، تجاوز به حق الله را هم در بر دارد، عفو نمايد، و اگر عفو نمود بايد پشيمان نگردد، و اما در مورد جرمهاى سياسى و اجتماعى، زمامدار يا قاضى فقط آن قسمت از جرم را مى تواند عفو كند كه مربوط به حقوق زندگى سياسى و اجتماعى مردم نباشد.

/ 339