حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

زمامدار اسلامي نبايد سنت هائي را که موجب اصلاح و هماهنگي معقول مردم جامعه بوده و مردم به آنها عمل نموده اند، بشکند

و لا تنقض سنه صالحه عمل بها صدور هذه الامه و اجتمعت بها الالفه و صلحت عليها الرعيه، و لا تحدثن سنه تضر بشى ء من ماضى تلك السنن، فيكون الاجر لمن سنها، و الوزر عليك بما نقضت منها و هيچ سنت شايسته اى را مشكن كه بزرگان و صاحبنظران صالح مديريت جامعه ى اسلامى به آن عمل نموده و به وسيله ى آن سنت هماهنگى معقول و اصلاح رعيت به وجود آمده است، و هرگز سنتى را مقرر مدار كه به چيزى از آن سنتهاى گذشته ضررى وارد بسازد كه در نتيجه پاداش از آن كسى باشد كه آن سنت شايسته را مقرر داشته است و وبال شكستن آن سنت به گردن تو بيفتد.

مباحث مهم مربوط به سنتهاى اجتماعى و مختصات آنها:

سنت در آيات شريفه ى قرآنى اغلب به معناى قانونى الهى است، مانند قانون عمل و عكس العمل، "الانعام آيه 37" و "فاطر آيه 43" و جريانات متداول "الحجر آيه 13" و در چند مورد به معناى قوانين و قضاياى رسوخ يافته در مجتمع به كار رفته است كه مورد استفاده ى مردم جامعه بوده است. از آنجمله ى آيه 137 از سوره ى آل عمران است: قد خلت من قبلكم سنن فسيروا فى الارض پيش از شما سنتهائى بوده است كه منقرض شده است، در زمين به سير و تحقيق بپردازيد، يريد الله ليبين لكم و يهديكم سنن الذين من قبلكم "النساء آيه ى 26"، خداوند مى خواهد براى شما سنتهائى را كه پيش از شما در جريان بوده است بيان نمايد و هدايت كند.

در اين دو آيه ى شريفه منظور از سنتها همان قضاياى كليه اى است كه در اينجا مورد
بحث است.

1- تعريف اجمالى سنت اجتماعى عبارت است از قضاياى كليه اى كه در حيات يك جامعه به معناى عمومى آن چنان رسوخ پيدا مى كند كه مردم آن جامعه در شئون زندگى خود به آن قضايا استناد مى كنند. اهميت سنتهاى اجتماعى از آنجا است كه بتواند در تفسير و توجيه حيات طبيعى و حيات معنوى و حيات معقول مردم جامعه نقش بسيار موثرى داشته باشد. و همانطور كه در بالا گفتيم، مقصود از حيات كه سنتها در آن رسوخ پيدا مى كند و مورد استناد قرار مى گيرد، شامل عموم پديده ها و فعاليتهاى آن مى باشد. سنت به اين معنى در اصطلاح فقهى سيره ناميده مى شود كه اگر مستند به درك و پذيرشهاى عقلى باشد سيره ى عقلا گفته مى شود.

2- فرق مابين قانون و سنت را مى توان چنين توضيح داد كه قانون در يك جامعه چه در قلمرو حقوق و مذهب، و چه در مسائل اخلاقى و سياسى و غيرذلك، معمولا قابل اثبات منطقى از ديدگاه زندگى اجتماعى آن جامعه مى باشد، در صورتى كه سنت قضيه كليه اى است كه در حيات مردم رسوخ پيدا كرده ولى ممكن است از همه جهات از ديدگاه منطقى زندگى جامعه، قابل اثبات نباشد كه در اين صورت در اصطلاح جامعه شناسى امروزى اخلاق تابو ناميده مى شود.

3- سنت را به هر نحو كه تعريف كنيم مفهومى از استحكام و پايدارى در آن وجود دارد، و هر اندازه استحكام و پايدارى، بيشتر مستند به ريشه هاى بايستگيها و شايستگيهاى حيات بشر بوده باشد، قويتر و پايدارتر خواهد بود. [ سنت در اصطلاح شرعى عبارت است از فعل و قول و تقرير معصوم عليه السلام. اگر از فعل معصوم به وسيله ى قرينه هائى التزام احساس شود، سنت به معناى قانون الزامى در آن مورد است، و اگر التزام احساس نشود، فقط مباح بودن آن فعل اثبات مى شود، زيرا معصوم مرتكب گناه نمى گردد، همچنين است اگر معصوم از ارتكاب كارى اجتناب كند در اين صورت اگر در آن اجتناب التزام احساس شود، حداقل ممنوعيت كه كراهيت است ثابت مى گردد و اين كراهيت هم باز به صورت قانون تلقى مى شود، اما قول معصوم، آنچه كه مربوط به احكام الهى و عقائد باشد، قطعى است كه واجب الاتباع است، زيرا يا به طور مستقيم مستند به وحى است چنانكه در اقوال پيامبر اكرم در همه ى موارد مربوط به احكام و حتى عقائد، و يا غيرمستقيم مربوط به وحى است چنانكه در اقوال ائمه ى معصومين عليهم السلام كه به وسيله ى استناد اقوالشان به پيامبر اكرم "ص"، مربوط به وحى مى گردد. و اما تقرير معصوم عبارتست از سكوت معصوم در مورد فعل و قولى كه از مردم صادر مى شود و معصوم بتواند حكم خداوندى را در آن مورد "اگر خلاف واقع باشد" بيان فرمايد، و به طور كلى هر سه موضوع "فعل اعم از كار و ترك آن و قول و تقرير" اگر به صورت قضيه ى كليه درآيد، سنت به معناى قانون الهى تلقى مى گردد. ]

/ 339