حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

وظائفى كه زمامدار و ساير مسئولين جامعه بايد براى رسانيدن ديانت خود به مقام والاى اخلاص، اقامه واجبات و ديگر تكاليف الهى بدون كمترين نقص انجام بدهند

و ليكن فى خاصه ما تخلص به لله دينك: اقامه فرائضه التى هى له خاصه، فاعط الله من بدنك فى ليلك و نهارك و وف ما تقربت به الى الله من ذلك كاملا غير ملثوم و از خواص آنچه كه به وسيله آن نيت را براى خدا خالص مى گردانى اينست كه واجبات خداوندى را كه مخصوص او است، اقامه نمائى و آن عبادات را كه بايد به وسيله ى بدن در شب و روز انجام بدهى براى خدا به جاى بياور، و از عبادات هر آنچه را كه موجب تقرب به خدا باشد، به طور كامل بدون كمترين اختلال وفا كن، شرح اين وظيفه و علل آن را در همين قسمت- نوع دوم- دستور 14 و در مباحث وظائفى كه زمامدار بايد به طور مستقيم آنها را به جاى بياورد، وظيفه ى چهارم بحث و بررسى نموده ايم، مراجعه فرمائيد.

زمامدار اسلامى در عبادات دسته جمعى بايد حد اعتدال را رعايت كند

در عباداتى كه به طور دسته جمعى انجام مى شود بايد آن حد معتدل را مراعات كرد كه هم عبادت صحيح به جا آورده شود و هم براى مردم ناراحت كننده نباشد.

و اذا قمت فى صلاتك للناس، فلا تكونن منفرا و لا مضيعا، فان فى الناس من به العله و له الحاجه و قد سالت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم حين وجهنى الى
اليمن: كيف اصلى بهم؟ فقال: صل بهم كصلاه اضعفهم و كن بالمومنين رحيما و هنگامى كه براى نماز جماعت با مردم ايستادى، نماز تو نبايد مردم را متنفر كند و نبايد نماز را با وارد كردن نقص ضايع كنى، زيرا ميان مردم معذور و نيازمند وجود دارد كه نمى تواند نماز را طولانى بخواند و من از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم موقعى كه مرا به يمن مى فرستاد پرسيدم: چگونه با مردم نماز بخوانم؟ فرمود: مطابق حال ناتوان ترين آنان نماز بگذار و به مردم باايمان مهربان باش، در اين وظيفه ى بزرگ الهى باز خداوند متعال حال مردم ناتوان را مطرح فرموده، و دستور به مراعات حال آنان مى فرمايد و از امثال اين دستورات به خوبى روشن مى شود كه وضع حياتى مردم ناتوان چقدر بايد مورد اهميت قرار بگيرد.

زمامدار نبايد خود را از مردم دور و پوشيده نگه بدارد

و اما بعد، فلا تطولن احتجابك عن رعيتك، فان احتجاب الولاه عن الرعيه شعبه من الضيق و قله علم بالامور، و الاحتجاب منهم يقطع عنهم علم ما احتجبوا دونه فيصغر عندهم الكبير و يعظم الصغير و يقبح الحسن و يحسن القبيح، و يشاب الحق بالباطل. و انما الوالى بشر لا يعرف ما توارى عنه الناس به من الامور و ليست على الحق سمات تعرف بها ضروب الصدق من الكذب، و انما انت احد رجلين: اما امروء سخت نفسك بالبذل فى الحق، ففيم احتجابك من واجب حق تعطيه، او فعل كريم تسديه او مبتلى بالمنع، فما اسرع كف الناس عن مسئلتك اذا ايسوا من بذلك، مع ان اكثر حاجات الناس اليك مما لا موونه فيه عليك من شكاه مظلمه و طلب انصاف فى معامله هرگز دورى و مخفى شدنت از مردم جامعه طولانى نباشد، زيرا اختفاى زمامداران از مردم جامعه موجب نوعى تنگدلى و كم اطلاعى از امور است و اختفاى زمامدار علم به علت مخفى شدن را از مردم قطع مى كند، در نتيجه موضوعى بزرگ در نزد آنان كوچك و كوچك بزرگ، و نيكو قبيح و قبيح نيكو تلقى مى شود، و حق با باطل مخلوط مى گردد، زمامدار "هم" بشرى است، هر امرى را كه مردم از او مخفى كنند، نخواهد شناخت، و براى حق آن نشانه هاى آشكار نيست كه انواع راستش از دروغش تشخيص داده شود و شناخته گردد، و جز اين نيست كه تو يكى از دو كس خواهى بود، يا تو آن كسى هستى كه نفس تو سخى و دستت براى عطا در راه حق باز است، پس چرا خود را از به جا آوردن حقى كه عطا خواهى كرد، يا از انجام كارى كه ناشى از كرامت تست از مردم مخفى مى دارى! يا تو كسى هستى كه مبتلاء به بخل و ممانعت هستى، در اينصورت به جهت نوميدى كه مردم از تو خواهند داشت خوددارى خواهند كرد. به اضافه ى اينكه اكثر نيازمنديهاى مردم به تو چيزهائى است كه برطرف نمودن آنها
مشقتى براى تو ندارد، مانند شكايت از ظلمى كه به آنان رفته است، يا طلب انصاف و دادخواهى درباره ى معامله اى است كه مورد تعدى قرار گرفته اند.

/ 339