حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

21- مقدمه: تاليف عبدالرحمن بن خلدون. [ [براى اثبات اين حقيقت كه تحقيقات اجتماعى و اقتصادى و سياسى ابن خلدون در كتاب مقدمه بر مبناى معتقدات اسلامى بوده و آنهمه حقائق را با نظر به منابع اوليه ى اسلامى مطرح نموده است، مى توانيم استشهاد او را به آيات قرآنى و احاديث و نيايشهاى جدى وى در پايان اغلب فصول كتاب در نظر بگيريم. ابوخلدون ساطع الحصرى مولف كتاب دراسات عن ابن خلدون از ص 485 تا ص 488 اين بحث را مطرح نموده و پس از ذكر استنادهاى فراوان ابن خلدون به آيات قرآنى و احاديث و نيايشهائى كه مى آورد، مى گويد: با نظر به همه ى اين امور است كه براى ما سزاوار است بيان كنيم: ابن خلدون مردى بود داراى ايمان صادق كه هيچ شك و ترديدى درباره ى خدا در دين، به ايمان او آميخته نشده بود.

اينجانب به جهت اهميت اين مسئله لازم ديدم كه همه صفحات كتاب مقدمه را به دقت بررسى كنم و اين كار را انجام بدهم و در همه ى آن موارد كه ابن خلدون در كتاب مقدمه آيات قرآنى، احاديث و دعاها را آورده است مطالعه نمودم. ابن خلدون در اين كتاب كه 588 صفحه است در 282 مورد آيات و احاديث و دعاهائى آورده است و به اضافه ى آنها در ذكر مبانى اصول فلسفه ى اجتماعى و اقتصادى، منابع اسلامى و روش دينى را كاملا مراعات نموده. و مى توان گفت: ابن خلدون در اين مقدمه با طرز تفكرات اسلامى مطالب را مطرح نموده است و فقط به عنوان نمونه به چند مورد اشاره مى كنيم: باشد كه دانش پژوهان علوم انسانى مخصوصا علوم اقتصادى و اجتماعى و سياسى و همچنين محققان در همه علوم انسانى بدانند كه مكتب اسلام هم بالاترين اهميت را به علوم مزبور داده است و هم خود از عالى ترين اصول علوم مزبوره در حيات فردى و اجتماعى انسانهاى جامعه برخوردار بوده است:

1- كتاب مقدمه با اين خطبه شروع مى شود: الحمد لله الذى له العزه و الجبروت و بيده الملك و الملكوت و له الاسماء الحسنى و النعوت، العالم فلا يغرب عنه ما تظهره النجوى، او يخفيه السكوت، القادر فلا يعجزه شى ء فى السماوات و الارض و لا يفوت. انشانا من الارض و استعمرنا فيها اجيالا و امما و يسر لنا منها ارزاقا و قسما، تكنفنا الارحام و البيوت و يكفلنا الرزق و القوت و تبلينا الايام و الوقوت و تعتورنا الاجال التى خط علينا كتابها الموقوت و له البقاء و الثبوت و هو الحى الذى لا يموت و الصلوه و السلام على سيدنا و مولانا محمد النبى العربى المكتوب فى التوره و الانجيل المنعوت، الذى تمحض لفصاله الكون قبل ان تتعاقب الاحاد و السبوت و يتباين زحل و اليهموت و على آله و اصحابه الذين لهم فى صحبته و اتباعه الاثر البعيد و الصيت و الشمل الجميع فى مظاهرته و لعدوهم الشمل الشتيت، صلى الله عليه و عليهم ما اتصل بالاسلام جده المنجوت و انقطع بالكفر حبله المبتوت و سلم كثيرا.

ترجمه: حمد مر خداى راست كه عزت و جبروت از آن او و ملك و ملكوت به دست او است. و از آن او است اسماء حسنى و صفات عليا، تواناى مطلق كه غايب نيست از او آنچه كه سخن بى صدا آشكار مى كند، يا سكوت آن را مخفى مى دارد، تواناى مطلق كه هيچ چيزى در آسمانها و زمين او را ناتوان نمى سازد و از او نمى گيرد. خداوندى كه ما را به صورت نفوسى از زمين ايجاد فرمود، ما انسانها را در طول قرون و اعصار و به شكل امتهائى در مسير حيات قرار داد و براى ما از زمين روزيها و قسمتها در اختيار گذاشت، "در جريان زندگى نخست ازدحام مادران و سپس خانه ها، را در بر مى گيرند و روزى و توشه ى كفالت ما را به عهده مى دارند و گذشت روزگاران و اوقات ما را مى پوسانند و اجل هائى كه كتاب آنها سرنوشت مدت عمر ما را تعيين نموده است، سر راه زندگى ما را مى گيرند، بقاء و ثبوت "ابديت" از آن خدا است و او است زنده اى كه نمى ميرد، درود و سلام بر سرور و مولاى ما محمد پيامبر عربى كه وصف او در تورات و انجيل آمده است، پيامبرى كه عالم هستى او را با شير خالص عنايت الهى اشباع و از خود جدا كرده بود، پيش از به وجود آمدن و تعاقب ايام هفته "يكشنبه و شنبه ها"، و پيش از باز شدن فاصله ى بسيار زياد مابين ستاره ى زحل و ماهى اعماق زمين "درياها" و درود و سلام باد بر اولاد و اصحاب پيامبر كه براى آنان در درك حضور و پيروى آن حضرت اثرى و گسترشى است بسيار عميق، و اتحاد و هماهنگى است در يارى او، و براى دشمن آنان است جمعى پراكنده. درود خدا و سلام فراوان خدا بر او و بر اولاد و يارانش باد، مادام كه عظمت بسيار مطلوب به اسلام بسته است و طناب سست كفر بريده.

/ 339