حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


شخصى به عنوان حاكم با توجه به همه ى مصالح و مفاسد، و با روشنائى كامل و با اعتدال مغزى و روانى بدون اضطرار و بدون قرار گرفتن در جاذبه ى اكثريت، با شناخت قانون و ريشه ها و نتايج آن، و با معرفت كامل به شرايط ذهنى و محتويات و عناصر روانى يك شخص به عنوان حاكم، قانونى را وضع نمايند و حاكمى را انتخاب كنند، و اينكه چنين وضع و انتخابى ديده نشده، تصادفى نبوده است بلكه به جهت امكان ناپذير بودن آن مى باشد. همه ى ما مى دانيم كه امروزه پس از نوشته شدن هزاران كتاب اجتماعى و سياسى و بروز متفكران بزرگ و مبارزات بسيار جدى در گذشته براى تحقق بخشيدن به شعار "حكومت مردم بر مردم" وضع قانون و انتخاب حاكم چه صحنه سازيها و عواملى كه مردم را براى انعطاف و پذيرش آنچه كه خواسته شده است به جريان مى افتد. از طرف ديگر آن بدبينى تفريطى كه مى گويد: شعار مزبور به هيچ وجه تحقق نمى يابد، همان اندازه مردود است كه خوش بينى افراط گرانه، زيرا هيچ قانون و حاكمى كه براى يك جامعه وضع و انتخاب مى شوند، نمى تواند مردم و خواسته هاى آنان را به كلى ناديده بگيرد، و مسلم است كه وجدان آگاه بشرى اگر چه در افراد و گروههاى محدود هم بوده باشد، بالاخره قانون و آن حاكم را كه از همه ى جهات ضد حيات بشرى است، استفراغ نموده و با گذشت زمان و با اجتماع شرايط، آن قانون و آن حاكم را به زباله دان تاريخ فرستاده است.

از اين دو پديده چنين نتيجه مى گيريم كه شعار "حاكميت مردم بر مردم" يك شعار بسيار جالب است كه هرگز در اين كره ى زمين كه ما در آن زندگى مى كنيم، به طور كامل نه تحقق يافته و نه تحقق خواهد يافت، وانگهى گمان نمى رود تاكنون براى تفسير اين شعار، عناصر اصلى آن كه عبارتست از "مردم" و "حاكميت" كاملا روشن شده باشد، آيا مقصود از "مردم" موجودات آسمانى ملكوتى هستند كه كمترين خطائى نمى كنند و از هرگونه خودخواهى و لذت پرستى و سودجوئى و خودكامگى منزه و مبرا مى باشند؟!! يا همين موجودات است كه ما تا حدودى با هويتشان و با تاريخشان آشنائى داريم؟

اگر اين موجودات معمولى است كه در جريان زندگى طبيعى و معمولى خود همواره آگاهانه يا ناآگاهانه مشغول تيز كردن اسلحه ى يكه تازان ميدان تنازع در بقاء بوده اند، بدون ترديد معناى حاكميت اين موجودات جز اين نيست كه بينديشند و بكوشند و در نتيجه كسانى كه بهتر مى توانند در ميدان تنازع تاخت و تاز كنند، براى حكومت انتخاب نموده و قانونى را وضع كنند، تا هر اندازه هم كه پيشرفته باشد، نتواند سدى در مقابل جست و خيز قدرتمندان ايجاد نمايد. آرى، مردم اگر از قدرت و ارزشهاى خود بى اطلاع باشند، معمولا ظالم پرست مى شوند، مولوى در آن داستان فقيرى كه گاو همسايه را كشته و گوشت آن را مى خورد، هنگامى كه حضرت داود عليه السلام حكم حق را ميان آن دو بيان مى فرمايد مردم به جهت نادانى خود به آن حضرت
اعتراض مى كنند. در اينجا مولوى توصيفى درباره ى مردم مى كند:




  • از كمين سگ سان سوى داود جست
    عامه ى مظلوم كش ظالم پرست



  • عامه ى مظلوم كش ظالم پرست
    عامه ى مظلوم كش ظالم پرست



قانونى كه بر مبناى نفوذ ناملموس قدرتها وضع مى شود، به اصطلاحات فريبنده اى بر مبناى اصلاح زندگى اجتماعى، وطن پرستى، قهرمان پرورى، تمدن، پيشرفت و از اين قبيل مفاهيم زيبا نيازمند است كه تاكنون ابزار مناسبى براى شعله ور ساختن آتش خودمحوريها بوده اند.

/ 339