تساوى مردم جامعه در فرمان مبارك اميرالمومنين - حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


تساوى مردم جامعه در فرمان مبارك اميرالمومنين

تساوى مردم جامعه در فرمان مبارك اميرالمومنين عليه السلام از جهت مليت، نژاد، صنف و غيرذلك در اصول كلى سياست و حقوق بشر

همه ى دستوراتى كه اميرالمومنين عليه السلام در اين فرمان مقرر فرموده است، مربوط به همه ى انسانهائى است كه در جامعه ى اسلامى زندگى مى كنند، و هيچ گونه تفاوتى در مليت، نژاد رنگ و صنف و غيرذلك ميان مردم آن جامعه وجود ندارد، اين تساوى در "30" جمله از جملات فرمان مشاهده مى شود.

كلماتى كه دلالت بر تساوى مردم جامعه در برابر دستورات فرمان دارد

1- ناس: اسم جمع به معناى عموم مردم در نه مورد.

2- رعيت: عموم مردمى كه يك سياست آنان را اداره مى كند در سيزده مورد.

3- نظير لك فى الخلق: يعنى همنوع تو در خلقت در يك مورد.

4- عامه: در سه مورد.

5- كل امرى ء: يعنى هر انسانى، در دو مورد.

6- عباد الله: در يك مورد.

براى تحقيق مشروح تر درباره ى كلمات مزبور، جملات مربوطه را مورد تفسير و توضيح قرار مى دهيم:

يك- جملاتى كه ناس به معناى عموم مردم در آنها وارد شده است:

الف- انصف الله و انصف الناس من نفسك و من خاصه اهلك و من لك فيه هوى من رعيتك مابين خدا و مردم از يكطرف، و خويشتن و خواص دودمانت و هر كسى از مردم جامعه كه تمايلى به او دارى از طرف ديگر، انصاف برقرار كن، ملاحظه مى شود كه در دستور به
برقرار كردن انصاف بين نفس زمامدار يك جامعه و نزديكانش از يكطرف و خدا و مردم به طور عموم، كلمه ى ناس به كار رفته است كه اسم جمع شامل عمومى مردم بدون هيچ استثنائى مى گردد.

ب- و ليكن ابعد رعيتك منك و اشناهم عندك اطلبهم لمعائب الناس، فان فى الناس عيوبا الوالى احق من سترها و دورترين رعيت تو از تو و منفورترين آنان نزد تو كسى باشد كه جوياترين آنان به عيوب مردم است، زيرا در ميان مردم عيوبى است كه حاكم شايسته ترين اشخاص براى پوشاندن آنها است.

ج- اطلق عن الناس عقده كل حقد... گره هر گونه كينه اى را از درون مردم باز كن.

د- ثم اختر للحكم بين الناس افضل رعيتك فى نفسك سپس براى حكم در ميان مردم بهترين مردم جامعه را از نظر خويشتن انتخاب كن.

ه- لان الناس كلهم عيال على الخراج و اهله زيرا مردم همگى تحت كفالت ماليات و پرداخت كننده ى آن مى باشند.

و- و منها اصدار حاجات الناس يوم ورودها عليك... و از آنجمله امورى كه خود بايد به طور مستقيم متصدى باشى، برطرف كردن نيازهاى مردم است در همان روزى كه به تو وارد شده است.

ز- مع ان اكثر حاجات الناس اليك مما لا موونه فيه عليك من شكاه مظلمه او طلب انصاف فى معامله با در نظر داشتن اينكه اكثر احتياجات مردم به تو، از آن چيزها است كه برآوردن آنها براى تو مشقتى ندارد. مانند شكايت از ظلم يا دادخواهى درباره ى معامله اى.

ح- و لا يطمعن منك فى اعتقاد عقده تضر بمن يليها من الناس فى شرب او عمل مشترك و هرگز از تو طمع آن را نداشته باشند كه پيمانى به سود آنان ببندى تا ضرر آن به مردمى كه رابطه اى با لازمه ى آن پيمان دارند، مانند حقابه يا عمل مشترك ديگر وارد آيد.

ط- و اياك و الاستئثار بما الناس فيه اسوه و به پرهيز از برترى دادن خود "و هر شخصى كه مورد تمايل تو باشد" بر ديگران در آنچه كه مردم در برخوردارى از آن مساويند، در اين جملات تساوى عموم در حق حيات و حق كرامت و حق آزادى معقول، چنان روشن است كه هيچ نيازى به تفصيل طولانى نيست.

دو- جملاتى كه رعيت به طور مطلق در آنها به كار رفته است و مفهوم اين كلمه همانگونه كه در اول مبحث اشاره نموديم عموم مردم جامعه ايست كه يك سياست آن را اداره مى كند:




/ 339