حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


28- تاريخ تمدن اسلامى: تاليف جرجى زيدان.

29- الفكر الاسلامى و المجتمع المعاصر فى مشكلات الحكم و التوجيه: تاليف دكتر البهى.

30- الاسلام نظام انسانى: تاليف دكتر مصطفى رافعى.

31- الفكر الاسلامى و التطور: تاليف فتحى عثمان.

32- انديشه ى سياسى در اسلام معاصر: تاليف آقاى حميد عنايت.

33- فلسفه ى سياسى اسلام: تاليف آقاى دكتر ابوالفضل عزتى.

34- مباحثى مهم از فاضل مقداد در كتاب اللوامع الالهيه: [ فاضل مقداد در كتاب اللوامع الالهيه فى المباحث الكلاميه ص 264 چنين مى گويد: دين و حكومت دو حقيقت متشكل با همند كه هيچ يك بدون ديگرى منفعتى ندارد حكمت اقتضاء مى كند كه اين دو حقيقت در يك تن جمع شوند و اگر عالم مجتهد از اطلاع بر وضع زمان و حكومت و اظهار راى براى توجيه و رهبرى اجتماع دور باشد نقض غرض دين است. ]

35- عوائد الايام: تاليف ملااحمد نراقى. [ مرحوم نراقى در كتاب عوائد الايام از ص 185 تا 206. ]

36- كتاب السياسه: تاليف قدامه بن جعفر.

37- ادب السلطان: تاليف ابوالحسن على بن نصر.

38- كتاب السياسه الكبير: تاليف احمد بن سهل ابوزيد البلخى.

39- كتاب السياسه الصغير: تاليف احمد بن سهل ابوزيد البلخى. [ نقل از الفهرست- نديم ص 135. ]

40- كتاب الدوله: ابواسحاق ابراهيم بن العباس الصولى. [ كشف الظنون تاليف اسماعيل پاشا البغدادى ج 1 ص 2. ]

41- سياسه الملوك: تاليف ابودلف القاسم بن عيسى بن معقل. [ الفهرست ص 130. ]

اصلا چگونه قابل تصور است كه يك تمدنى به وجود بيايد و به اعتلاء و ترقى بسيار با اهميت برسد ولى نظام و سيستم سياسى معقولى نداشته باشد؟! [ الفرد نورث وايتهد در كتاب "ماجراهاى انديشه ها" مى گويد: دو تمدن در تاريخ به وجود آمده است كه اصيل و خودجوش بوده است: اول تمدن اسلام، دوم تمدن بيزانس. ] اينكه در زمانهاى اوليه ظهور اسلام و حتى در قرون و اعصار بعدى، يك رشته قوانين و اصول تفكيك شده و مشخص، به عنوان قوانين و اصول سياسى اسلام، جدا از سائر شئون حيات بشرى در اسلام، تدوين نشده است، يك علت بسيار مهمى دارد كه صاحبنظران در مكتب اسلام آن را مى دانند و آن علت عبارتست از وحدت همه ى شئون و ابعاد حيات انسانى "اقتصادى- سياسى- حقوقى-
اخلاقى- هنرى" به همين جهت است كه مباحث سياسى كه در طول قرون و اعصار به طور كتاب تدوين يافته ى مستقل، يا به صورت بابى از ابواب فقه در دسترس متفكران و دانش پژوهان اسلامى قرار گرفته است، در حقيقت طرح بعدى از ابعاد مكتب بوده است. اهميتى كه بعد سياسى انسان از ديدگاه اسلام دارد، تا حدودى در همين كتاب آشكار خواهد شد، مخصوصا در قسمت دوم "ضرورت اشتراك همه ى افراد جامعه در تنظيم حيات اجتماعى و فردى خود و مديريت آن از ديدگاه اسلام" روشن خواهد شد كه به مقتضاى من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم كه به طور فراوان نقل شده است، عدم دخالت در تنظيم حيات اجتماعى انسانها، انحراف از جاده ى اسلام است، اما واقعيات و حقائق سياسى كه در اسلام مطرح شده است، با نظر به وفور و كفايت آنها، مى فهميم كه اسلام است كه تنها پاسخگوى تنظيم و مديريت حيات معقول انسانها است، آيا آنهمه آيات وارده در ضرورت عدل و قسط "15 آيه در ضرورت عدل و 18 آيه در ضرورت قسط" و آياتى كه دلالت بر برداشتن قيود و زنجيرهاى مختل كننده ى حيات معقول كه نتيجه ى آن را آزادى معقول مى ناميم، قطعا براى اثبات بااهميت تلقى شدن بعد سياسى انسان در اسلام كافى است. توضيح بيشتر در حقائق و واقعيات سياسى در مباحث بعدى خواهد آمد در اينجا فقط اشاره مى كنيم به اينكه آياتى در قرآن مجيد دلالت بر اين دارد كه يكى از مهمترين بلكه به يك معنى مهمترين هدف رسالت پيامبران الهى از ديدگاه اسلام قيام مردم جوامع بر مبناى قسط و عدالت مى باشد، به عنوان نمونه- لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط [ الحديد آيه ى 25. ]
ما تحقيقا رسولان خود را با دلائل روشن فرستاديم و با آنان كتاب و ميزان نازل نموديم تا مردم به قسط "عدالت" قيام نمايند.

گفته شده است البته ما با نوعى از جريان تاريخى روياروى هستيم كه لازم است آن را مورد علت يابى قرار بدهيم. جريان اينست كه آن اهميتى كه در مسائل و اصول فلسفه ى سياسى اسلام وجود دارد، غالبا نه طرح علمى و فقهى مشروح داشته است و نه عملا مورد تبعيت قرار گرفته است. علت اين جريان چه بوده است؟ اولا بايد در نظر گرفت كه حكومتها و زمامدارانى كه بر مبناى مكتب اهل تسنن دست اندركار بوده اند، ظواهرى از اسلام با پيروى از تفكرات تسنن در سياست مراعات مى كردند، ولى بدان جهت كه در اكثر دورانها و جوامع اسلامى تا دوران متاخر، مكتب تشيع قدرت بروز عملى در مسائل سياسى را نداشته است لذا فقهاء و صاحبنظران ضرورتى در بحث و تحقيق اصول و مسائل سياسى احساس نمى كردند، ولى همانگونه كه مشاهده مى كنيم ابوابى در فقه و فلسفه و كلام مطرح و مورد تحقيق قرار مى گرفته
است كه اهميت حياتى تفكر در سياست جامعه و اداره شئون اجتماع را با كمال وضوح اثبات مى كند.

/ 339