حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

ممكن است اين سئوال براى بعضى ها مطرح شود كه بردگى در اسلام هم جريان داشته و الغاء نگرديده است. پاسخ اين سئوال كاملا روشن است، زيرا:

الف: با نظر به منابع معتبر اسلام، بردگى پديده اى بود كه جريانات گذشته ى اقوام و ملل بدون استناد به يك منطق اساسى آن را در زندگى اجتماعى راسخ نموده بود و اسلام نمى توانست به يك بار و دفعتا آن را الغاء نمايد زيرا چنين امرى موجب اختلالات شديد اجتماعى مخصوصا اقتصادى مى گشت، لذا اسلام با كمال واقع بينى، نخست ريشه ى برده گيرى را كه عمدتا جنگها بود سوزانيد. و ما مى بينيم در فتح مكه با اينكه مطابق سنتهاى گذشته مى توانست همه ى اهل مكه را برده بگيرد، همه آنان را آزاد كرد.

ب: كيفر بعضى از گناهان را آزاد كردن برده قرار داد.

ج: قسمتى از زكات را كه مهمترين ماليات اسلامى است، به آزاد كردن برده ها اختصاص داد "و فى الرقاب".

د: مربوط بودن پديده ى بردگى را به روبناهاى زندگى و جريانات بى اساس آن، اثبات كرد.

ه: آزاد كردن بردگان را يكى از مهمترين نيكوكاريها و عبادات قرار داد، اين مبارزه ى پيگير و همه جانبه ى اسلام با پديده ى بردگى بود كه باعث شد اين پديده در كشورهاى اسلامى به حداقل برسد و در بعضى از جاها به كلى از بين برود، در زمان عمر بن عبدالعزيز مالياتى به عمر ارسال شد، عمر دستور داد همه ى مواردى را كه ممكن بود ماليات مزبور در آنجا صرف شود، تحقيق كردند، در نتيجه نيازى به آن ماليات ديده نشد، عمر دستور داد آن بودجه اضافى را به آفريقا بفرستند و برده ها را با آن بودجه آزاد كنند به شرط اينكه اگر مسلمان نبودند با مسلمين ارتباط دوستى و ولاء داشته باشند. [ رجوع شود به كتاب سيره ى عمر بن عبدالعزيز مالك بن انس و اصحابه ص 59. ]

8- آن همه اعتراضات كه در جوامع اسلامى بر خلفاء و امراء و حتى شورش عليه آنان مى شد، بهترين دليل اينست كه حقوق سياسى در اسلام خيلى بالاتر و باعظمت تر از يونان تثبيت شده است. [ در روايتى معتبر آمده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از يكى از انصار مقدارى خرما قرض كرده بود، حضرت به يكى از مسلمين فرمود: طلب او را ادا كند، وقتى كه مرد انصارى خرما را تحويل گرفت، گفت: خرمائى كه من به پيامبر داده بودم بهتر از اين بود، اداكننده ى طلب گفت: آيا از پيامبر نمى پذيرى؟! انصارى گفت: آرى، و من احق بالعدل من رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم، و كيست كه به عدالت ورزيدن شايسته تر از رسول خدا باشد. ]

/ 339