حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


به دريافت ناب وجدان اخلاقى كه اساسى ترين محرك آدمى به انجام وظيفه و تكليف "بدون توقع پاداش مزدورانه" مى باشد. اعتقاد به فطرت پاك كه بعدها در امتداد زندگى يا تقويت مى گردد و موجبات رشد و كمال انسانى را فراهم مى آورد و يا سركوب مى شود و از درون آدمى رخت برمى بندد. مانند دو نيروى فوق "عقل سليم و وجدان ناب اخلاقى" كه يا تقويت مى شوند و مورد بهره بردارى قرار مى گيرند و رشد و كمال آدمى را تامين مى نمايند و يا سركوب مى شوند و از كار مى افتند اعتقاد به وجود خود، شخصيت، من كه اگر با نيروهاى مثبت مخصوصا با عقل سليم و وجدان ناب اخلاقى حركت كند، قطعى است كه آدمى به مراحلى بالا از رشد و كمال نائل مى گردد. اعتقاد به اينكه تلاش بسيار شديد درونى براى يافتن پاسخ به چهار سئوال: من كيستم؟ از كجا آمده ام؟ براى چه آمده ام؟ به كجا مى روم؟ بسيار اصيل است و حيات آدمى بدون پاسخهاى صحيح به سئوالات فوق، به هيچ وجه قابل تفسير و توجيه نخواهد بود. اعتقاد ناشى از فعاليت درونى درباره ى موضوع اعتقاد فوق "من كيستم؟ از كجا آمده ام؟ براى چه آمده ام؟ به كجا مى روم؟" كه عبارتست از: انا لله و انا اليه راجعون ما از آن خدائيم و به سوى او برمى گرديم طبيعى ترين اعتقادى است كه دگرگونى راهى به آن ندارد. در اين دو اعتقاد نيز براى بحث و تحقيق مداوم در طرق وصول به آن دو اعتقاد و نتائج آن دو، ميدان باز و هيچ محدوديتى با مراعات موضوع دو اعتقاد فوق ديده نمى شود.

موضوع چهارم- حقائقى مربوط به كل موجوديت انسان آنچنانكه هست چه در حالت فردى و چه در حالت اجتماعى و قرار گرفتن او در امتداد زمان "گذشته و حال و آينده".

اعتقاد به اينكه انسان موجوديست قابل ترقى و اعتلا، در ارتباطات خود با جهان هستى، و با ساختن روحى خود به وسيله ى تهذيب اخلاق و تصفيه ى درون از آلودگيها، از ريشه ى بسيار اصيل و محكمى برخوردار است و مشاهدات عينى در طول تاريخى كه بر بشريت گذشته است، يكى از روشنترين دلائل واقعيت ريشه ى مزبور است. ترقى و اعتلائى كه انسان به آن نائل مى گردد، هم در حالت فردى او امكانپذير است، و هم در حركات و پديده هاى اجتماعى وى، ما همانگونه كه شاهد اعتلاى روحى يكايك پيامبران و اوصياء و اولياء و حكماى راستين و پيروان آنان در گذرگاه تاريخ مى باشيم، همين طور ترقيهائى را كه از حركات و پديده هاى اجتماعى نصيب بنى نوع بشريت گشته است، مى بينيم. اعتقاد به اينكه موجودى به عظمت انسان كه به قول انسان شناس بزرگ اميرالمومنين عليه السلام:




  • اتزعم انك جرم صغير
    و فيك انطوى العالم الاكبر



  • و فيك انطوى العالم الاكبر
    و فيك انطوى العالم الاكبر



آيا گمان مى برى تو يك جرم "جثه ى" كوچكى هستى، در صورتيكه جهان بزرگترى در وجود تو پيچيده است نمى تواند بدون هدفى والاتر از تاثير و تاثرات طبيعى در جهان طبيعت
بوده باشد، و به قول: بعضى از انسان شناسان صاحبنظر: موجودى به عظمت انسان كه از بالا شروع شده است، در پايين ختم نمى گردد انسانى كه با يكى از نيروهاى مغزى كه دارد مى تواند مشرف به هستى شود و از نظر تهذب روحى خوى فرشتگان به خود بگيرد و از اين موجودات مقدس هم پا را فراتر بنهد، نمى تواند در مقدارى خور و خواب و شهوت خلاصه گردد. اين دو اعتقاد بسيار ضرورى خيال و آرمانگرائى بى اساس نيست، بلكه از شهودات ما سرچشمه مى گيرد و به بديهى ترين منطق موجوديت انسان مستند مى باشد. درباره ى طرق و اشكال و لوازم و نتائج اين دو اعتقاد هم راههاى تحقيق باز و تفكر و تعقل و كشفهاى مستمر درباره آنها ضرورى است.

/ 339