حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

توضيحى درباره معناى طبقات مردم در جامعه به اصطلاح سياسى آن

در مباحث آينده مفهوم عمومى اين موضوع را تا حدودى مشروحا مورد بحث قرار خواهيم داد، در اينجا تنها معناى اصطلاح سياسى آن را مطرح مى نمائيم. طبيعى است كه صاحبنظران در تفسير ماهيت و مختصات و لوازم اين موضوع بسيار بااهميت اختلاف نظر و عقيده داشته باشند، لذا مطالبى را كه ما در اين قسمت مى آوريم، معنايش آن نيست كه همه ى آنها مورد اتفاق نظر متفكران بوده باشد، ولى ما پيرو دليل هستيم نه ادعاى محض، و ما نمى توانيم بدون دليل در جاذبه ى شخصيتهاى صاحبنظر قرار بگيريم. از ديدگاه فلسفه ى سياسى اسلام معناى اصطلاح سياسى طبقات مردم در اجتماع را مى توان بدينگونه مطرح نمود: هر يك از موقعيتهاى گوناگونى كه گروهى از انسانهاى جامعه را به جهت عوامل ضرورى زندگى اجتماعى در خود جاى مى دهد و هر يك از انسانهاى آن گروه، عضوى از آن موقعيت مى گردد طبقه اى از جامعه ناميده مى شود. چنانكه در مباحث آينده خواهيم ديد هر طبقه اى از مردم از وجود عامل و يا عواملى بروز مى كند كه يك يا چند قسمت از نيازهاى مردم جامعه را برطرف مى سازد، و با نظر به همين جهت است كه طبقه به معناى سياسى آن كه اجمالا در بالا توضيح داديم و در مباحث آينده مشروحا مورد تفسير و استدلال قرار خواهيم داد، يك پديده ى ضرورى در حيات اجتماعى انسانها است، اگر چه كيفيت و چگونگى آن ممكن است قراردادى و اعتبارى باشد. اگر مقصود از طبقه و منشا به وجود آمدن آن همين باشد و هيچ يك از طبقات ترجيح ارزشى بر يكديگر نداشته باشند، مگر به وسيله ى آگاهى و تقواى بيشتر، مى توان در فلسفه ى سياسى اسلام طبقه به اين معنى را پذيرفت كه در حقيقت چنانكه پيش از اين گفتيم شبيه به نهاد، سازمان، صنف مى باشد.

كميت معينى براى طبقات مردم در جامعه وجود ندارد

پديده طبقه محدود به يك كميت معين نيست، نه از جهت تعداد خود طبقات و نه با نظر به افراد تشكيل دهنده ى طبقه. علت نامحدود بودن كميت در هر دو قلمرو "تعداد خود طبقات و افراد تشكيل دهنده ى آن" باز بودن نظام جامعه و بروز تحولات موقعيتها براى حيات اجتماعى
مردم جامعه است، و به اصطلاح امروزى باز بودن سيستم حيات اجتماعى مردم است. در زمانهاى قديم طبقاتى به نام رسانه ها، صنعتگران، مديران، هنرمندان، كارگران، نمايندگان مردم و غيرذلك به طور مجموعه ى متشكل وجود نداشته اند، اگر چه هر يك از آن موقعيتها افرادى را بدون شكل طبقه اى به جهت نيازهاى اجتماعى دارا بوده است. در مقابل طبقاتى مناسب آن دورانها مشاهده مى شود، مانند ارتش و بردگى و پيشه وران و غيرذلك.

بنابراين، ممكن است با عروض تحولات به روابط انسانها با يكديگر و رابطه ى انسانها با طبيعتى كه در آن زندگى مى كنند كميت و كيفيت طبقات نيز دگرگون شود.

همچنين كميت افراد يا اعضاى تشكيل دهنده ى طبقه نيز با نظر به لزوم پيروى طبقه در كميت و كيفيت از نيازهاى حيات اجتماعى مردم متغير مى گردد. لذا اميرالمومنين عليه السلام در اين فرمان موقعيتها و مقاماتى را مانند كتاب "كاتبان"، وزراء، لشكريان و قضات بيان فرموده اند بدون اينكه آنچه ممكن است به عنوان طبقه ى جديد بروز نمايد را منتفى بسازند. شايد كلمه ى فمنها "از آنجمله" اشاره بر همين عدم محدوديت باشد، والا پس از جمله و اعلم ان الرعيه طبقات لايصلح بعضها الا ببعض و لا غنى ببعضها عن بعض و بدان اينكه رعيت طبقاتى است كه بعضى از آنها بدون بعض ديگر صلاحيت عمل ندارد و با وجود بعضى از آنها نمى توان از بعضى ديگر بى نياز گشت، مى فرمود: و هى "يعنى اين طبقات عبارتند از...".

كيفيت معينى براى طبقات مردم در جامعه وجود ندارد

همانطور كه در بحث كميت طبقات ديديم كه اندازه ى معينى براى آن وجود ندارد، بايد قبول كرد كه كيفيت مشخصى براى طبقاتى كه در جامعه بر مبناى نياز به وجود مى آيند وجود ندارد، زيرا اسلام كه علت اساسى وجود طبقات مختلف در جامعه را نيازهاى واقعى زندگى مردم مى داند، ماداميكه آن نيازها به عللى محدود و مشخص نباشند "مانند محدوديت و مشخص بودن از جهت محيط يا فرهنگ و غيرذلك" قطعى است كه كيفيت حاكم بر آن نيازها هم محدود و مشخص نخواهد بود، به عنوان مثال بسيار ساده، نياز كشاورزى را در نظر مى گيريم كه در روزگار قديم با وسائل بسيار ابتدائى و موادى كه فقط ضروريات معيشت ساده را تامين مى نمود، فعاليت مى كرد، امروزه مى بينيم پيشرفت صنعت از يكطرف و افزايش جمعيت از طرف ديگر به وجود آمدن پيوندهاى متنوع مابين كشاورزى و صنعت و ديگر پديده هاى زندگى بشرى، پديده ى كشاورزى از ابعاد متعدد با گذشته بسيار متفاوت است، و در نتيجه طبقه ى كشاورزى چه به طور كار دسته جمعى و چه به شكل كار فردى، يا در شكل دولتى آن با كميت
و كيفيت بسيار متفاوت با روزگار قديم، فعاليت مى كند، همچنين وقتى كه نياز تعليم و تربيت را منظور مى نمائيم، مى بينيم امروزه طبقه ى معلمان و مربيان از جهات بسيار فراوان از هر دو بعد كميت و كيفيت به قدرى با دورانهاى گذشته متفاوت است كه اصلا قابل مقايسه با يكديگر نمى باشند.

/ 339