حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید



3- ارتشيان هستند كه با دفاع جدى از آرمانهاى دينى موجب عزت و شكوه مردم متدين مى باشند، و بديهى است كه مقصود اميرالمومنين عليه السلام آن نيست كه ارتشيان براى دين عزت مى بخشند. زيرا عزت دين در ذات و قوانين و اصول و احكام آن است، و هيچ نيازى به دفاع و حمايت با اسلحه و پيكار ندارد، بنابراين، بايد گفت: مقصود اميرالمومنين عليه السلام از كلمه ى عزالدين عزت و شوكت و جلال مردم متدين مى باشد.

4- ارتشيان هستند كه طرق گوناگون امنيت را در جامعه هموار مى كنند. حقيقت اينست كه بشر با همه ى ادعاهاى ترقى و تكاملى كه دارد، هنوز نتوانسته است طعم امنيت زندگى اختيارى و منطق حقيقى حيات معقول را بچشد، و اينكه امروزه در بعضى از كشورهاى دنيا مى بينيم كه همه ى مردم آنها با كمال آرامش و امنيت كامل به سر مى برند مستند به تحول و تكامل ذاتى آنان نيست، بلكه معلول يك عده عوامل جبرى است كه با كمال مهارت نمايش آزادى به آنها داده اند.

كيست اين حقيقت را نداند كه سرخى گونه ى آن كشورهاى فرورفته در عيش و عشرت و سرخوشى، معلول زردى روى كشورهاى ضعيف و ناتوان مى باشد، اين قانون را فراموش نكنيد كه:




  • ده تن از تو زردروى و بينوا خسبد همى
    تا به گلگون مى تو روى خويش را گلگون كنى



  • تا به گلگون مى تو روى خويش را گلگون كنى
    تا به گلگون مى تو روى خويش را گلگون كنى



"ناصرخسرو"

امنيت حاكم در آن جوامع نيز معلول جريانات نفع پرستى و لذت گرايى "اتيليتاريانيسم و هدونيسم"، شديد است كه به صورت حلقه هاى زنجيرى اجبارى، مانع از تعدى و آزار دادن به يكديگر است. اگر روزى فرارسد كه آن عوامل جبرى برداشته شود، مانند جنگ اول و دوم جهانى، خواهيد ديد كه امنيت عاريتى آنان كه معلول عوامل جبرى بود چگونه نابود مى گردد و به جاى تعاون و مساعدت به همديگر و عمل به قانون همزيستى و اعلاميه جهانى حقوق انسان، گوشت و استخوان و پى و حتى خون يكديگر را با كمال بيخيالى مى خورند.

5- قوام رعيت و پايدارى زندگى جامعه با لشكريان است، توضيح اين جمله را در مطالب قبلى متذكر شديم، زيرا تا قدرت قاهره و نيروى بازدارنده اى در كار نباشد، نه تنها خطر خودپرستان داخلى و قدرت پرستان خارجى زندگى مردم را مختل مى سازند، بلكه نبودن نيروى بازدارنده از تعدى و هجوم، خود از مهمترين عوامل وسوسه براى تعدى و هجوم قدرت پرستان مى باشد، لذا مى توان گفت: لشكريان مانند بازوى قوى يك مرد است كه مى تواند با آن بازوى نيرومند زندگى خود را از خطر نابودى نجات بدهد، سپس اميرالمومنين عليه السلام شرائط
انتخاب فرماندهان بزرگ را در جملات مشروحتر چنين مى فرمايد:

/ 339