حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


كه در جاذبه ى من قرار بگيريد!!

يقينى است كه هيچ سالك رشديافته اى هر اندازه هم كه در اين مسير حق و حقيقت تكاپو كرده باشد محال است به آن درجه از كمال و اعتلاء برسد، كه به ديگر انسانها بتواند بگويد: بيائيد در برابر من به سجده بيفتيد كه من عين كمال مطلوب شده ام! نه هرگز-




  • من غلام آنكه او در هر رباط
    خويش را واصل نداند بر سماط



  • خويش را واصل نداند بر سماط
    خويش را واصل نداند بر سماط



ج: شخصيتهائى كه در اين دنيا امتيازاتى را به دست آورده اند، مانند علوم و فنون ارتشى و قضائى، مديريت، هنرى، علمى، سياسى و غيرذلك، نبايد خود را با رسيدن به آن امتيازات فوق قانون حيات بخش عدالت قرار داده توقع داشته باشند ارزش كار آنان را بيش از آنچه هست بپردازند، اگر يك شخصيت با داشتن هزاران امتياز چنين توقعى را داشته باشد كه آجرى را كه از زمين برداشته و در رديف آجرهاى ديوارى كه براى ساختمانى بالا مى رود گذاشته است، چون شخصيت او داراى امتيازاتى فراوان است، آن آجر را به حساب يك ساختمان درآورند! و بگويند: ساختمان را آن شخصيت به وجود آورده است! چنين شخصيتى با داشتن آن همه امتيازات از قانون حيات بخش عدالت منحرف شده، بلكه با آن به مبارزه برخاسته است، و اگر مست امتيازاتش نباشد، بايد فورا به متخصصان روانشناسى مراجعه كند تا ببيند كجاى مغزش اختلال پيدا كرده است؟ همچنين اگر يك انسان گمنام و به ظاهر محقرى كار بزرگى انجام بدهد و حكومت و حاكم و جامعه اى كه او در آن زندگى مى كند، ارزش واقعى آن را ندهد و به اصطلاح عمومى چوب حقارتش را بخورد، هرگز نه آن حكومت و حاكم به سعادت و قداست خود خواهد رسيد، و نه جامعه اى كه حق آن انسان در آنجا پايمال شده است.

د: شخصيتهائى كه از مراحل ابتدائى گذشته و به مراحل عالى رشد نائل آمده اند،همه ى امتيازاتى را كه به دست آورده اند، امانتهاى الهى تلقى مى كنند و در راه به جاى آوردن حق و سپاس آنها از هيچ كوششى دريغ نمى دارند، و يكى از بزرگترين سپاسگزارى و حق شناسى اينست كه آن شخصيت ها طعم حيات بخش خود حق و حقيقت و واقعيتها را به مردم بچشانند و سپس آنان را به پيمودن مسير آن دو، تحريك و تشويق نمايند، فقط درباره ى اينان مى توان گفت كه امناى خدا در روى زمين و از شخصيت ساختگى و مجازى رهائى يافته و به شخصيت حقيقى انسانى رسيده اند.

/ 339