حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


موضوع پيش آيد، بدون احساس شرم فورا بايد توقف نموده و به تحقيقات بيشتر و دقيقتر بپردازد. منابع معتبر فقهى درباره ى لزوم توقف و احتياط در موارد شك و شبهه مخصوصا در امور مربوط به مال و جان و حيثيت و نواميس مردم بسيار فراوان است.

نه- قاضى بايد بيش از همه به دلائل صحيح تكيه كند، لذا ذوقيات خوشايند و بى اساس، احتمالات غيرمنطقى، سوابق فكرى كه در معرض دگرگونى مى باشند و نيز مغالطه هاى ظريف نبايد در نظريات او تاثير داشته باشند.

ده- قاضى بايد از ظرفيتى معقول برخوردار باشد كه مراجعات مكرر خصماء "اهل دعاوى" او را ناراحت نكند، زيرا چه بسا كه اگر حكم بر ضرر مراجعه كننده باشد، با تعدد مراجعه، لزوم تحمل آن ضرر را درك كند و به روشنائى بيشتر نائل آيد، و گاهى ممكن است ابهاماتى كه براى خود قاضى وجود داشته است به تدريج از بين برود.

يازده- قاضى بايد بردبارترين مردم براى كشف حقائق امور باشد، اين وظيفه، به طور اشاره، و صراحتا در شماره هاى قبلى آمده است.

دوازده- قاضى بايد پس از واضح شدن حكم مورد، قاطعانه عمل كند، طبيعت فصل خصومتها اقتضاء مى كند كه قاضى در صادر كردن حكم پس از طرح كامل آن به هيچ وجه دودلى به خود راه ندهد و از خود نرمش نشان ندهد. نرمش و دودلى قاضى پس از وضوح كامل حكم مورد، به اضافه ى اينكه موجب تاخير رسيدن صاحب حق به حق خود، مى گردد در معرض سوء استفاده نيز قرار مى گيرد، يعنى آن كسى كه مجرم است ممكن است از نرمش و دودلى قاضى فرصت تقلب يا فراگيرى راههاى فرار از كيفر را پيدا كند، مانند طرق ابزار عواطف و هيجانها و غير ذلك.

سيزده- قاضى نبايد از مداحى و ستايشگرى فريفته شود و به خود ببالد، آن قاضى كه در برابر چاپلوسيها و مداحى ها خود را مى بازد، اگر آگاهى و وجدان قضائى خود را از دست نداده باشد، خود را بايد به دادگاه وجدان برينش معرفى كند و به محاكمه آماده گردد، زيرا او كه به باختن شخصيت خود درباره ى چاپلوسيها و تملق متهم است، چگونه مى تواند شخصيت ديگران را متهم تلقى كرده و به محاكمه بكشد؟ تخدير و مستى، مداحى و ستايشگرى، انسانهاى ضعيف النفس را واقعا تا حد يك حيوان ضعيف پائين مى آورد، زيرا وقتى تخدير و مستى بر مغز و روان آدمى روى بياورد، درك و انديشه و عقل و اراده و كمال جوئى از وجود آدمى مى گريزد و قدرت تشخيص حقائق و واقعيات از او سلب مى گردد.

چهارده- از مهمترين وظائف زمامدار درباره ى قضات اينست كه كارهاى آنان را زير چشم بگيرد و مورد بررسى و تحقيق قرار بدهد، در روايتى از هشام بن سالم از امام جعفر بن محمد
الصادق عليهماالسلام آمده است كه: لما ولى اميرالمومنين عليه السلام شريحا للقضاء اشترط عليه ان لا ينفذ القضاء حتى يعرضه عليه، [ وسائل الشيعه- الشيخ حر العاملى ج 18 ص 6. ] وقتى كه اميرالمومنين عليه السلام شريح را براى منصب قضاوت نصب فرمود، با شريح شرط كرد كه حكم را به معرض اجراء در نياورد تا به اميرالمومنين عليه السلام عرضه كند، البته در دوران ما به جهت گسترش عمق و تنوع و پيچيدگى كار زمامداران، مقاماتى براى رسيدگى به تخلفات قضات و بررسى آخرين مرحله ى حكم وجود دارد كه تا حدود زيادى موجب اطمينان به صحت احكام صادره بوده باشد.

پانزده- زمامدار بايد وسائل معيشت قاضى را در حدى تامين كند كه در روانش عامل اخلال باقى نماند و نيازش از مردم قطع شود، بديهى است كه آن قاضى كه حد كفاف وسائل معيشت را نداشته باشد، اگر بر فرض بعيد، تمايلى به رشوه هم نداشته باشد، فكرش مختل است، و قضاوت با فكر مختل نتيجه ى ناشايستى به دنبال خواهد داشت. اين دستور اميرالمومنين عليه السلام را بعضى از كشورهاى پيشرفته ى دنيا "به اصطلاح" امروزه مورد عمل قرار مى دهند، و گفته مى شود: چك سفيد به قاضى مى دهند كه او همه ى نيازهاى خود را برطرف نمايد.

شانزده- زمامدار بايد آن مقام و منزلت را براى قاضى منظور بدارد كه كسانى ديگر از خواص كارگردانان حكومت، طمع در آن نكنند، يعنى غافلگيرش نكنند و مورد دستبردش قرار ندهند تا بتواند با دلى مطمئن و فكرى راحت به كار قضائى خود بپردازد. براى قاضى و قضاوت غير از اينها كه ما مطرح كرديم آداب بسيار مهم وجود دارد كه در كتب فقهى مشروحا مورد بررسى قرار مى گيرد.

/ 339