حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

سطح پيشرفتهاى علمى و تكنولوژى عقب بوده است [ انسان مسلح، انسان گرسنه ص 79. ] از 1945 شاهد تحولاتى بوده ايم كه در چهارچوب مورد علاقه ى من هيچ كس بهتر از رائول آلفونسين رئيس جمهورى آرژانتين توصيفش نكرده است، چنانكه مى دانيد او در شمار شش رئيس دولتى بود كه سال گذشته از پنج قاره ى جهان گرد هم آمدند تا علاقه و ناشكيبائى هاى نگرانى آميز خود را نسبت به مقوله ى كنترل تسليحات اعلام دارند، در اين ديدار كه در ژانويه ى گذشته در دهلى نو برگزار شد رئيس جمهور آرژانتين به منافع مشروع قدرتهاى بزرگ و ابرقدرتها در دفاع از خود و به ويژه تامين امنيت خويش تاكيد كرد، اما اين نكته را نيز روشن ساخت كه نيروهاى نظامى و زرادخانه هاى قدرتهاى بزرگ اكنون بى ترديد از حدود مقتضيات دفاعى آنها بسيار فراتر رفته است، اكنون دو ابرقدرت- و فقط همانها- اين توان را به دست آورده اند كه حيات را به كلى از اين كره ى خاكى براندازند، به اين ترتيب قدرت آنها به شكلى عينى خطرناك شده است، تصميم گيرى به استفاده ى از آن زرادخانه ها اكنون به تنهائى در اختيار اينها است، يعنى تنى چند و مشاوران آنها يا گروه كوچك برگزيده اى كه به هر حال از چند نفر تجاوز نمى كند - اختيار نابود كردن پايه اى ترين حقوق تمام مردم را به دست دارند، "حق حيات را" در تمام تمدنها و فرهنگها و در تمام مذهبها و جامعه ها و قاره ها حق حيات همواره به صورت پديده اى ويژه قلمداد شده است، بنابراين چه براى پنج ميليارد مردم جهان و چه براى دولتهائى كه شمارشان اكنون به 160 مى رسد وحشتناك است كه حق حيات آنها در اختيار گروه كوچكى در يك يا دو پايتخت باشد، و آنها چاره اى نداشته باشند جز آنكه به خرد و خويشتن دارى اين گروه كوچك اعتماد كنند و دل خوش دارند كه اينها از قدرت خويش سوء استفاده نمى كنند و آن اشتباه جبران ناپذير را مرتكب نمى شوند، حفظ صلح جهان بيش از آن به حقوق پايه اى ملتها ارتباط دارد كه تصميم گيرى نسبت به آن، تنها در اختيار رهبرى ابرقدرتها باشد "ص 317 و 318".
اين گستاخى است كه من به پرسشهائى بپردازم كه مردان و زنان همنوع درباره ى مهمترين مشكلات كنونى مطرح مى كنند... بايد بگويم كه نه تنها شبهه ها و بدفهمى هاى اساسى را بايد بازگو كرد، بلكه با افرادى كه با مسئله بقاى بشر با بى تفاوتى برخورد مى كنند، و غالبا همانهائى هستند كه بر ما حكومت مى كنند بايد به شدت به مبارزه برخاست "ص 72" بايد به ياد داشته باشيم كه از 1945 به بعد، بيش از 120 كشمكش مسلحانه در جهان سوم روى داده است، و كمابيش هيچكدام از آنها را نمى توان از دخالت خارجى برى دانست "ص 81" راستى را هر كس به دنبال علت يابى اين نكته باشد كه چرا كارهائى كه بايد انجام
مى گرفته و امكان انجام شدنشان بوده است عملى نشده اند؟ به جز به اين نتيجه نمى رسد كه انسان دانا توانائيهاى فنى، و در مفهومى محدودتر، توانائيهاى اقتصادى ذهن خويش را با شتاب بس بيشترى از توانائيهاى سياسى و سازماندهى اجتماعى خود گسترش داده است، چنين هم مى توان گفت: كه صورت بندى شخصيت و ارزشهاى اخلاقى انسان با شتاب پيشرفتهاى تكنولوژى همگام نبوده است، همين ارزشهاست كه انسان نياز دارد تا بتواند با خويشتن و با ديگران و همسايگان خود- به صورت فردى و جمعى در صلح و صفا به سر برد، هدف اقتصاد امروز نيز چون 2000 سال پيش همچنان توليد، و سودآورى است، جنگ افزارها همچون 2000 سال پيش همچنان رو به آسانتر شدن چگونگى استفاده و برد زيادتر و دقت هدفگيرى بيشتر دارند، كشمكشهاى مردمان و ملتها نيز همين وضع را دارد، معيارهائى كه اينها را با آنها مى سنجيم- حاكميت، شهرت، قدرت، سلطه، و نفرت از دشمن، بدبختانه از 2000 سال پيش تاكنون تغيير چندانى نكرده اند "ص 313 و 314" بنا به برآوردها، از هر 1000 دانشمند جهان، 200 نفر در طرحهاى پژوهشى و تكنولوژى به كار نظامى مشغولند "مساوى ص 100" شكنجه پديده اى است كه در دوران استعمار نيز وجود داشت، و به همين دليل، مراحل پايانى حكمرانى فرانسه به الجزائر انگشت نماى خاص و عام شد، به اين ترتيب، اى بسا كه كاربرد شكنجه در جهان سوم نيز يك ميراث استعمارى باشد، چنانكه اقدامات خشونت آميز سياسى نيز ره آوردهائى است كه غالبا خارجيها به ارمغان مى برند، امروز يك استاد آفريقائى نبايد از بيان اين نكته بيم داشته باشد كه در پهنه ى زيست او تكنولوژى نابودگر به مراتب از تكنولوژى زايا پيشرفته تر شده است "مساوى ص 307" چند

مطلب قابل توجه از برتراند راسل درباره ى قدرت و سوء استفاده از آن را در اينجا مى آوريم: در روزگاران گذشته مردم براى به دست آوردن قدرتهاى جادوئى خود را به شياطين مى فروختند امروزه اين قدرتها را از علم به دست مى آورند، و خود را ناچار مى بينند كه مبدل به شيطان شوند، براى جهان اميدى نيست مگر آنكه بتوانيم قدرت را مهار كنيم و آن را در خدمت اين گروه يا آن جبار متعصب درنياوريم، بلكه در خدمت تمامى نوع بشر به كار گماريم [ قدرت

برتراند راسل ترجمه آقاى نجف دريابندرى ص 30. ]
اينشتين به كرات يكى از گفته هاى لورانتز را تكرار مى كرد: هنگامى كه در دوران جنگ اول بين المللى مى خواستند او را مجاب سازند كه در تاريخ بشريت همواره زور و قدرت بر حق و حقيقت غلبه داشته است، چنين جواب داده بود: من نمى توانم منكر صحبت گفتار شما باشم، ولى يك چيز را مى دانم و آن اينست كه من شخصا به زندگى در چنين دنيائى علاقمند

/ 339