حکمت اصول سیاسی اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حکمت اصول سیاسی اسلام - نسخه متنی

محمد تقی جعفری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


با نظر به اجراى اين وظايف از طرف زمامداران عادل اسلامى بود كه حتى به اعتراف صاحبنظران غيراسلامى، جوامعى كه با پرداخت خراج با مسلمانان همزيستى داشتند، با كمال سهولت و رضايت خاطر، خراج را مى پرداختند و بلكه همين عدالت در قضيه خراج بود كه موجب مى شد كشورهاى غيراسلامى به اسلام براى همزيستى با مسلمين روى بياورند. عبارات منتسكيو را در اينجا مى آوريم: وجود اين باجهاى گزاف "كه دولتهاى كشورهاى غيراسلامى در آن دورانها به زور مى گرفتند" بود كه سهولت عجيبى را به مسلمين در فتوحات خود اعطاء نمود، زيرا ملتهاى تسخير شده از طرف اعراب مى ديدند به جاى يك سلسله تعدياتى كه در اثر لئامت امپراطوران به آنها مى شد، با يك ماليات ساده كه به سهولت مى دهند، و به سهولت گرفته مى شود، مواجه و تابع شده اند. اين بود كه فتوحات مسلمين با كمال سهولت پيش رفت و ملتها خوشبخت تر بودند و ترجيح مى دادند به يك ملت صحرانشين مطيع تبديل بشوند تا به يك حكومت فاسد كه در آن حكومت از تمام معايب و از تمام وحشتها و دهشتهاى بندگى و نبودن آزادى در عذاب بودند. در مورد اخذ باجهاى گزاف، افراط نزديك به جنون را در تاريخ مشاهده كنيد: آناستاز مالياتى براى استنشاق هوا وضع كرده بود!! [ روح القوانين تاليف منتسكيو ترجمه ى آقاى على اكبر مهتدى ص 384. ] داستان حيرت انگيزى كه ابوالعباس احمد بن يحيى بن جابرالبلاذرى درباره ى ماليات سرانه "جزيه" نقل مى كند، روشنترين دليل است براى اثبات عادلانه بودن و هدف اعلاى مالياتى كه از غيرمسلمانان گرفته مى شد.

به جهت اهميت مطلب، ما نخست عين عبارات عربى بلاذرى را مى آوريم و سپس آن را ترجمه ى مى نمائيم: حدثنى ابوحفص الدمشقى قال حدثنا سعيد بن عبدالعزيز قال: بلغنى انه لما جمع هرقل للمسلمين الجموع، و بلغ المسلمين اقبالهم اليهم لوقعه اليرموك ردوا على اهل حمص ما كانوا اخذوا منهم من الخراج، و قالوا قد شغلنا عن نصرتكم و الدفع عنكم، فانتم على امركم. فقال اهل حمص: لولايتكم و عدلكم احب الينا مما كنا فيه من الظلم و الغشم و ليدفعن جند هرقل عن المدينه مع عاملكم، و نهض اليهود فقالوا: و التوراه، لا يدخل عامل هرقل مدينه حمص الا ان نغلب و نجهد، فاغلقوا الابواب و حرسوها، و كذلك فعل اهل المدن التى صولحت من النصارى و اليهود، و قالوا: ان ظهر الروم و اتباعهم على المسلمين صرنا الى ما كنا عليه، و الا فانا على امرنا ما بقى للمسلمين عدد، فلما هزم الله الكفره و اظهر المسلمين، فتحوا مدنهم، و اخرجوا المقلسين فلعبوا و ادوا الخراج، و سار ابوعبيده الى قنسرين و انطاكيه ففتحها [ فتوح البلدان، تاليف ابوالعباس احمد بن يحيى بن جابر البلاذرى القسم الاول ص 187. ]
ابوحفص دمشقى گفته است: كه سعيد بن
عبدالعزيز براى ما روايت كرد كه اين خبر به من رسيده است، وقتى كه هراكليوس امپراطور روم لشكريان خود را به مقابله با مسلمانان جمع كرد، خبر اين آمادگى لشكريان روم براى برپا شدن حادثه ى يرموك به مسلمانان رسيد. مسلمانان هر آنچه را كه به عنوان ماليات از اهل حمص گرفته بودند به خود آنان برگرداندند و گفتند: ما به جهت اشتغال به مبارزه با دشمن از يارى و از دفاع از شما ناتوانيم، و شما اختيار خودتان را داريد، [ در اينجا جمله اى وجود دارد كه بايد مورد تفسير قرار بگيرد و آن اينست: لان الناس كلهم عيال على الخراج زيرا همه ى مردم تحت كفالت خراج يا ماليات به طور عام هستند ممكن است گفته شود ماليات فقط براى رفع نياز مستمندان است نه همه ى مردم، در صورتيكه جمله ى اميرالمومنين عليه السلام شامل عموم مردم است؟ پاسخ اين سئوال چنين است: كه هيچ دولتى بدون قدرت مالى نمى تواند از عهده ى اداره ى جامعه ى خود برآيد، و اين قدرت مالى راهى جز اخذ ماليات بر مبناى عدل و انصاف ندارد، بنابراين حيات سياسى و اجتماعى و اخلاقى و مذهبى و فرهنگى هر جامعه اى مربوط به رهبرى و توجه زمامدار و قدرت اجرائى دولت است ، و بديهى است كه قدرت اجرائى دولت و تنظيم حيات اجتماعى مردم بدون انواعى از مال به شكل بودجه و ديگر امكانات مالى تحقق نمى پذيرد، و از طرف ديگر تجارب دقيق نشان داده است كه دولت نمى تواند كشاورز و صنعتگر و بازرگان خوبى باشد، ولى چنانكه در مباحث بعدى خواهد آمد مى تواند و بايد نظارت و ارشاد همه جانبه درباره ى آنها را به عهده داشته باشد. ] اهل حمص گفتند: زمامدارى و عدالت شما براى ما محبوبتر از آن وضعى است كه ما در گذشته داشتيم، ما در گذشته در ظلم و ستم زمامداران غوطه ور بوديم و ما قطعا به يارى فرمانده شما از ورود لشكريان هراكليوس به شهر جلوگيرى خواهيم نمود، "در اين حال" قوم يهود برخاستند و گفتند: سوگند به تورات، فرمانده هراكليوس به اين شهر نمى تواند داخل شود مگر اينكه ما مغلوب شويم و تلاش ما به جائى نرسد. پس از آن دروازه هاى شهر را بستند و به نگهبانى آنها پرداختند، و ديگر شهرهائى از نصارى و يهود كه با مسلمين مصالحه كرده بودند همين كار را كردند، و گفتند: اگر لشكريان و پيروان آنان بر مسلمين رومى پيروز شوند، ما به همان وضع گذشته مان خواهيم ماند "مظلوم و بيچاره خواهيم بود" در غير اين صورت ما با همين وضعى كه با مسلمانان داريم تا آخرين افراد آنان ادامه خواهيم داد. هنگامى كه خداوند متعال كفار را مغلوب ساخت و مسلمانان را پيروز فرمود دروازه هاى شهرهاى خود را به روى مسلمانان باز كردند و با خوانندگان و نوازشگران در حال پايكوبى و دست افشانى به استقبال مسلمانان رفتند و خراج "ماليات" را پرداختند، و ابوعبيده از آنجا به طرف لشكريان قنسرين و انطاكيه حركت كرد و آنجاها را فتح كرد.

/ 339